اوقات فراغت به عنوان یک مفهوم، زمانی به بهترین حالت تعریف میشود که در مقابل مفهوم کار قرار میگیرد. تفریح که» دگرازیا» (۱۹۶۲) آن را این گونه تعریف میکند: حالتی از بسر بردن و بودن در چیزی که درآن فعالیت انجام یافته معطوف به خویش است و یا معطوف به چیزی به عنوان پایان خود. این حالت به طور کلی درزبان انگلیسی به عنوان متضادی برای کار استفاده میشود، کاردقیقأ چیزی است که فراغت نیست. این فاصله بین دو نوع فعالیت، ممکن است آنقدر در فرهنگهای دیگر واضح نباشد که درجوامع صنعتی غربی واضح است. درواقع، به نظرمی رسد که دربسیاری از جوامع باستان، زندگی، تداوم ریتم فعالیت، کار وفراغت بوده است و اینها همه در فرآیند روزانه وجود داشتهاند. جریان آهنگین فعالیتهای روزانه که متعلق به جوامع و مردم بدوی دنیا میباشد از سوی مردمشناسان مشاهده شده است.
در ادامه چنین مشاهداتی مطالعات اخیری که انجام شده تغییر کرده است و به طور مثال؛ دیگر زندگی را شکار و گردآوری نمیدانیم وزندگی تنها مبارزه با ترس از مردن نیست. درصحرای کالاهاری آفریقا، مردمشناسی به نام ریچارد لی (۱۹۶۸) ادعا میکند که زندگی گروههای شکارچی لزومأ یک جدال برای زنده ماندن به شمار نمیآید. «بازی» برخلاف اوقات فراغت نباید به عنوان یک متضاد برای کار قلمداد گردد. استیونز (۱۹۸۰) دریک مقاله به نام بازی وکار: دو قطبی اشتباه؟ اظهار میکند که این فقط یک ۲ قطبی اشتباه نیست، بلکه چیزی است که اگر ابعاد آن کشف نشود ممکن است تاثیرات بیمعنی آن درجنبههای مختلف از زمینههای مورد مطالعه ما باقی بماند. اگرکاررا به عنوان متضاد دو قطب مقابل بازی بدانیم کار میبایست غیرارادی وغیر داوطلبانه، غیر مفرح و واقعی باشد. به وضوح میدانیم که کارهمیشه با این ویژگیها همراه نیست؛ کاربه طورکلی به عنوان یک فعالیت عمدی و با یک سری هدف به خصوص تعریف میشود. آنچه که در اینجا میگوییم به این معنا است که این ۲ مفهوم با یکدیگردرارتباطند، اما لزوما دوقطب متضاد نیستند. بازی یک پدیده طبیعی و سرشتین است که ابعاد مهم روانی واجتماعی خاص خود را دارد. از دیدگاه اجتماعی بازی یکی از راههایی به شمار میآید که جامعه برای کودکان فراهم میآورد تا استعدادها وتواناییهای درونی خود را کشف کنند به گونهای که این استعدادها و تواناییها در شکل اجتماعی وفرهنگی صحیح کنترل وهدایت شوند. زیمل (zimel) بازی را فرایندی برای آماده ساختن کودکان جهت ایفای نقشهای بزرگسالان به شمار میآورد. وبر به رواج بازی در طول تاریخ انسانی اشاره میکند. این هر دو نفر بر مفهوم بازی به عنوان مجموعه اهدافی که غالبأ حس، آنها را رهبری میکند، تاکید میورزند.
مورخ هلندی، هویزینکا (Huizinka)، به بررسی مفهوم بازی از دیدگاه اجتماعی پرداخته ودرتعریف آن گفته است: بازی عبارت است از هرگونه فعالیت آزاد که با آگاهی کامل، در بیرون از حیطه زندگی عادی انجام گیرد و این خصوصیات را داراست ۱- غیر جدی است ۲- باعلایق مادی پیوند ندارد ۳- درحدود ومرزهای متناسب باخودش محدود است ۴- طبق قواعد مشخص انجام میگیرد. بنابراین خوب است که فکرکنیم که کار وبازی ۲ مفهوم مرتبط هستند ومی توانند نوع خاصی از فعالیتها را توصیف کنند.
اما پیرامون ورزش میبایست اذعان داشت که ورزش یکی از شکلهای پیشرفته پدیده حرکت درانسان است. ورزش مرحله بالاتروتکامل یافته تری از بازی میباشد؛ ونسبت به بازی از نظم وسازماندهی بیشتر ومهارت بالاتری برخوردار است. تفاوت ورزش با دیگر گونههای فعالیت بدنی، در بدنی بودن محض آن است و بدون این خصوصیت ما نمیتوانیم فعالیتی را ورزش، یا ورزشی به شمار آوریم.
یکی دیگر از خصوصیات ورزش این است که بر پایه مقررات دقیقی به منظور سازماندهی یک رقابت سالم وعادلانه استوار است. این مقررات در طول تاریخ گذشته وحال پدید آمده است. ورزش فعالیتی است که در درجه نخست بر نیروی بدنی بازیکنان متکی است؛ و دردرجه دوم برعناصری چون برنامهها وشیوههای بازی.
بسیاری ازپژوهندگان براین باورند که ورزش تبلوری اجتماعی ازهمان بافت فرهنگی بازی هاست. زیرا شناسههای فرهنگی را در ابزارهای بازی مانند راکت وچوب وتوپ وتور تجسم یافته است؛ ودیگر شناسههای فرهنگی که در بازارهای ساده قومی وجود داشته و بازتابی از واقعیت محیطی وفرهنگی این بازیها بوده؛ اخذ کرده است. اما همگام با روند تمدن انسانی، شکلهای سازمانی این بازیها نیز تحول پیدا کرده، برخی از آنها قالبهای اجتماعی رسمی به خود گرفته و پارهای دیگر چنان پیشرفت کرده وشیوع یافتهاند که از محدوده محلی یا منطقهای به عرصه جهانی قدم گذاشته وبه صورت ورزشی بین المللی یا المپیکی درآمدهاند.
دلایل فراوانی در دست است که این تفسیررا تأیید میکند؛ مثلا ریشه بسیاری از ورزشهای پر آوازه معاصر در گذشته دور، بازیهای ساده وابتدایی و یا شاید آیینهای دینی وماهیت تشریفاتی بوده است که نمونه آنها رادریونان باستان مییابیم. درتمدن آزتک درآمریکای جنوبی، نشانههایی دال بر وجود پدیدهای شبیه به بسکتبال حکایت میکند. درآغازقرن نوزدهم فوتبال یک بازی خشن وتقریبا بینظم وخونین ووحشیانه بود، به طوری که دادگاههای انگلستان با صدورحکم رسمی این بازی را قدغن کردند.
نوربرت الیاس درکتاب فرآیند متمدن شدن با دید وسیع تاریخی این سوال را مطرح میکند که چرا بشر متمدن فعلی معتقد است که بشر قبلی دست به خشونت زده است، ادب نداشته، خشن وبی رحم بود و به همنوع خودآزارمیرساند؟ ازنظر الیاس جوامع هرقدرمتمدن ترمی شوند قیود بیشتری بررفتارهای افراد اعمال میکنند. درواقع بشر در عصر جدید یاد میگیرد که جسم خود را تحت انظباط خاصی در بیاورد.
دونکته اساسی درهر ورزشی وجود دارد؛ نخست ارائه اخلاق ورفتارخوب ومطلوب ودیگری تاکید بر همکاری ونوع دوستی ومحبت. امروزه این دو اصل از جامعه ورزش کاسته شده و گاهی احساس مردم به ورزش احساسی درآمیخته با عشق ونفرت شده است. علاوه بر آن، آنجا که ورزش واسطه شعله ورشدن احساسات و بحران هویت ملی میشود ورزش تبدیل به تماشاگر هویت ملی میشود یعنی تب وتاب آن، محدوده ورزش، تفریح، وگذران اوقات فراغت را کنار زده وهویت ملی وقومی را برملا میسازد.
ورزشهایی همچون فوتبال درعصر کنونی، بیش از آنکه به عنوان» بازی» مطرح باشند، به مثابه «متن زندگی» درنظر گرفته میشوند. درواقع ورزشی مانند فوتبال متن فراگیری است که به طور داوطلبانه وازطریق نیروهای جدید اجتماعی مطرح ومورد حمایت قرار میگیرد. تصویر ابتدایی این برداشت برگرفته از صحنهای از فینال جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان و مصاف دو تیم فرانسه و ایتالیا میباشد. آنجا که زین الدین زیدان مسلمان، فرانسوی الجزایری الاصل در پاسخ به توهین «ساموئل ماتراتزی» مبنی بر اینکه «همه ما میدانیم که تو فرزند یک تروریست بدکاری» در حرکتی انتقامی با سر به سینهاش میکوبد و او را نقش بر زمین میسازد. در واقع در آن لحظه «ماتراتزی» به عنوان نماینده «موسیلینی»نژاد پرست توهین میکند و» زیدان» به عنوان عربی مهاجر عکس العمل نشان میدهد. آری دنیای ورزش، دنیایی حرفهای؛ دنیای بازی، دنیایی تمرینی؛ ودنیای فراغت، دنیایی تفریحی میباشد.
منابع ومآخذ:
ورزش وجامعه انورالخولی، امین؛ ترجمه حمید رضا شیخی؛ انتشارات وزارت امورخارجه
مردمشناسی ورزش بلانچارد، کندال؛ ترجمه حسنزاده وقربانی؛ سازمان میراث فرهنگی
نوربرت الیاس وفرآیند متمدن شدن؛ اباذری، یوسفعلی؛ نامه علوم اجتماعی، ش۱۹
فوتبال وپارادوکس نوسازی؛ آزاد ارمکی، تقی؛ نامه علوم اجتماعی، ش۱۹
نگاهی به خشونت فوتبال؛ کشمیری، بیژن؛ نامه علوم اجتماعی ش۱۹
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.