۱- علم الهدی امام جمعۀ مشهد مثل همیشه به کل عملکرد روحانی توپیده و در نوبت رسیدگی به نامۀ اعمال انفرادی وزرایش؛ این هفته واعظی وزیر ارتباطات را انتخاب کرده و با نام بردن از سمت حقوقی و اشاره به سوابق او با ادبیات توهین آمیزی مثل لب گور بودن از او پذیرایی جانانه ای کرده است؛ نسبت به خیال خام رفع فیلتر از شبکه های اجتماعی – علم الهدی فقط نام فیسبوک را بزحمت یادگرفته و بقیۀ اسامی را نمی تواند تلفظ کند – با نام کلی فیسبوک! گذشته از اینکه تنها واکنش وزیر تکذیب ادعای علم الهدی بوده و گفته من راجع به رفع فیلتر فیسبوک حرفی نزده ام و بروی خودش هم نیاورده اهانت تند امام جمعۀ مشهد را؛ عده ای هم از مسلمانان میانه رو اصولگرا و اصلاح طلب مبلغ اسلام رحمانی راه افتاده اند در رسانه های مختلف و با آوردن آیه و حدیث و گفتار و رفتار از پیامبر اسلام و سایر اسطوره های مذهبی علم الهدی را نصیحت می کنند که زبان مذهبی تو در تعارض با زبان پیامبر و رهبران مذهب شیعه است و همۀ آنان با زبان نرم و خوشرویی و اخلاق انسانی و جدل احسن با مخالفان خود روبرو می شدند.

۲- من سخنم با این طایفۀ “آدرس عوضی” است و همانطور که اخیراً هم در جواب یکی از خوانندگان نوشتم زبان علم الهدی و خامنه ای و جنتی احمد و مصباح و … زبان اصلی و گویای پیامبر و رهبران مذهب شیعه است و کسانی که با توسل به برخی آیه های بسیار معدود قران و حدیث ها و گفتارهای نرم و دارای ترحم می خواهند دین جدیدی استحصال کنند نه صداقت دارند و نه موفق می شوند. زیرا:

الف- همۀ حرف های مربوط بمدارا که بسیار بسیار محدود است – بویژه در قران – در مقابل حرف های تمامیت خواه و خشن و قتل و جهاد و کشتار در یکی از این حالت ها بیان شده است:

۱)- قبل از تأسیس حکومت اسلامی و هنگام دعوت در مکه و مخالفت اعراب: از ترس و تقیه. مثل سورۀ مکی کافرون.

۲)- بعد از تأسیس حکومت اسلامی و گستردن و استقرار حاکمیت پیامبر اسلام در سرتاسر شبه جزیره و سرکوب مخالفین: برای محافظت از ثروتمندان جزیه پرداز یهودی در مقابل مسلمانان پاپتی رادیکال. مثل آیۀ معروف لا اکراه فی الدین سورۀ مدنی بقره.

۳- در هنگامه هایی که بدلیل سرکوب و هیمنۀ ترسناک حکومت اسلامی کسی را یارای ابراز عقیدۀ مخالف اسلام نبوده: برای روشنفکر بازی و پز حضرت محمد در داخل و بدام انداختن دیگر آدم های غیر مسلمان در خارج از قلمرو اسلام. مثل همان آیۀ فبشر عبادالذین آمنو یستمعون القول و یتبعون احسنه.

۴- همۀ بقیۀ نقل قول ها از شخص حضرت محمد در کانتکست بالا قابل ردیابی و اثبات است و نقل قول های منسوب به امامان و ائمه – اگر جعلی نباشد – همه در زمان ضعف و بی حکومتی و در عسرت و حسرت بوده است. مثل اینکه الان خاتمی از اسلام رحمانی و مداراگر حرف بزند وقتی نه قدرت تنبیه دارد و نه قدرت تشویق حرف او برای آزادی چه ارزشی می تواند داشته باشد. آرای امام صادق و باقر و حتی حضرت علی زمانی می تواند نافذ معرفی شود که آنان در قدرت بوده باشند و حکومت شان مثل جمهوری اسلامی متزلزل هم باشد؛ اما بازهم حرف از مدارا زده باشند.

۵- ضمن اینکه بغیر از امام حسین – بناچار – هیچکدام از رهبران مذهبی شیعه حتی با حکومت های عصر خودشان وارد چالش و مبارزه و مخالفت عملی نشده اند که حداقل از راه و رسم مبارزاتی و مخالفتی آنان بتوان حرف بدرد خوری درآورد. لذا بنظرم ادبیات علم الهدی عین ادبیات اصیل اسلام است و دیگران در حال مصادرۀ شریعت شیعه هستند. البته من هم مخالفتی ندارم و لاجرم تا مردم تحت سرکوب و منفعلند از این دعواهای حیدری نعمتی بنفع مسلمانان رحمانی خوان حمایت می کنم تا بلکه شانس بیاورم و از وسط جربخورند. اما خواستم این را بگویم که ما چیزی بنام اسلام سیاسی رحمانی نداریم و گویندگانش هم فریب پژواک صدای داخل کله های خودشان را نخورند.

۲- می ماند اینکه توضیح واضحات بدهم برای خودمان که: طبیعی است که من و ما با دین و آئیین – هرچه که باشد – نه سر دعوا و حق و ناحق داریم و نه می خواهیم کسی را بی آئین کنیم یا وادار و تشویق به دین و مذهبی دیگر. زیرا همۀ ادیان و مذاهب کارکرد یکسان و محتوای “ملاط جوامع پیشامدرن و قبل از تکامل عقل” را دارند و هیچ آئینی بر آئین دیگر نه کاستی و پستی دارد و نه فزونی و برتری. اما شرط اینکه ما هم مثل همۀ جوامع متمدن امروز کاری به ایمان و باورها و اعتقادات و دین همدیگر نداشته باشیم این است که دنیای مان را از داوری دین و سیاست را از شریعت جدا سازیم. ولمان کنید تا ولتان کنیم. چون پاچه گیری را شما شروع کرده اید و ول کن هم نیستید. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)