۳۵ سال حصر مخالفان توسط حاکمیت

حصر موسوی و کروبی خارج از دایره قانونی است، اما حصر از سوی «جناح چپ» حمایت می‌شده است. فرزند آیت‌الله شریعتمداری می‌گوید: «من از حبس موسوی و کروبی متاسف هستم، اما تاریخ را نمی‌توان تحریف کرد.»

این کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات، عدم مشروعیت دولت دهم و رهبری اعتراضات مردمی در حبس خانگی هستند.  احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه ۲۹ بهمن تهران گفت: «کاری که قوه قضاییه می‌تواند انجام دهد و من فکر می‌کنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط این‌ها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آن‌ها باید بسته شود، رفت و آمدهای‌شان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آن‌ها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند» از آن تاریخ تاکنون رهبران «جنبش سبز» در حبس خانگی به سر می‌برند.

رهبران جنبش سبز اما، اولین حصر شدگان در جمهوری اسلامی نیستند. بسیاری از کسانی که نقشی در نجات آیت‌الله خمینی از حکم مرگ در سال ۴۲ و یا یاران قدیمی رهبر انقلاب که با نگاه سیاسی او هم‌داستان نبوده‌اند، محکوم به تحمل حبس خانگی، حتی تا زمان مرگ شده‌اند. بسیاری از حصر‌ها در زمانی به گروهی از مراجع و مخالفان تحمیل شد که حسن روحانی، دبیر شورای امنیت ملی کشور بوده است.

تاریخ حبس خانگی و تعریف حقوقی

تاریخ آغاز حبس خانگی از زمان قاجار آغاز شده است و تاکنون نیزادامه دارد. حکومت‌ها و حاکمین برای سرکوب مخالفان خود و برای جلوگیری ارتباط آن‌ها با جامعه از حبس خانگی استفاده می‌کنند. حبس خانگی از نظر قوانین کیفری هیچ گونه تعریفی ندارد و اساسا هیچ کسی را نمی‌توان به مجازات حبس درون خانه محکوم کرد. در ایران باید تمامی مجازات‌ها طبق قانون تعریف و توسط دادگاه تعیین شده باشد اما در مورد موسوی، کروبی و رهنورد حبس خانگی خود سرانه بوده است و بر خلاف قانون اساسی است.

حصر مخالفین از دهه ۶۰ تاکنون

یکی از اولین افرادی که در سال ۱۳۵۸ به حبس خانگی محکوم و تا آخرین روز زندگی در حبس خانگی بود آیت الله کاظم شریعتمداری است که درسال ۱۳۶۵ در گذشت. او در رفراندوم ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ از تشکیل جمهوری اسلامی حمایت کرد اما در جریان تدوین و همه پرسی قانون اساسی با گنجاندن اختیارات ویژه سیاسی- نظامی و حکومتی به عنوان«اختیارات ولی فقیه» در اصل ۱۱۰ قانون اساسی جدید مخالفت کرد و از همان زمان مورد غضب قرار گرفت.

آیت‌الله شریعتمداری در سال ۱۳۶۰ نامه‌ای به آیت‌الله خمینی نوشت: «کارد به استخوان رسیده و اگر مقصود بی‌آبرو کردن بوده، به‌کلی حاصل گردید و اگر مقصود سلب مرجعیت است، به مقصود رسیدند».

محمد کاظم شریعتمداری به اتهام هم‌کاری با قطب‌زاده برای بمب‌گذاری  بیت آیت‌الله خمینی محکوم به حبس خانگی شد. بعدها در کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری و نیز سخنان محسن کدیور آمده که داستان هم‌کاری شریعتمداری با قطب زاده ساختگی بوده است. گفته می‌شود که مقام‌هایی از آیت الله خمینی خواسته بودند که به خاطر بیماری، حصر  آیت‌الله شریعتمداری را بشکند، اما او گفته است که شریعتمداری باید در خانه‌اش محبوس باشد تا با مرضش بپوسد و بمیرد.

آیت الله سید محمد حسینی شیرازی فردی که طولانی‌ترین حبس خانگی در طول بعد و قبل انقلاب را تجربه کرده است. وی به دلیل حمایت و مخالفت با حصر آیت الله محمد کاظم شریعتمداری، ۲۰ سال را در حبس خانگی گذراند و سرانجام در سال ۱۳۸۰ در همان دوران حبس خانگی از دنیا رفت. به غیر از  محمد کاظم شریعتمداری یکی دیگر از کسانی که جان آقای خمینی را از اعدام در زمان شاه نجات دادند سید محمد حسینی شیرازی بود.

آیت الله قمی، روحانی، خوانساری و حسینی شیرازی حبس آیت الله شریعتمداری را محکوم کردند. در سال ۱۳۶۱ اما آیت الله مرعشی، نجفی و گلپایگانی و دیگران سکوت کردند. حسن شریعتمداری در گفت و گو با خودنویس می‌گوید: «این سکوت از سر ترس بود». وی افزود: «اگر روحانیت در مقابل حصر بزرگ‌ترین مرجع وقت محکم ایستاده بود، اتفاقات دیگر رخ نمی‌داد. وقتی بزرگ‌ترین مرجع را حبس کردند و سکوت روحانیون را دیدند متوجه شدند که می‌توانند دیگران را هم حبس کنند. آقای خمینی همین موضوع را به آیت الله منتظری گفته بود که اگر آیت الله شریعتمداری را توانستیم حبس کنیم و شما را هم می‌توانیم.»

 در زمان حکومت شاه به دلیل این‌که طبق قانون اساسی آن زمان، مجتهدین و مراجع تقلید مصونیت از محاکمه و اعدام داشتند. اما به دلیل این‌که حکومت شاه آقای خمینی را به‌عنوان مرجع تقلید نمی‌شناخت به همین دلیل قصد محاکمه و اعدام وی را داشتند.  آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی، در همان شب بازداشت روح‌الله خمینی برای جلوگیری از حکم اعدام، از کربلا به نجف سفر می‌کند تا نظر مراجع تقلید نجف از جمله آیت الله سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خوئی را  برای نجات جان روح‌الله خمینی ترغیب کند. آن‌ها با ارسال تلگرافی به شاه، آیت‌الله خمینی را مرجع معرفی می‌کنند و جان او را از مرگ حتمی نجات می‌دهند.

اما شرایط در جمهوری اسلامی برای گروهی از مراجعی که برای به ثمر رسیدن حکومت اسلامی تلاش کرده بودند، بدون زحمت نبود. کسانی که ناجی آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۴۲ شده بودند، نه تنها از سوی آیت‌الله خمینی، که از طرف تندروهای جناح چپ تحت فشار بودند. هیچ‌کدام از نیروهای انقلابی، حصر آیت‌الله شریعتمداری را محکوم نکردند و بعضا خواستار برخوردهایی تندتر هم بودند. حسن شریعتمداری در این باره می‌گوید: «هیچ کدام از چپ‌های انقلابی که در وزارت اطلاعات بودند حصر آیت‌الله شریعتمداری را محکوم نکردند. حتی بعد تر از کسانی از جناح راست و دیگران هم حصر آیت‌الله شریعتمداری محکوم کردند، در این میان میرحسین موسوی هم در آن زمان به آیت‌الله شریعتمداری تاخت.»

فرزند آیت‌الله شریعتمداری در آخر خاطرنشان کرد:«من از حبس موسوی و کروبی متاسف هستم، اما تاریخ را نمی‌توانم تحریف کنم.»

مهدی حایری یزدی یکی دیگر از افرادی است که، به نوعی حصر خانگی را تجربه کرد. وی اولین سفیر ایران در آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ است. بعد از بازگشت از آمریکا در شهریور ماه ۱۳۵۹ پس از آن اجازه خروج از کشور و حتی تهران را نداشت. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ در بازداشت خانگی به سر می‌برد البته امکان برقراری ارتباط و دیدار داشت. این بازداشت خانگی تا زمان رفتن به انگلستان ادامه داشت. مهدی حائری یزدی در ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ درگذشت.

نورالدین کیانوری و همسرش مریم فیروز هر دو آنان از اعضای حزب توده بودند. در جریان‌ سرکوب نیورهای چپ سوسیالیست در سال ۱۳۶۱ بازداشت و شکنجه شدند، پس از تحمل زندان و تا پایان عمرشان در حبس خانگی بودند. نورالدین کیانوری بعد از شکنجه‌های شدید حاضر به اعترافات تلویزیونی شد و در سال ۱۳۷۸ درگذشت. مریم فیروز همسر کیانوری با ۱۷ سال حبس خانگی در رتبه دوم طولانی‌ترین دوران حبس خانگی قراردارد. وی با توجه به شکنجه‌های شدید حاضر به اعتراف تلویزیونی نشد و در سال ۱۳۸۶ در حبس خانگی درگذشت.

آیت‌الله محمد صادق روحانی یکی دیگر از کسانی که مخالف سیاست‌های اتخاذی اوایل انقلاب توسط آقای خمینی بود. که از سال ۱۳۶۴ به مدت ۱۵ سال در حصر خانگی به سر می‌برد. او در سال ۱۳۶۴ به نحوه تعیین آیت‌الله منتظری به عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان اعتراض کرد و به همین دلیل محکوم به حبس خانگی شد وی در سال ۱۳۸۰ از حبس خانگی آزاد شد و هم اکنون در قم به عنوان یکی از مراجع تقلید مشغول به فعالیت است.

آیت‌الله حسینعلی منتظری یکی دیگر از شناخته‌ترین و موثرترین چهره‌های انقلاب که بعد‌ها یکی از مخالفان سیاست‌های حاکمیت شد. او که در سال ۱۳۶۸ به خاطر انتقادش از نحوه اداره کشور، از مقام قائم مقامی رهبری کنار گذاشته شد، اما بعدها در سال ۱۳۷۶ در پی انتقاد شدید به سیاست‌های اتخاذی خامنه‌ای مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفت، اما حصر از سوی شورای‌عالی امنیت ملی به او تحمیل شد. عبدالله نوری نیز نقشی مهم در حصر این مرجع منتقد بازی کرد، اما بعدها از آیت‌الله منتظری عذرخواست و حلالیت طلبید. نوری تنها مسوولی بود که بعدها بابت حمله به بیت آیت‌الله منتظری و برخوردی که با این مرجع شده بود عذر خواهی کرد. او در سخنرانی‌اش به مناسبت مرگ آیت‌الله منتظری از تمام کسانی که در طول سال‌های قبل به آیت‌الله منتظری توهین کرده‌اند توصیه کرد که برگردند و از رفتار خشونت بار خودشان و هتک حرمتی که به دیگران می‌کنند، دست بردارند.

آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۸۱رفع حصر شد و از حامیان جنبش اعتراضی سال ۸۸ بود، اما همان سال درگذشت.

بسیاری از روحانیون یا سیاسیون  در برابر حبس خانگی مراجع شناخته شده موضعی نگرفتند. قربانیان حبس خانگی، یا در اثر شرایط حصر و یا شکنجه شدیدا بیمار شدند و بعضا جان‌شان را نیز از دست دادند. بیشتر افرادی که توسط حاکمیت حصر می‌شدند روحانیونی در حلقه نزدیکان آقای خمینی بودند که با  تحولات و روی کار آمدن جریان‌های مذهبی «روحانیون» جدید اتهاماتی به آن‌ها نسبت داده می‌شد و حبس خانگی می‌شدند.

آقای خمینی حتی به کسانی هم‌چون آیت‌الله شریعتمداری و حسینی شیرازی که زمانی باعث نجات جانش شدند، رحم نکرد. بسیاری از کسانی که بعد از انقلاب در حصر شدند همه‌گی از چهره‌های دینی و سیاسی شناخته شده بودند که در جریان انقلاب نقش بسزایی را ایفا کرده بودند.  به قول فرانتس فانون «انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد»، و حصر یکی از روش‌های بلعیدن همان فرزندان انقلاب اسلامی بوده است.

آیت‌الله حسن قمی طباطبایی، آیت‌الله محمد کاظم شریعتمداری، محمد صادق روحانی، احمد آذری قمی، عباس امیر انتظام، نورالدین کیانوری، مریم فیروز، علی اکبر سعیدی سیرجانی، عزت‌الله سحابی، آیت‌الله حسینعلی منتظری، سیامک پورزند، فاطمه کروبی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد، میرحسین موسوی از جمله کسانی بوده‌اند که حصر بر آن‌ها از سوی نظام تحمیل شده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)