خبر این است:
«همکاری نفتی ایران و ونزوئلا به طور کامل متوقف شد!»
لینک خبر: http://www.dolatebahar.com/view/10209/

اسم این را چه باید گذاشت؟ برخورد ایدولوژیک به سیاست؟ یا آقایان به عمد پل‌ها را خراب می‌کنند، تا برای ایران راهی جز تسلیم به غرب باقی نماند؟ همان هدفی که با ایجاد اختلال در سیستم دور زدن تحریم‌های دولت قبلی، به پیش بردند؟
هر جور حساب ‌کنیم، حکمت این سیاست قابل درک نیست. عقل سلیم حکم می‌کندکه کشوری در موقعیت ایران، روابط با شرکای متفاوت را گسترش دهد. اقتصاد تک محصولی نفتی، ما را به اندازه کافی آسیب‌پذیر ‌می‌سازد!
خود شرکت‌های غربی هم با ونزوئلا روابط تنگ اقتصادی دارند! چرا ما باید در موقعیت کنونی، روابطی پیشینه‌دار را به توهم رابطه با غرب (که هنوز قوام هم نگرفته) نابود سازیم!؟

حتی اگر تصمیم آقایان عقد دائم با غرب باشد، در همان حدی که زمان پیش از انقلاب بود، باز شرکای تجاری متفاوت موجب ثبات موقعیت حکومت می‌گردد، و به قولی زمینه اندکی «ناز کردن» عروس‌خانم برای خواستگار را فراهم می‌آورد!
خود شاه آمریکایی هم، علی‌رغم ژاندارمی آمریکا در منطقه، ذوب آهن را از شوروی می‌گرفت تا جای خودش را محکم‌تر کند!
پس چرا دولتی که شعارش «دیپلماسی» است، باید کمر به نابودی روابط موجود ببندد؟ آن هم در شرایط دشوار تحریم کنونی؟

به نظرم برای درک رفتار عجیب «دولت دیپلمات‌ها»، باید مدام این نکته را بیاد بیاوریم که آقایان روی کشورهای غربی به عنوان متحد طبیعی خود در برابر رقبای سیاسی داخل حساب باز کرده‌اند!
آن‌ها همگام با غرب، هدف خود را شکستن مقاومت، و تسلیم شدن در برابر غرب می‌دانند. امری که آن را به شکستن رقبای داخلی خود تفسیر می‌کنند.
حل شدن در سیستم سرمایه‌داری غرب، هیچ گونه تصورات و توهمات «ملی» را برنمی‌تابد! این را ما هر بار که بر دروازه «سرمایه‌داری ملی» کوفتیم جواب شنیدیم!
اما اشتباه می‌کنند. این متحد خیالی چشمش به دنبال نامزد‌های طنازتر است، و یقینا امثال «ربع پهلوی» را بر «نیمچه دیپلمات‌ها» ترجیح خواهد داد، همانطور که در مصر سیسی را بر مرسی ترجیح دادند!
هنگامی پی خواهند برد، که دیر شده است. البته جای نگرانی نیست، آقایان و آقازاده‌هایشان عازم اروپا و آمریکا می‌شوند،‌ همانجایی که تحصیل یا زندگی کردند، تا در آب نمک بخوابند برای روز مبادا.
اما بار ناآرمی‌های اجتماعی بر دوش مردم می‌ماند. هزینه حماقت «خوددیپلمات‌‌پندار‌‌ها» را بار دیگر مردم خواهند پرداخت. و هزینه‌ انقلابی دیگر جهت تحقق شعارهای بر زمین مانده انقلاب بهمن را نیز، به همچنین.
و این گونه به همت غربگرایان، پس از کودتای بیست و هشت مرداد، یک بار دیگر مسیر «انقلاب، خون، مرگ و عصیان» برای ملت‌ ما گشوده می‌گردد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)