روی تابلویی بزرگ در خیابانی شلوغ، عکس زن لختی دیده می‌شد که کیف زنانه یک طراح معروف، پایین تنه عریانش را پوشانده بود. محسور جذابیت زن لخت نشدم که با نرم افزارهای عکاسی، زیبا تر از حد معمول گشته بود. حتی چشمان گم شده و بی‌هویت زن لخت که تابلو فوق را به یک نشانه خالص از جنسیت زنانه تبدیل کرده بود نیز آزارم نداد. گله‌ای هم نداشتم که تصویر لخت زن، به احساسات مردانه‌ام دامن می‌زد و مثل همیشه مرا وا می‌داشت تا به طور غریزی به بدن لخت و زیبای زنانه زل بزنم.

اما دیدن تابلوی فوق که در سراسر شهر بر روی ستون‌های مخصوص تبلیغات نصب شده بود اذیتم می‌کرد چون تابلو وسوسه برای خرید یک کالا ( کیف گران‌قیمت زنانه) و میل جنسی را ایجاد می کرد. تابلوی مزبور نه تنها زن را به یک وسیله‌ سکسی تقلیل داد بلکه میل جنسی بشر را در حد یک وسیله‌ی تجاری تنزل داده بود.

بحث‌های مربوط به درست یا غلط بودن نمایش تصاویر عریان زنان، توسط فمینیست‌ها به شکل وسیعی دامن زده شده است. زنان فعال اجتماعی چون آریل لوی آمریکایی و استاین جنسون هلندی به نقش تحقیر کننده و برده‌ وار تصاویر عریان زنان در فضای عمومی اشاره کرده‌اند. از نگاه محافظه‌کارها و سازمانهای مذهبی نیز ضمن تقبیح نمایش عمومی تصاویر سکسی، خواهان محدود کردن آن هستند. به نظر آن‌ها، حضور بی حد و حصر تصاویر عریان در رسانه‌ها و اینترنت باعث تشویق و افزایش گناه‌کاری در بشر می‌گردد.

alod_vagina_mom
دهه‌ی ۶٠ میلادی، انقلابی را سامان داد که بخش بزرگی از ارزش‌های سنتی را به زیر سئوال برد و به خصوص قادر گشت که لذت جنسی را که تا قبل از آن معدود به عده‌ای خاص بود همگانی سازد. با افزایش چتر حمایتی دولتهای غربی برای جمعیت بیشتری از مردم و با کشف قرص های ضد بارداری، فعالیت جنسی را به عملی فراتر از تولید مثل تبدیل کرد.

آزادی جنسی و فرخنده شمردن لذت ناشی از آن باعث تولد معانی و مفاهیم جدید در عرصه‌ی روح و روان بشر گشت. ارزش‌های تازه‌ای که به ماجرای زندگی غنای بیشتری بخشید. مهم‌تر از همه آن که بشر معاصر قادر گشت تا به شکل گسترده و بی دغدغه‌ای بدون حس گناه و شرم، سکس را در حد یک عنصر کلیدی، وارد وجدان عمومی جامعه گرداند.

اما در دهه ٧٠ ورق برگشت و دنیای تجارت، جشن لذت‌طلبی و بهره‌ وری از آزادی‌های اخلاقی جدید را به کالا تبدیل کرد. از آن پس، سکس به عنصر اصلی مد و کالا و تفریحات هنری بدل گشت و هر سال، تجاری شدن سکس شکل گسترده‌تری به خود گرفت. سکس چنان سهل‌الوصول شد و چنان به سرعت جای خود را در رسانه‌های عمومی باز کرد که تفکیک آن با بازار و دنیای اقتصاد غیر قابل ممکن گشت. دیگر خبری از ارزش‌ها و شیوه‌های شخصی و مستقل کامیابی‌های جنسی نبود.

حرمت فضای عاطفی و صمیمی دهه‌ی ۶٠ و نوع رفتار و توقع سکسی آن دوره به ارزان‌ترین قیمت در بازار اشباع شده از سوداگران تجارت رنگ باخت و به سرعت در طی دهه‌های آتی، تبدیل به وسیله‌ای برای داد و ستد و مصرف بی‌رویه‌ی کالاها شد.

دنیای معاصر ما نباید از ترس زیاده‌روی‌ها و بازاری شدن بی‌رویه‌ی سکس به قبل از انقلاب اخلاقی دهه‌ی۶٠ برگردد و دست از خواسته‌های زیبا و انسانی‌اش بردارد. به همین خاطر، ضمن تجدید عهد دوباره با زیبایی و لذت سالم فعالیت جنسی، باید شیوه‌های خلاقانه‌ای را تدارک دید برای حرمت‌بخشی دوباره‌ی آزادی جنسی.

پوشاندن آلت تناسلی زن با کیف گران‌قیمت طراحان معروف می‌تواند آغاز یک پایان برای استفاده‌ ناسالم از انسان و زیبای فعالیت جنسی باشد. دیدن تابلوهای تبلیغاتی نصب شده بر سر هر چهارراه، که پیام تخریبی و منفی در خود دارد را نه تنها نمی‌پسندم بلکه از دیدنشان کاملا دلگیر می‌شوم.

ترجمه از منبع زیر:
Dylan van Rijsbergen, Designer bags and vaginas, Trouw magazine, 2009

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)