۱- همانطور که از سخنان روحانی در آخرین گزارش تلویزیونی اش به مردم تشخیص دادم و به شما نوید دادم که روحانی تغییر ادبیات داده و از حالت ادبیات انفعالی به ادبیات تهاجمی روی آورده و نشانه هایش را در حرف های بعدی خودش و مشاوران ارشدش نشان دادم. امروز هم روحانی در مقولۀ بسیار بسیار مهم فرهنگ و رسانه و ارتباطات حرف زده و حرف هایش بطور دقیقی مقابله جویانه و هل من مبارز طلب بود در برابر تحجر مذهب سنتی. بویژه که او مشخصاً از منبر بعنوان یک ابزار ابلاغ پیام یکطرفه توسط روحانیان نام برده و عمرش را پایان یافته بیان کرده. البته ممکن است در دوران اصلاحات و از زبان خاتمی هم چنین کلماتی شنیده باشیم – من مشخصاً نام بردن از منبر یادم نمی اید – اما فرق حرف روحانی با خاتمی در این است که روحانی وجهۀ روحانیت بیشتری دارد در حوزۀ سنتی مذهب و زمانه ای که حرف می زند بسیار متفاوت است از زمان خاتمی که فقه سنتی دست بالا را داشت و جمهوری اسلامی بفلاکت امروز نرسیده بود.

۲- همۀ حرف من هم در این وبلاگ بیشتر از یک کلمه نبوده است. ریشه های بدبختی ۳۵ساله در نگاه فقهی و سنتی به مذهب است و برای درمان آن اولین اقدام “موضوع روز” کردن این فساد ایدئولوژیک و آوردنش به صحنۀ عمومی و کشاندن به افکارنخبگان و بحث راجع به آن هاست. حالا روحانی در مدت یک ماه گذشته سه موضوع زن و فرهنگ عامه و ارتباطات را بمیدان منازعه کشانده و این امر بسیار مبارکی است. نشان درست بودن هدف گیری روحانی هم اینکه: چه آنجایی که روحانی راجع به زنان گفت و چه هنگامی که یونسی راجع به اقلیت ها و شیر و خورشید گفت و خلاصه که هر موقع دولت بغیر از اقتصاد و معیشت حرف دیگری زد ورق پاره های انبوه جناح ایدئولوژیک پر شد از ناله و وااسفا که: “آقای رییس جمهور و دولتش حاشیه درست می کند و مسایلی که ابداً درد مردم نیست را مطرح می کند که نیاز و خواست اصلی مردم و ناکارآمدی خودش را که اقتصاد و معیشت است پنهان کند.” منظورم این است که هر وقت روحانی طرفش را رهبر و مراجع سیاسی و بقیۀ اعضای متحجر الیگارشی انتخاب می کند عملۀ مطبوعاتی این قوم بر می آشوبند که چرا روحانی جوجه های مرید را دور زده و رفته سراغ مرادهایشان. و روحانی باید یادش باشد که هدفش کمتر از خامنه ای و مصباح نباشد در میدان مبارزه و خودجوش ها را رها کند.

۳- حرف های روحانی در مورد مسایل مربوط به ایدئولوژی و مبانی فلسفی حکومت  روحانیون زلزلۀ جدیدی را ایجاد خواهد کرد اگر با همین تواتر و توالی تکرار کند و توی مغز متحجرین حوزه بکوبد و ناچارشان کند بیایند وسط بحث و گفتگو. این حرکت روحانی اگر تداوم یابد از هر عمل سیاسی مقطعی با ارزش تر است زیرا این دست فرمانی که روحانی دست گرفته دقیقاً به مقصد عرفی تر کردن حکومت است و بدیهی است که آزادی های منطقی سیاسی هم پیامد بلافصل این حرکت ریشه ای خواهد آمد. خسته نباشید می گویم به او و منتظرم که از هر تریبونی استفاده کند برای کوچاندن تحجر مذهبی از پیش پای جوانان. مچکرم. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)