adel

ما پرتو آفتابیم و رزم آوران نور، اشعه ی خورشید را کسی نمی تواند به دام اسارت افکند.«کاک فوئاد مصطفی سلطانی»

بیگمان تاریخ هر ملتی مملو از حماسه ها، خیانت ها، فراز و فرودها و در کل حوادث تلخ و شیرین است. با گذشت زمان و تغییر رویه زندگی جوامع و ترقی روزافزون تکنولوژی تعریف وقایع در قالب حماسه و یا هر نوع رویدادی نیز تغییر یافته و در گذر زمان رو به تکاملی مدنی و حقانی میباشد.
در ایران کثیرالمله نیز که هموار ملیتهای این کشور، تحت ستم و ظلم، ازسوی حاکمیت وقت بوده اند، تاریخ هر یک از ساکنان غیر فارس خصوصا در دوران معاصر را شمار زیادی وقایع از این دست ساخته است. پس از انقلاب سال 57 کُردها همواره با رژیم آخوندی در مبارزه بوده اند و جنایات همه جانبه و بی دریغ رژیم تهران نیز همواره در نقطه مقابل قرار گرفته است. جمهوری اسلامی در 19 اردیبهشت سال 89 در جنایتی سیاسی و غیر انسانی اقدام به اعدام 5 نفر از فرزندان کُرد نمود و جرقه ای بر پیکر نفرت ملی در کُردستان نسبت به جانیان آخوندی و شعله ور شدن آن که حماسه تاریخی 23 اردیبهشت را متولد نمود زد. همزمان با به دار آویختن فرزاد کمانگر و همراهان، حکم به اعدام اقتدار ولایی نیز تاید شد و پس از گذشت چهار روز اعتصاب اعتراضی مردم، توهم اقتدار ولایت فقیه را به دار آویخت.

در سحرگاه این روز(نوزدهم اردیبهشت) و بدون اطلاع قبلی فرزاد کمانگر و همرزمان در بند و مبارزی که صادقانه در اندیشه خدمت به خلق میزیستند، بدست نا مهربان حاکمیتی دیکتاتور به طناب دار آویخته شدند. با وجود تلاش های بسیار وکیل و خانواده های اعدامی ها، با صلاح دید، دستگاه قضایی و به آسانی جنایتی را انجام رسانید غیر قابل بخشش. در این روز و پس از انتشار خبر شهادت از سوی رژیم، کُردستان را غمی بزرگ فرا گرفت. تلاشها از سوی خانواده های قربانیان برای تحویل و دفن فرزندان شان راه به جایی نمیبرد. از سویی به دلیل نبود ادله مستند بر پرونده نیز مظلومیت اعدامیان را به دلیل کُرد بودن شان برای مردم مناطق کُرد نشین معنا نموده بود. بسیاری دلایل دیگر نیز کُردها را به مقابله با اعدام های سیاسی تشویق نمود که در نتیجه با فراخوان فعالان سیاسی، حقوقی و روزنامه نگاران در داخل و خارج کشور در کنار احزاب کُرد مخالف رژیم، در روز پنجشنبه 23 اردیبهشت در اکثر شهرهای کُرد نشین ایران و در اعتراض به اعدام 5 فرزند این ملت، بازار شهرها به حالت تعطیل در آمد و در رسانه های خارجی توانست بازتاب گسترده ای را داشته باشد.
به باور نویسنده که در آن روز و شکلگیری این اعتراض شاهد نحوه فعالیت های تمامی افراد و اشخاص مستقل و وابسته به احزاب کُرد و حتی مذهبیون بوده است، قابل توجه تر از شکوه این تحصن اعتراضی، نحوه شکلگیری آن است. پس از حملات رژیم به کُردستان و تصرف شهرها در سالهای آغازین کار جمهوری اسلامی، اینچنین اتحاد و همدلی را در کُردستان نمیتوان یافت. احزاب کُرد تا قبل از این روز به دلیل رقابت های حزبی و اختلافات ناشی از آن در میان هواداران و اعضای خود نیز عدم همدلی را به وجود آورده بودند. نقش تعیین کننده احزاب در هر جنبش اعتراضی برای سازماندهی و رهبری نیرو را نمیتوان نادیده گرفت. با در نظر گرفتن منافع ملی و حقوق پایمال شده کُردها، تمامی این گروه ها و حزب های بزرگ و کوچک توانستند مردم را به اعتراضی مدنی و بدور از خشونت دعوت نمایند. مردم نیز با لبیک به اتحاد این بار حرکتی مدنی و ماندنی را در تاریخ ثبت، و حکومت آخوندی و جنایات ضد بشری اش را در فراتر از مرزهای خفقان و سرکوب محکوم نمایند.
در روزهای آماده سازی و اطلاع رسانی عمومی از سوی فعالین داخلی به وضوح “روح ملی” را در همدلی و هماهنگی بی نظیر و حماسه ساز شان و پس از آن در توده های مردم شاهد بودیم. دعوتی که از سوی این اشخاص و گروه ها وفارغ از هر گروه بندی بسیار سریع به فضای عمومی رسید و فضای کلی و اجتماعی کُردستان نیز بسیار سریع لبیک تاریخی خود را به همگان فریاد سرداد و به فرا سوی مظلومیت “فرزاد و یاران” رسانید. تاریخ کُردها از این دست اعتراضات را در سالهای انقلاب 57 تجربه نموده بود اما، در زمانی که رژیم فاسد، با تجربه سه دهه سرکوب خفقان، انتظار عکس العملی را نداشت، لرزه “نه” گفتن مردمی به رژیم و سیاستهایش بر پیشانی ولایت مداران همچون مشتی گیج کننده نشست. اقدامات تنبیهی همه جانبه و علنی دستگاه های وابسته به رژیم تا جایی پیش رفت که تمامی “غیر خودی” های منطقه را شامل گردید.

تجربه بیست و سوم اردیبهشت را میتوان به روز اتحاد ملی برای کُردهای ایران در جبهه سیاسی(احزاب) و اجتماعی(جامعه داخلی) در مقابله با جمهوری اسلامی و بیداد آخوندی قلمداد نمود. کمترین دستاوردهای این روز پس از همبستگی و اتحاد، برای جنبشی آزادیخواهانه و متکی بر پایه های اجتماعی را اینگونه میتوان نام برد؛
گفتمان مشترک مابین احزاب کُردستانی
تصمیم مشترک و منسجم احزاب
میزان کارآمدی خط مشی منافع ملی و میزان تاثیر آن در پیکره اجتماعی
نزدیک شدن احزاب کوردی در خارج و جامعه داخلی در روند مبارزاتی
اتحاد بی نظیر میان هواداران وابسته به احزاب گوناگون
شکل گیری جبهه متحد کُردستانی در داخل و خارج – مردم و احزاب

این روز را باید برای مبارزه و اتحاد در این راستا همچون الگویی برای تمامی ملیتهای ایران سرمشق قرار داد و کُردها نیز بد نیست همزمان با یاد نمودن از این حماسه و قهرمانان جاودان ایستادگی و استواری، پنج ماندگار نام تاریخ، از روز شکستن اقتدار ولایی و اتحاد مردمی نیز برای اکنون و فردا بیاموزیم. تبلور ماندگاری بر اصول و صداقت در موضع خلق از سوی 5 مبارز راستین را در تحصنی چند میلیونی و شکستن ابهت کذایی و دروغین استبداد ولایی شاهد بودیم. جای بسی تامل دارد که با وجود تکرار جنایاتی از این نوع و اعدام های سلیقه ای فرزندان خلق، هیچگاه در کُردستان نیز تکرار این نوع تحصنی را در واقع مشاهده ننمودیم.

بر همگان واضح است که هیچ جنبشی در میان مبارزان راه آزادی به پیروزی نخواهد انجامید مگر آنکه با اتحادی بزرگ و وسیع در میان توده های مردمی ریشه گسترده باشد. صرف نظر از هر ایده و باور، هدف مشترک به عنوان دلیل مبارزه مشترک میتواند حیاتی ترین اصل در جنبشی اجتماعی باشد. جانباختگان 19 اردیبهشت نقطه اشتراکی را که سالها در میان اجتماع مردمی همانند گمشده ای، یافت نمیشد را با از خود گذشتگی و نثار جان، به خلق کُرد و به باور نویسنده تمامی مبارزان راستین راه آزادی برای عصری حساس یادآور شدند. نتیجه و میزان اهمیت این اشتراک و اتحاد را در 23 اردیبهشت درک نمودیم و اما بسیار سریع به فراموشی سپردیم.
احزاب کُرد مخالف ر‍‍ژیم اسلامی، اپوزیسیون ایرانی و جامعه داخلی ایران، با درس گرفتن از این حماسه و به کارگیری اصل اتحاد و اشتراک در توده های مختلف، با کنار گذاشتن اختلافات و اشتباهات، تلاش در راستای مبارزه ای همگانی را آغاز و پایه های دیکتاتوری آخوندی را به لرزه درآورده و آینده را از اکنون در واقع بجوییم.

زنده باد یاد و خاطر شهدای 19 اردیبهشت 89 و تمامی مبارزان راستین راه آزادی

عادل محمدی 17 اردیبهشت 93

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)