BRAIN WASHINGسیاست (منظورم حکومت است) همیشه – از دیرباز – حامی و پشتیبانِ علوم بوده است.
بدونِ بودجه های هنگفتِ دولتی، نه ابزارِ جنگیِ «داوینچی» براه می افتاد؛ نه «فون برآون» سفر به ماه را تحقق می بخشید؛ نه «اوپنهایمر» و تیم اش بمب های اتمی را روانه ژاپن می کردند؛ و نه امروزه «طیاره های بی سرنشینِ آدمکش» اختراع شده بود (که معمولاً بجای تروریست های واقعی، اشتباهاً مراسمِ عروسی در پاکستان و افغانستان را هدف قرار می دهند). همه این امور از پیچیده ترین دستآورد های علمی بشر در طول تاریخ بوده اند. و همه این امور با بودجه های کلانِ دولتی تحقق یافته اند. اکنون باز سیاست به علوم علاقه مند شده است. منتهی اینبار به همه علوم. به ریشه و سرچشمه همه علوم. یعنی به مغز انسان.

چنانچه تا همین ۲ سال پیش به کسی می گفتید (یا کسی به شما می گفت) که «همه» مکاتبات و مراسلات و گفتگوهای «همه» مردم جهان شنود می شود و کنترل می شود و ضبط می شود، پاسخ غالباً یک چیز بود: تئوری توطئه. شما یا به دیوانه بودن متهم می شدید، یا به طرفداری از تئوریِ توطئه. اما امروز همین «همه»، طورِ دیگری می بینند و می اندیشند. یاد گرفته اند که تئوری توطئه واقعیت داشته است. (به جز در موردِ برخی که گمان نمی کنم که یاد گرفته باشند. گمان نمی کنم که معترف باشند که سالها در خطا بوده اند. اساساً اعتراف به خطا کارِ دشواری ست).

اینک بنظر می رسد که کسانی که تمایلِ بیمارگونه ای به شنود و کنترل مردم داشته اند، بیشتر از همه یاد گرفته اند. یاد گرفته اند که بجای زحمت و خرجِ شنود و کنترلِ مکاتبات، بسراغِ اصلِ قضیه بروند: بسراغِ مغز انسان ها.

۱- (Brain Activity Map Project) یا (BRAIN Initiative) نامِ پروژه وسیعی ست که اوایلِ سالِ ۲۰۱٣ میلادی در آمریکا براه افتاده است. این، وسیع ترین و پرخرج ترین پروژه مغزشناسی در طولِ تاریخِ آمریکاست. سقفِ زمانیِ پروژه ۱۰ سال و سرمایه در اختیار گذاره شده فعلاً حدودِ ٣ میلیارد دلار است. جالب، شرکت کنندگان و سرمایه گذاران در پروژه است: دفتر سیاست های علوم و تکنولوژی دولتِ آمریکا؛ گوگل؛ مایکروسافت؛ موسسه بهداشت ملی؛ و چند موسسه دولتی و نیمه دولتی دیگر. هدف از این کار وسیع و طولانی، شناخت و نقشه برداری کامل از مغز انسان اعلام شده است. و طبیعتاً از این طریق درمانِ بیماری هائی نظیرِ «آلزهایمر» و «پارکینسون».

۲- (Human Brain Project) معادلِ پروژه آمریکائیِ در بالا ذکر شده است، منتهی در اروپا و از سوی اتحادیه اروپا. در این پروژه بیش از ٨۰ انستیتوی تحقیقاتی و امثالِ آن از سراسرِ جهان سهیم هستند. زمانِ این پروژه نیز ۱۰ سال و بودجه آن ۱.۲۰ میلیارد یورو می باشد. اهدافِ این پروژه نیز همان اهداف است با جمله بندی هائی کمی اینطرف تر یا آنطرف تر.

سالهای زیادی ست که ارتش های آمریکا و چین و روسیه در تلاشند تا نحوه کارِ مغز انسان را تمام و کمال دریابند. مغزی که نحوه کارش روشن باشد، بهتر و ساده تر قابلِ کنترل و هدایت است. تخمین زده می شود که اطلاعاتِ امروزیِ ارتش ها پیرامونِ نحوه کارِ مغز، حداقل دو برابرِ اطلاعاتِ مغزشناسانِ مستقلِ دانشگاهی باشد.

خوشحالم که لااقل اینبار به طرفداری از تئوری توطئه متهم نخواهم شد. البته اگر ۱۰ سالِ بعد ثابت بشود که «گوگل» و «مایکروسافت» و ارتش ها و دولت ها، همه مصمم و یکدست به جنگِ «آلزهایمر» و «پارکینسون» شتافته اند، طبیعتاً خودم داوطلبانه اعتراف خواهم کرد که دچارِ جنونِ تئوریِ توطئه بوده ام.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)