احترام به حقوق “دیگری” و از آن مهم تر قائل شدن “حق آزادی بیان” در معنی وسیع اش یعنی هم بیان کلمات هم بیان “تن” به معنای بی طرفی نیست. هر فردی قطعا در مورد هر پدیده ای نظری دارد نقدی دارد. به طور مثال شاید من با خیلی از پدیده ها و گفته ها و “بروز” ها مخالف باشم. اتفاقن آزادی بیان واقعی آن است که “نقد” مشخص خود را بگویم. در این جا مسئله بی طرفی “قدرت” است. یعنی مسئله این است که “قدرت مسلط ” در جامعه در قالب حکومت تبلور می یابد باید در مقابل تمام این افکار ، عقاید و اعمال بی طرف باشد. نه تک تک شهروندان.
در نتیجه می توان مخالفت خود را با چیزی اعلام کرد در عین حال حق آزادی بیان و بروز آن امر را نادیده نگرفت. می توان در مورد پدیده ای نظر شخصی داشت. نظر شخصی را اعلام کرد اما حق ابراز متقابل را به آن پدیده داد. مسئله این است که قدرت مادی را تنها با قدرت مادی باید جواب داد کلمات را با کلمات! تن را با تن! تفنگ را هم شاید با تفنگ یا سنگ! انتفاضه را ترجیح می دهم به مبارزه مسلحانه! درسی که از ابوعمار گرفته ام.
در جامعه ی امروز ایران بعد از مسئله اقتصادی که اکثریت قاطع مردم در موردش همنظر هستند که باید بهبود یابد . البته جدال هنوز طبقاتی نشده است و فراطبقاتی است! تضاد هنوز شکل نگرفته است چه برسد به این که آنتاگونیستیک بشود. ( بحثش طولانی است. بعدا حال داشتم بهش می پردازم)
در مورد مسئله #مذهب، مسئله مرتبط با #قومیت ها ساکن در ایران مسائل مرتبط با #جنسیت و #جنسی sex & gender نیاز این است که “قدرت مسلط” را وادار به بی طرفی کنیم. خود ما نیازی نیست بی طرف باشیم. قرار نیست به زور ژست بگیریم که ما بی طرفیم. قطعا هر کسی در مورد بهاییت، پان ترکسیم، همجنسگرایی، اسلام، پان ایرانیسم و ناسیونالیسم ایرانی، مرد سالاری و فمینیسنم، زن ریش دار، تراجنسیتی، خواننده فلان و… دهها نمونه ی دیگر از این دست نظری دارد. قرار نیست نظرمان را به اسم احترام به نظر “دیگری” سانسور کنیم و در مورد این مسائل سکوت کنیم . اتفاقن باید نقد کنیم. نقد متقابل بشنویم. این “قدرت مسلط ” تبلور یافته در حکومت است که باید در قبال مذهب، قومیت و ملیت، جنسیت بی طرف باشد. بعضا البته “تبعیض مثبت” هم اعمال کند.
خلاصه این که ” مسئله یهود” نوشته کارل مارکس را هم بخوانید!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)