گفت‌وگو با هوشنگ ناظری فرماندار زابل
 هامون

 

هوشنگ ناظری از آبان‌ماه سال ۹۱ طی حکمی از سوی وزیر کشور وقت، به‌عنوان فرماندار شهرستان زابل منصوب شد. ناظری در سوابق کاری خود مشاور استاندار سیستان‌وبلوچستان، مدیرکل اداری و مالی استانداری سیستان‌وبلوچستان، مدیرعامل شهر جدید رامشار و چندین مسوولیت دیگر را برعهده داشته است. این گفت‌وگو در حاشیه نخستین کارگاه تدوین برنامه مدیریت دریاچه هامون با فرماندار زابل صورت گرفته است. ناظری در این گفت‌وگو از معضلاتی که خشکی هامون برای سرزمین سیستان به وجود آورده است سخن گفت.

‌آقای فرماندار! آیا شما آمار دقیقی از تعداد خانوارها و شهروندان اهل شهرستان زابل شامل شهر و روستاها که در ۱۰سال گذشته و پس از تشدید و تداوم بحران خشکسالی تالاب به‌ناچار از منطقه مهاجرت کرده و به دیگر نقاط کشور رفته‌اند در اختیار دارید؟

آمارها در این‌باره متفاوت است، البته بحث مهاجرت یکی از ویژگی‌های همه جوامع و مراکز جمعیتی است، اما شرایط سیستان در این سال‌ها شرایط خاصی بود و با خشکسالی‌های مفرطی مواجه شده بود. همین موضوع نیز منجر به آن شد که حدود ۷۰ درصد از مردم سیستان که به کار کشاورزی، دامپروری و صیادی- یعنی مشاغل وابسته به تالاب- مشغول بودند کسب‌و‌کار خود را از دست بدهند، بی‌آبی و خشکسالی باعث شده بود همین جمعیت ۷۰درصدی دچار بیکاری بشوند. گروهی از اینها به‌دنبال کار و کسب درآمد ناچارا مهاجرت کرده و همچنان مهاجرت می‌کنند.
‌اما مهاجرت سیستانی‌ها با مهاجرت به شکل معمول و در دیگرنقاط کشور تفاوت اساسی داشته است و به موضوع تالاب مرتبط بود.
بله همینطور است، آمار دقیق ۱۰سال گذشته را در حال حاضر نداریم، ولی تنها در نیمه‌دوم سال گذشته هفت‌هزار خانوار سیستانی از این منطقه مهاجرت کرده‌اند. به شکل کلی زمانی سیستان مهاجرپذیر بوده و به دلیل پرآبی و حاصلخیزی، شغل‌های زیادی اینجا ایجاد می‌شد، اما بعد از خشکسالی، بسیاری از مردم از اینجا رفته و به‌خصوص به شهرهای زاهدان، مشهد، استان گلستان و دیگر‌استان‌ها مهاجرت کرده‌اند. بعضی از این مهاجرت‌ها هم به‌صورت فصلی است و دایمی نیست، مثلا در فصل برداشت پسته به استان سمنان یا کرمان می‌روند و پس از آن دوباره برمی‌گردند. ولی به‌هرجهت به‌دنبال این هستیم که تدابیری بیندیشیم که مردم شغل‌هایی را اختیار کنند که میزان وابستگی آن به آب کم باشد یا حتی وابسته به آب نباشد، مثلا تلاش برای استفاده از مزیت‌های مرز برای صدور و ورود کالا.
‌اما به نظر می‌آید سیستان در همین مبحث استفاده از مزیت‌های مرز هم نه‌تنها استفاده درست نکرده بلکه ناموفق هم بوده است، به‌عنوان مثال بحث بستن مرز و دیوار مرزی که در یکی، دوسال اخیر ایجاد شد، کسب‌وکارهای بسیاری از مردم را از بین برده است، همچنین در زمینه بازارچه‌های مرزی هم این بخش از کشور برخلاف دیگرنقاط مرزی خوب عمل نکرده و درواقع این مرز هیچ مزیتی برای مرزنشینان نداشته است.
ما ترجیح می‌دهیم اسم این دیوار را به‌جای دیوار مرزی، دیوار امنیتی ذکر کنیم، چون این دیوار روی مرز نیست و داخل خاک ماست

.
این دیوار محل رفت‌وآمدهای زیادی بوده و محاسن و مزیت‌های زیادی دارد که از ورود و خروج قاچاقچیان، اتباع خارجی و موادمخدر جلوگیری و به امنیت منطقه کمک کرده است. اما چیزی که شما می‌گویید هم درست است، پیش از این مردم از این معابر مرزی استفاده می‌کردند و شغل داشتند اما بعد از احداث دیوار این شغل‌ها حذف شد، ما باید در کنار این دیوار شرایط را برای این کار در نظر می‌گرفتیم و این پتانسیل‌ها دیده می‌شد.
الان روی این قضیه در حال کار هستیم، باید بازارچه‌های مرزی و معابر قانونی را تعریف می‌کردیم که از این معبرها این مراوادات اقتصادی به شکل قانونی انجام می‌شد. اما این اتفاق نیفتاد، یعنی خیلی خوب اتفاق نیفتاد، ما الان پنج بازارچه مرزی داریم که از این تعداد عملا تنها یک مورد – بازارچه میلک – فعال است و مابقی فعال نیستند.
براساس تحقیقات من استفاده از معبر بازارچه میلک هم آنقدر دست‌وپاگیر و طاقت‌فرساست که بسیاری از کسانی که مایل به استفاده از قابلیت آن بودند عملا بی‌خیال آن شده‌اند. درست است؟
واقعیت این است که مردم طالب هستند از این قابلیت استفاده کنند، جنس وارد و صادر کنند، اما همین موانعی که شما می‌گویید شامل بحث‌های گمرکی و هنگ مرزی و… دست‌وپاگیر بوده و مانع شده است. البته الان آقای استاندار برای تسهیل این روادید در حال مذاکره و پیگیری است. همین موضوع هم تا حدودی استفاده از این بازارچه را روان‌تر کرده اما هنوز به میزان مطلوب مدنظر ما نرسیده است. اما به هر جهت به نسبت گذشته بهتر شده است. به اعتقاد من این اتفاق باید حتما رخ دهد چون اگر نشود واقعا معیشت مردم دچار مشکل می‌شود، چون مردم باید محل درآمد قانونی داشته باشند، اگر این تدابیر اتخاذ نشود، مردم روی می‌آورند به کارهای غیرقانونی یا مجبور به مهاجرت می‌شوند.
‌شما به‌عنوان فرماندار شهرستان زابل آیا در این سال‌ها محاسبه‌ای کرده‌اید که خسارت مالی خشک شدن تالاب هامون به چه میزان بوده است؟
این خسارت‌ها قطعا رقم‌های بسیار اقماری و کلانی است، در نظر داشته باشید در اینجا ۷۰ تا ۸۰ هزار نفر به صورت مستقیم از طریق تالاب هامون در بحث صیادی، دامپروری، صنایع دستی، کشاورزی، گردشگری و… اشتغال داشته‌اند. شغل این جمعیت زیاد با خشک شدن هامون از بین رفته است. همین یک رقم نشان می‌دهد این خسارت چقدر زیاد و بالا بوده است.
خشک شدن این تالاب غیر از خسارت‌های مالی آسیب‌هایی به جان و سلامتی مردم سیستان هم وارد کرده است، در این زمینه وضعیت چگونه بود؟
بعد از خشک شدن تالاب، بیماری سل در این منطقه به شکل بسیار زیادی شایع شده، یعنی هم‌اکنون منطقه شماره اول کشور به لحاظ شیوع بیماری سل، زابل است. دلیل آن نیز وقوع ریزگردهای همیشگی از بستر خشک‌شده تالاب است. ریزگردها از کف دریاچه بلند شده و به گوش و حلق و بینی مردم می‌رود، به غیر از بیماری سل، بیمارهای گوش و حلق و بینی هم در سیستان بسیار زیاد داریم.
آیا آماری از تعداد دقیق مبتلایان به سل یا دیگر بیماری‌های تنفسی در زابل وجود دارد؟
آمارها را داریم، اما فعلا نمی‌خواهیم منتشر کنیم، ولی می‌توانم بگویم تعداد مبتلایان به سل در اینجا زیاد است و نسبت به همه نقاط دیگر کشور بیشتر است.
‌چه تعداد روستا در خلال این سال‌های خشکسالی در سیستان تخلیه شده است؟
ما در کل سیستان شامل شهرستان‌های زابل، هیرمند، نیمروز، زهک و هامون در حدود یک هزار روستا داشتیم که در این سال‌ها به دلیل وقوع خشکسالی ۳۰درصد این روستاها یعنی چیزی نزدیک به ۳۰۰روستا به دلیل قرار گرفتن در معرض شن‌های روان و وقوع بیکاری برای مردم متروکه و تخلیه شده‌اند. این خطر همچنان هم وجود دارد و اگر برای مردم شغل ایجاد نشود، امکان دارد روستاهای بیشتری تخلیه شود.
آیا آماری از جمعیت شهر زابل در دست دارید که در این ۱۵ سال به چه شکل تغییر کرده است؟
بر اساس آمار سرشماری‌های انجام شده در کشور جمعیت شهر زابل در این سال‌ها با افزایش روبه‌رو بوده است، دلیل آن هم مهاجرت روستاییان به شهر بوده. اما همین آمار نشان می‌دهد در این سال‌ها جمعیت کل سیستان به شکل کلی کمتر از گذشته شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)