گوئني آزربايجان٬ قوزئي آزربايجان٬ گونئي ايران توركلري و عراق توركمانلاري بير بوتؤوون پارچالاريدير

در فرق بين دو ائتنونيم تركمن- Turkmen و توركمان-Turkoman

در تاريخ ملل تركي و ايران و همچنين اخبار منطقه به ويژه عراق٬ به دفعات با دو ائتنونيم “تركمنTurkmen” و “توركمانTurkoman” برخورد مي كنيمּ در واقع اين دو ائتنونيم كه بويژه در منابع فارسي خلط شده و يكسان تلقي مي گردند٬ تماما دو مفهوم غير از هم و متفاوتند: تركمن نام ملتي مستقل از تركان آزربايجان است در حاليكه توركمان٬ نام زيرگروه هايي تاريخي٬ ايلي و سياسي منسوب به تركان آزربايجان ميباشدּ

تركمن و توركمان دو كلمه با ريشه و منشا يكسان اما معاني متفاوت هستندּ دو كلمه با منشا يكسان اما با فرم و معاني متفاوتي كه در طول زمان كسب كرده اند٬ دوبلت ناميده ميشوندּ دوبلتها به وفور در زبان تركي يافت مي شوندּ از اين جمله اند: چاديرا-چادير٬ يالنيز-يالقيز٬ يئي-اييي٬ سايماق-سانماق٬ دخي-داها٬ اووا-اوبا٬ آلاي-هالاي٬ آغلاماق-ييغلاماق٬ اوتاق-اودا٬ قيشلاق-قيشلا٬ خاقان-قاآن٬ ساغري-چاريق٬ دوزمك-ديزمك٬ جيزماق-چيزمك٬ كؤنول-گؤيول٬ گوج-گوچ٬ گزه يه ن-گزه گه ن٬ يازي-يازقي٬ يئنه-گنه٬ּּּּּּ تركمن و توركمان نيز دو دوبلت از اين قبيل در زبان تركي اندּ

در قرون وسطى تركمن نامى بوده كه با معاني بسيار متفاوت و سيال٬ براى مشخص نمودن گروههاى متفاوت تركى مانند اوغوز ٬ اوغوز كوچنده ترك٬ تركهاي مسلمان شده٬ ترك خالص تبارى و غيره بكار برده شده است. بدين معناي قديمي اين نام ژنريك علاوه بر اجداد ملت تركمن امروزى در شرق درياي خزر٬ بر اجداد گروههاى آذربايجاني و تركيه اي مانند قاراقويونلو٫ آغ قويونلو٫ صفويان٫ افشار و قاجار٫ حتى تركهاى تركيه و بالكان نيز اطلاق شده است. در اينجا بدون اينكه پرداختن همه جانبه به مساله تطور معاني اين نام ٬ به معني مدرن دو فرم رايج آن يعني تركمن و توركمان اشاره ميشود:

ايل ترك آزربايجاني توركمان٬ غير از ملت تركمن است

تركمان نام زيرگروه طائفه اي و تاريخي-سياسي از خلق ترك در آزربايجان و تركيه است و با ملت تركمن و تركمنستان عينيتي نداردּ توركمان در گذشته يكى از نامهاى قديمى بكار برده شده براى تسميه خلق ترك آذربايجاني و يا واحدهاي ايلي تشكيل دهنده اين خلق٬ بويژه از سوى مولفين عرب و در مناطق عربى بوده٬ امروزه نيز عمدتا در اشاره به زير گروههاي طائفه اي-سياسي و تاريخي خلق ترك در سرزمينهاي عربي مانند عراق٬ سوريه٬ اردن بكار ميرود:

– تركمن امروزه نام يك ملت مستقل استּدر حاليكه توركمان٬ نام ملت مستقلي نيست بلكه در گذشته و امروز كمتر براي مشخص نمودن گروههاي طائفه اي-سياسي خلق ترك در آزربايجان و تركيه و دياسپوراي تركان آذربايجاني در عراق و سوريه بكار ميرود
– توركمان هويت- واحدى ايلي است اما تركمن هويتى- واحدى ملي است٬
– جمع توركمان٬ تركمه است در حاليكه جمع تركمن٬ تراكمه است٬
– ملت تركمن در شرق درياي خزر زندگي مي كند٬ در حاليكه گروههاي موسوم به توركمان همه در غرب درياي خزر و در بين النهرين و آسياي صغير ساكن بوده اندּ
– توركمان عمدتا گروههايي معتقد به اسلام هترودوكس از جمله غلات شيعى مانند مذهب تركي علوي قزلباشي بوده اند٬ در حاليكه تركمن عمدتا گروهي معتقد به اسلام اورتودوكس حنفى است
– تركمنها به لحاظ فيزيوتيپ به ديگر ملل تركي آسياي ميانه٬ مانند ازبكها مي مانند٬ در حاليكه توركمنها به لحاظ فيزيوتيپ با ديگر گروههاي تشكيل دهنده خلق ترك در آزربايجان و تركيه كوچكترين فرقي ندارندּ

همانگونه كه ملاحظه ميشود٬ توركمان زيرگروه تاريخي- طائفه اي خلق ترك آذربايجاني بوده و غير از مليت تركمن در شرق درياي خزر است بنابراين هنگامي كه به خلق ساكن در شرق درياي خزر اشاره ميشود٬ مي بايست شكل “تركمن” و هنگامي كه به زيرگروههاي ترك در آزربايجان و تركيه و عراق و سوريه اشاره مي شود٬ فرم “توركمان” بكار رودּ

توركمانان قزلباش و قزلباشان توركمان

پس از ظهور دول تركي آزربايجاني قاراقويونلو و آغ قويونلو و پس از ظهور مذهب علوي قزلباشي و آغاز كشمكش آزربايجان و تركيه (صفوي-عثماني) اشتقاق در معني و فرم كلمه تركمن رخ داده و فرم جديد توركمان با معني جديدي ظهور كرده و نام تركمن منحصرا براي ناميدن گروه ملي تركمن ساكن در شرق درياي خزر بكار رفته استּ در نتيجه ائتنونيم تركمان از آغاز كاملا غيروابسته و مستقل از نام اصلي تركمن مربوط به شرق درياي خزر و آسياي ميانه بوده استּ

از زاويه تاريخ سياسي و مذهبي خلق ترك در آزربايجان و تركيه٬ نام تركمان را مي توان بدين شكل فرموليزه كرد: تركمان٬ به آن دسته از طوائف ترك قزلباش (بويژه به ايلات آزربايجاني آغ قويونلو) اطلاق شده است كه بر عليه عثمانيان عصيان نكرده اند٬ و يا بر عكس قزلباش به آن دسته از طوائف تركمان گفته شده است كه بر عليه عثماني عصيان نموده اندּ

اين نام بعدها به خود صفويان و همه طوائف ترك قزلباش تشكيل دهنده قاراقويونلوها و افشارها و قاجارها٬ بويژه از طرف منسوبين به خود اين طوائف تعميم داده شده و سپس در دورههاي بعد با نام ترك تعويض شده استּ مثلا ايل تركي و آزربايجاني استاجلو كه در تمام سطح ايران (كرمان فارسستان٫ كردستان…) و آذربايجان پخش شده بودند٬ بعدها همراه شاملوها و ذوالقدرها (دولقادارها-دولقا به مغولى به معنى كلاه خود است)٫ روملو و تكه لوها كه آنها نيز همه از طوائف تركان علوي قزلباش (غلات شيعه) آسياى صغير-تركيه-سوريه امروزى بودند٫ توركمان- تركمه ناميده شده اند. در واقع توركمان به همراه قزلباش٬ ترك و افشار يكى از چهار نام عمده خلق ترك آذربايجان در تاريخ شمرده مىشود. حتي گفته شده است كه تركي آزربايجاني ادامه زبان قزلباشى توركمانى (در مقابل تركمنى كه زبانى تركى در آسياى ميانه مىباشد) است.

ايل تركي آزربايجاني توركمان : موصوللو- پورناك- و آغ قويونلوها

با گذشت زمان در دوره صفويان٬ تركمان كم كم معناي خاص محدودتري پيدا نموده و مرتبط با ايل و تيره ويژه اي از تركان آذربايجان و غرب آسيا (تركيه٬ عراق٬ ּּּ) گرديده استּدر دوره صفوي در ميان ايلات ترك٬ ايلي بنام توركمان وجود داشته استּ بواقع در اين دوره لفظ توركمان داراي معني خاصي بوده و ابتدائا به اتحاديه ايلات تشكيل دهنده دولت تركي آزربايجاني آغ قويونلو و مخصوصاً دو ايل مهمش به نام هاي موصوللو (موصللو) و پورناك (برناك) كه در خدمت صفويان بودند و تيره هاي وابسته به آنها (بايندر٬ دگر٬ּּּּ) كه در خدمت دولت تركي آزربايجاني صفوي بوده اند اطلاق مي شده استּبواقع از آنجائيكه همه تركان آزبايجان اصلا توركمن به معني قديمي اوغوز و يا ترك مسلمان بوده اند٬ محدود و منحصر نمودن ايلات آغ قويونلو به نام تركمان٬ آغاز تشكيل دو ائتونيم توركمان و تركمن و اشتقاق معني بين آنها شمرده ميشودּ

مادر اسماعيل ميرزا دختر موسي بيگ تركمان از اوباي موصللو بوده استּ از آنجائيكه خاندان صفوي (و شخص شاه اسماعيل از سوي مادربزرگ) مستقيما وابسته به خاندان آق قويونلو بوده اند٬ دولت تركي آزربايجاني صفوي را مي توان پس از آق قويونلوها دومين دولت ايل ترك و آذربايجاني توركمان به حساب آوردּشاه اسماعيل خود با دختر يكي از بيگهاي ايل توركمان موصوللو بنام تاجلي خانيم ازدواج كرده استּ فرزند حاصل از اين وصلت شاه طهماسب و برادران وي نيز ٬ خود با دختراني از ايل تورك و آزربايجاني توركمان (موصوللو) ازدواج نموده استּ

در دوره ي شاه تهماسب، بغداد در دست موصوللوها بوده استּايل و تيره هاي تركمان در زمان اسماعيل دوم و محمد خدابنده جزو قبايل درجه اول ترك ايران و آزربايجان بودندּ در زمان اسماعيل دوم ايل آزربايجاني تركمان و تيره هاي وابسته به آن نيز جزو قبايل مهم آن دوره به شمار ميرفتندּ سران ايل ترك و آزربايجاني توركمان و تيره هاي وابسته به آن در دوره صفوي داراي مناصب بسيار مهمي بوده اندּ از جمله امير بيگ موصوللو حاكم دياربكر٬ برادر وي ابراهيم سلطان والي بغداد٬ نوخود بيگ والي كلهر٬ ياديگار محمد ترخان والي ساوه آزربايجان٬ توركمان موسا سلطان والي تبريز (برادر زن شاه طهماسب)٬ انيك آغاسي باشي وزير دربار شاه طهماسب٬ حيدر بيگ والي ساوه آزربايجان٬ شاه قولو خان امير اصفهان٬ سليمان خليفه والي تون و طبس٬ حيدر سلطان والي قم آزربايجان و بيگلربيگي تبريز پير بوداق خان٬ والي كپنات اؤردكلي حسن سلطان٬ ּּּּ با حاكميت شاه عباس و آغاز سياست سركوب تركان و تصفيه قزلباشان٬ امراي ايل تركي و آزربايجاني توركمان نيز از اركان سپاه و دولت تصفيه شدندּ

تئليم خان ساوالي: برجسته ترين شاعر تركمان آذربايجان

بخش بزرگي از ايل و تيره هاي وابسته به ايل ترك تركمان از همان آغاز غالبا در نواحي ساوه٬ ري و قم آزربايجان موسوم به عراق عجم مسكن گزيده بودندּهرچند گروههاي از آنها در ديگر نقاط مانند خراسان و استرآباد مسكن گزيده بودندּ در نيمه دوم قرن شانزده با انتصاب اميرخان توركمان به بيگلربيگي آزربايجان٬ بخش مهمي از ايل آزربايجاني توركمان به نواحي مركزي و شمالي آذربايجان حوالي تبريز مهاجرت نمودند اما بعداً به دليل فتح اين نواحي توسط نيروهاي عثماني دوباره به بخشهاي جنوبي آزربايجان حوالي ساوه و قم و كاشان مهاجرت نموده اندּ

از خصوصيات بارز و مهم ايل تركي و آزربايجاني توركمان يكي نيز اين بوده است كه اين ايل بيشترين مقدار اميران داراي تحصيلات عالي و روشنفكر را نسبت به ديگر ايلات ترك آزربايجان تحويل داده استּ از ميان اينها ميتوان به اميران كه به تركي و فارسي شعر مي سروده اند سلطان محمود خان٬ محمد مومن بيگ٬ ּּּּ زير اشاره نمودּ اسكندر بيك تركمان مولف كتاب تاريخ عالم آراي عباسي ملقب به مُنشي ٬ نيز از اين دسته ميباشدּ او به عنوان يك صاحب منصب قزلباش، داراي رتبهي بيگي بوده با خاندان سلطنت نيز نسبت سببي داشتּ اسكندر بيگ در كتاب خود، زمان مهاجرت طايفهي تركمان و چگونگي آغاز فعاليت لشگري و كشوري آنها را ذكر كرده است. او در اثر خود بعضي مواقع از اشعار تركي و از تقويم دوازده حيواني تركي بهره برده استּ

يكي ديگر از برجستگان ايل توركمان تركان آذربايجان تئليم خان ساوالي استּ وي در جاي جاي آثار خود با افتخار به وابستگي اش به ايل توركمان آزربايجان اشاره نموده است:

اؤلكه ميز عراق´دير٬ شهريميز ساوا
مزه لقان چاييندان گؤتوردوم هاوا
عاشيقلار دردينه ائيله ره م داوا
من طبيبم٬ هيندوستان´دان گليره م

بيله نلر بيلسينلر٬ من تئليم خان´ام
بيلمه يه نلر بيلسين٬ گؤوهره م٬ كانام
ساكين-ي مرئغئي´م٬ اصل توركمان´ام
گزه گزه بو جاهاندان گليره م

ويا:

هوشوم يوخ٬ مست-و حئيرانام
شاه-ي مردان´ا قوربانام
تئليم خان٬ اصل توركمان´ام
حاق گوناهدان ائيله سين بوش!

و يا

توركمان تئليم٬ چكمه بو جاهان غمين
دونيادا قالان يوخ گئده رلر هامي!

سبك مينياتوري توركمان تبريز

در تاريخ هنر و مينياتور٬ كتابت نسخه ها و ميناتورهاي همزمان با سلطنت دولت هاي تركي آزربايجاني آق قويونلو و قاراقويونلو به نام سبك تركمان شناخته ميشودּ اين همان سبك است كه قوميتگرايان فارس و دولت ايران٬ نام آنرا به مينياتور ايراني تغيير داده است! (همانند فرش تركي و آزربايجاني كه توسط همين گروه به نام فرش پرشين-فارسي به جهانيان عرضه مي شود!!!) بسياري از صاحبنظران منشا سبك تركماني را شمال غرب ايران فعلي و يا آذربايجان دانسته اندּ اما آنچه در آن شكي نيست٬ انتساب اين سبك به تركان آذربايجاني شمال غرب ايران و يا ديگر نواحي آن در شمال شرق و جنوب استּ اين نامگذاري بار ديگر عينيت دو مفهوم تركمان و تركان آزربايجان و يا قزلباشان را تائيد مي نمايدּ

مكتب مينياتور تركمان تبريز٬ به هنگام فرمانروائي سلطان يعقوب آق قويونلو به اوج خود رسيده استּ از ويژگيهاي مشخصه مينايتور تركمان٬ تركيب بندي پر تحرك و رنگهاي غني٬ مهيج و پر تلالو٬ طراحي سنجيده٬ بودּ مكتب تركمان تبريز بعدها در قرن شانزده از جمله شيوه قزلباشي در عهد صفوي را زاييده استּ نقاشان قزلباش اين سبك در تاريخ هنر٬ بنام نقاشان تركمان شناخته مي شوندּ

توركمانها و يا تركمه امروزي آزربايجان

اكثريت مطلق توركمانهاي آذربايجان از جمله صفويان٬ قاجاريان و افشاريان و نخست در زمرة قزلباشان قرار گرفته و سپس نام عمومي و ملي ترك را پذيرا شده اندּ امروزه از اين توركمانها در آذربايجان شرقي و غربي، در قزوين، زنجان، تهران ٬ همدان و ديگر نقاط ايران مانند فارس، خراسان و… هيچگونه اثري نمانده است و فقط گاهاً با نام فاميلهايي چون تركمانلو، توركماني. تركماننژاد، تركمان و … برميخوريمּ علاوه بر اين امروز در آذربايجان شهرستان و دهستان و روستاهايي به نام تركمنچاي و تركمان باقي مانده است كه نشان ميدهد كه قلمرو زندگي توركمانها در گذشته بسيار وسيعتر بوده است.

با اينهمه هنوز در نقاط مختلف آزربايجان جنوبي و بخشهاي ديگر ايران٬ در استانهاي همدان و مركزي و آزربايجان شرقي و غربي وּּּּּ گروههاي متفاوتي- به لحاظ زباني و مذهبي و ريخت شناسي و فرهنگي و ּּּ- كاملا جدا از ملت تركمن در تركمنستان و شرق درياي خزر وجود دارند كه با نام تركمان ناميده مي شوندּ بيشك اعقاب آنها تركمانهايي هستند كه در جايجاي مختلف ايران سكونت كرده بودندּبه اين گروهها به ويژه در استانهاي آزربايجاني همدان و مركزي ميتوان برخور نمودּ يكي از همسران فتحعليشاه از توركمانان ساكن ملاير آزربايجان بوده است.

علاوه بر آن٬ بخشى از توركمانان قديم در قالب طايفه اى مستقل بنام “تركمه” متشكل شده اندּ تركمه و يا قاراپاپاقها حتي هم اكنون نيز خود را با ذكر مستندات تاريخي «تركمان» ميدانندּ محل اسكان اين واحد ايلي٬ ناحيه اى از آذربايجان مىباشد كه امروزه توسط مرزهاي ايران-آذربايجان (نخجوان)-ارمنستان و تركيه به چهار پاره تقسيم شده است. براي اطلاعاتي در باره تركمه آزربايجان و تركيه به اين آدرسها مراجعه كنيد: http://elobaoymaqlarimiz.blogspot.com/

تركمانهاى عراق و سوريه: دياسپوراى تركان آزربايجان

اين دو گروه دياسپوراى آذربايجانى كه تماما به تركى آذربايجانى سخن مىگويند با گروه ديگر تركى يعنى تركمنهاى ايران٫ تركمنستان و آسياى ميانه تشابه اسمى داشته و جدا از ايشانند. ائتنولوق در باره زبان توركمانهاى عراق و سوريه چنين مىگويد:

١- بين ٣٠٠٫٠٠٠ تا ٩٠٠٫٠٠٠ نفر حتى بيشتر در عراق (تخمينهاى سال ١٩٨٢)٫ در سوريه و عراق “توركمان” ناميده مىشوند. در عراق در شهر كركوك٫ اربيل٫ رواندوز٫ در شهرها و روستاهاى جنوب كركوك تا مقداديه٫ خانقين و مندلى رايج است. همچنين در چند نقطه در ناحيه موصل. لهجه ها: كركوك. اين لهجه فرقهاى عمده اى با لهجه آذربايجانى شمال دارد. به خط عربى نوشته مىشود اما ادبيات محدودى دارد. بسيارى مىتوانند به عربى يا كردى بخوانند اما اكثرا در زبان خودشان كه آنرا در محيط خانه ويا در ميان گروه قومى خويش بكار مىبرند بىسوادند.

زبان آذربايجانى جنوبى٫ جمعيت ۳۰۰۰۰۰ تا ۹۰۰۰۰۰ ويا بيشتر(تخمين هاى سال ۱۹۸۲). لهجه عمده كركوكى. زبان توركمانان عراق اختالافات فاحشى با زبان تركى آذربايجانى در جمهورى آذربايجان دارد. اين گروه در خانه و در ميان خود به زبان تركى آذربايجانى جنوبى سخن مىگويند . اين گروه در عراق و سوريه توركمان ناميده مىشوند. بسيارى قادر به خواندن و نوشتن به تركى آذربايجانى جنوبى نبوده ولى مىتوانند عربى ويا كردى رابخوانند. زبانشان به خط عربى است. مسلمان
٢- ٣٠٫٠٠٠ در سوريه٫ (سال ١٩٦١). لهجه رايج در سوريه از لهجه كركوك عراق متفاوت بوده و ممكن است كه به تركى عثمانى نزديكتر از تركى آذربايجانى بوده باشد. در سوريه زبان نوشتارى نيست. در سوريه دوزبانه در زبان عربى اند.
٥- همچنين ٤٫٠٠٠ نفر در اردن

البته در عراق براي ناميدن دياسپوراي آزربايجاني ساكن در اين كشور٬ فرم تركمن بكار مي رود٬ اما از آنجاييكه در اين كشور گروههاي تركمن (شرق درياي خزر) حضور ندارند٬ اين كاربرد نه چندان درست٬ مشكل بزرگي در داخل عراق ايجاد نمي كند (در روابط ملي اين گروه با آزربايجان و تركمنستان البته مشكلاتي ببار مي آورد) اما در ايران كه هم ملت تركمن و هم زيرگروههاي توركمان ملت ترك ساكن اند٬ نمي توان براي ناميدن هر دوي اينها از نام تركمن استفاده نمودּبلكه ميبايست براي ناميدن ملت نخست كه در آسياى ميانه و شمال شرق ايران مسكون است٫ از فرم “تركمن” و براي ناميدن زيرگروه ملت ترك كه در كشورهاى عربى (عراق٫ سوريه٫ اردن و لبنان و فلسطين) ساكنند ٬ از فرم “توركمان” اسفاده نمودּ

دولتهاي توركمان آزربايجان٬ نمونه نادرشاه افشار

به دليل اينكه طوائف تركمان بنيانگذار دولتهاي آغ قويونلو٬ قاراقويونلو٬ صفوي٬ افشار و قاجار زيرگروههايي تاريخي و سياسي٬ ايلي و مذهبي خلق ترك آزربايجان مي باشند٬ اين دولتها همه دولتهايي ترك و آزربايجاني اند٬ و نه تركمن و تركمنستاني! مثلا اگر مي توان كه دولت سلجوقي را دولتي تركمني دانست٬ دولتهاي صفوي و قاجار و افشار و آغ قويونلو و قاراقويونلو را به هيچ وجه نمي توان تركمني دانست٬ زيرا اين دولتهاي توركمان٬ همه ترك و آزربايجاني اندּ

علاوه بر آن خود بزرگان و سران اين دولتها نيز خود و دولتشان را توركماني توصيف نموده اندּ مثلا همانگونه كه معلوم است نادرشاه افشار٬ سياست جمع آوري تركهاي آذربايجاني خاورميانه (شرق تركيه٬ ايران٬ آذربايجان٬ خراسان٬ عراق و افغانستان) در زير چتر اداره دولتي تركي آذربايجاني واحدي را تعقيب مي نموده استּ وي در مراودات خود با دولت عثماني٬ و در همين راستا بر خواست الحاق عراق و آذربايجان به خاك دولت تركي افشاري اصرار كرده است. وي براي اثبات حقانيت خود چنين استدلال ميكرد كه مناطق مزبور (بخصوص مناطق غربي آذربايجان كه به خاك عثماني ضميمه گشته است و مركز تركان آذربايجاني عراق كركوك-موصل) در ازمنه سالفه به سلاطين “توركمان” تعلق داشت كه به سبب اختلاف انگيزي شاه اسماعيل به دولت عليه عثماني انتقال يافته است. (حد غربي آذربايجان در داخل خاك عثماني شهر ارزينجان است كه شاه اسماعيل حركت تاريخي خويش را به آسياي صغير از آنجا آغاز نموده بود) همچنين وي در مكاتبات خود با دولت عثماني٬ اين خاندان را به عنوان بزرگترين خاندان توركمانها – گروهي كه منسوبيت خود بدانها را نيز تاكيد ميكند- توصيف كرده و در نامه هاي متعددي به عثمانيها كه برخي از آنها به تركي آذربايجاني نوشته شده اند (از جمله به سلطان عثماني محمود اول و فرزندش) به دفعات بر ترك بودن خويش تاكيد نموده و خويشاوندي قومي خويش با آنها را متذكر ميشود. آشكار است كه در تمام اين مكاتبات٬ مراد نادرشاه افشار از توركمان٬ نه خلق تركمن در شرق درياي خزر٬ بلكه شاخه غربي تركان اوغوز (آزربايجان و تركيه) بوده استּ

سوء تفاهمات ناشي از اختلاط تركمن و توركمان

عدم وقوف بر ظرائف فوق مشكلات چندي را پديد مي آوردּمهمترين آنها همانگونه كه اشاره شد٬ دياسپوراي تركان آزربايجاني موسوم به تركمان در عراق و سوريه استּ به عنوان مثال در سايتها و منابع آزربايجاني چندان اشاره اي به مسائل تركمانان عراق نمي شود٬زيرا اساسا يكي بودن خلق ترك در آزربايجان و خلق موسوم به توركمان در عراق دانسته شده نيستּ و از طرف ديگر باز به همين دلايل است كه گروهها و منابع تركمن و تركمنستاني شامل دولت تركمنستان (و نه گروهها و دولت آزربايجان) به طور آكتيو با تركمانان عراق٬ كه در واقع بخشي از خلق ترك آزربايجانند٬ علاقه مندندּ

ديگر مشكل حادثه در عرصه تاريخي استּ مثلا منابع فارس و فارسستاني همچنين تركمني و تركمنستاني٬ در نگرش به تاريخ٬ باز همان اشتباه را تكرار نموده و دولتهاي ترك آزربايجاني آغ قويونلو٬ قاراقويونلو٬ صفوي٬ افشار٬ قاجار را دولتهاي تركمني!!!! به حساب مي آورندּ

سومين عرصه٬ ادبيات را شامل ميشودּباز عمدتا منابع تركمن و تركمنستاني٬ بزرگان ادبيات ترك و آزربايجان مانند نسيمي و جهانشاه قاراقويونلو و فضولي و تئليم خان ساوالي ּּּּ را به عنوان تركمن تقديم مي نمايند بدان حد كه اخيرا تركمنباشي٬ رئيس جمهور تركمنستان٬ خواستار انتقال مزار فضولي از عراق به به تركمنستان شده استּ

اما مهمترين مشكل ناشي از عدم تفكيك تركمن و توركمان٬ در عرصه تعريف بدنه گروه ملي خلق ترك است كه در زير بدان اشاره ميشود:

با ملت تركمن چه بايد كرد؟

در ايران بويژه در مقولاتى مانند هويت ملى٬ روند ملت شوندگى و مبارزه ملى دمكراتيك ملل ساكن در ايران٬ مطلقا مىبايد از در هم آميختن دو مليت مستقل و مشخص تركمن و ترك پرهيز نمودּ همه مىدانند كه در ايران تركمن و ترك دو خلق متفاوتندּ در ايران يك مليت ترك و يك مليت ديگر تركمن با دو نام ملى به ترتيب ترك و تركمن وجود دارندּ مخصوصا در خراسان دو خلق ترك و تركمن با خطوط كاملا پر رنگ از هم متمايز شده اندּبنابراين هنگامى كه از مساله ملى و ملل ايرانى صحبت مىشود مطلقا ترك غير از تركمن مىباشد و به هيچ وجه نمىبايست حد و مرز ايندو را در هم آميختּ اين واقعيت٬ نتيجه و محصول روند پيچيده ملت شوندگي در طول تاريخ است و مى بايد بى چون و چرا پذيرفته شودּ چرخ تاريخ را نمىتوان به عقب راندּ لزومى به اينكار نيز وجود نداردּ

در ايران جدائى و ظهور دو خلق متشخص و جدا به نام ترك و تركمن ٬ روندى است كه پيش از هزار سال قبل با مهاجرت بخشى از اوغوزان به آذربايجان و آناتولى آغاز و در طول قرون ١١ تا ١٣ ميلادى با تاسيس دول تركى قاراقويونلو- آق قويونلو-صفوى-افشار و قاجار در خاك آذربايجان و آناتولى در خاك آذربايجان به پايان رسيده است و پس از اين دوره٬ ترك و تركمن به عنوان دو خلق و ملت متشخص جداگانه وارد صحنه تاريخ شده اندּ اكنونن اين دو خلق٬ دو خلق جداگانه٬ با دو تبار جداگانه (فيزيوتيپ نژادى٬ قيافه ظاهرى)٬ دو لهجه جداگانه٬ دو ادبيات جداگانه٬ دو الفباى جداگانه (هم الفباى لاتينى ٬ هم الفباى عربيشان از هم متفاوت است)٬ دو سيستم اعتقادى تاريخى جداگانه (تركمنان تاريخا سنى حنفى٬ تركان تاريخا علوى-شيعه) ٬ دو سرزمين نياخاكى گوناگون و وطن تعريف شده گوناگون (آذربايجان٬ تركمنستان)٬ دو دولتى كه با آن پيوستگيهائى دارند (تركمنستان٬ آذربايجان-تركيه) و٬ּּּּ مىباشندּاين تكامل نتيجه تجريد استּو در نتيجه امروز از دو خلق جداى ترك و تركمن مىبايد سخن راندּ

در دنياى فعلى تنها دو خلق با نام ملى ترك وجود دارند كه هر دو نيز متعلق به اوغوز غربى اند: شاخه شرقى اوغوز غربى و يا خلق ترك آذربايجان (در ايران شامل شمال غرب٬ شمال شرق و جنوب اين كشور٬ در آذربايجان٬ در عراق٬ در شرق تركيه و ּּּּ) و خلق ترك (در تركيه٬ در بالكان و در قبرس)ּ اين دو خلق خود را با نام ملى ترك مىنامند و به جز ايندو همه ملل و اقوامى كه زبانشان داخل به گروه زبانهاى تركى محسوب مىشود داراى اسامى ملى ديگرى بجز ترك مانند ازبك٬ تاتار٬ اويغور٬ تركمن٬ قزاق٬ قيرقيز٬ وּּּּ مىباشندּ براى ملت تركمن٬ “تركي” نه اسم مليت بلكه اسم خانواده زبانى است٬ اما براى خلق ترك در ايران-آزربايجان-قبرس-بلغارستان و ּּּ ترك علاوه بر نام خانواده زبانى٬ مشخصا نام مليت اين خلقها نيز مىباشدּ بنابراين در ايران خلق تركمن به لحاظ ملى تركمن و به لحاظ خانواده زبانى ترك است٬ در حاليكه خلق ترك در ايران هم به لحاظ نام ملى ترك و هم به لحاظ خانواده زبانى ترك استּ البته اين دو مليت داراى دو زبان اند كه به يك خانواده زبانى تعلق دارد كه آنهم خانواده زبانهاى تركى استּ و از اين جهت اين دو خلق متعلق به ملل تركى زبان شمرده مىشوندּ

منافع ملى و سياسي جداي دو خلق ترك و تركمن

در ايران ترك و تركمن٬ دو خلق و ملت متفاوت و جداگانه اندּ ايندو را نبايد به همديگر در هم آميختּ در ايران٬ هويت٬ راه٬ آينده و گذشته٬ نام ملى و فيزيوتيپ دو خلق ترك و تركمن جدا از هم٬ غير از هم استּخلق ترك ملت و خلق ديگرى و خلق تركمن٬ خلق قزاق٬ خلق تاتار و ּּּ ملت و خلقهاى ديگرى اندּدر ايران منافع ملى دو خلق ترك و تركمن٬ همچنين مسائل اصلىشان نيز جدا از هم استּ اين در موضوع منابع زير ديريايي خزر٬ در موضوع فدراليسم در ايران٬ در موضوع اتحاد و اتفاق با نيروهاي سياسي ايراني و غير ايراني ارمنى و كرد و فارس نيز همينطور استּ ر آينده خلق تركمن در ايران با آينده دولت تركمنستان پيوند خورده است و رو به سوى آسياى ميانه داردּ در حاليكه آينده خلق ترك در ايران با دولتين آذربايجان-تركيه پيوند خورده و رو به سوى اروپا داردּ

البته خلق تركمن با ما يعنى خلق ترك٬ داراى زبانى است كه متعلق به يك خانواده زبانى است (تركى) و فرهنگهايمان داراى نقاط و جهات مشترك و حتى يكسان بسيارى استּ اما على رغم اين٬ در ايران و خاورميانه دو خلق تماما جداگانه ترك (منظور ترك آذربايجانى است) و تركمن به منصه ظهور رسيده استּ پس از اين نيز مىبايست كه مانند گذشته٬ زيرگروههاى گوناگون خلق تركمن به امر ادغام و جوشش ميان خود و ايجاد ملت تركمن و زير گروههاى گوناگون خلق ترك به امر ادغام و جوشش ميان خود و ايجاد ملت ترك حركت كنندּ و در واقع روند موجود نيز همين استּآنچه ممكن و ضرورى است اين است كه ما به جاي پرداختن به فانتزي توران و ملت بزرگ اوغوز و ּּּּ همه گروههاى بدون صاحبى كه در ضمن خود را ترك مىنامند و ترك مىدانند و در سراسر ايران پخش شده اند نزديك شده و از همه جهات با آنها ادغام و جوشش نماييمּ

از طرف ديگر مخلوط كردن دو خلق ترك و تركمن٬ كه در ايران خود را دو خلق جداگانه مىدانند و به واقع نيز از هر جنبه دو خلق جدايند٬ و آنها را به صورت مصنوعى به يكديگر بخيه زدن٬ انديشه اى بر ضد روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران استּ در ايران دو خلق جداگانه ترك و تركمن ساكن اندּ هر گروه انسانى متكلم به زبان و لهجه اى خارج از سه گروه لهجه آذربايجانى٬ سنقرى و خراسانى كه نام ملى خود را چيزى به غير از ترك مىدانند٬ چه كرد٬ چه تركمن٬ چه فارس٬ چه ازبك٬ چه بلوچ و چه گيلك وּּּּּ همه ملل و خلقهائى غير از خلق ما بوده و داخل در سه مقوله سياسى اساسى هويت ملى٬ روند ملت شوندگى و مجادله ملى دمكراتيك خلق ترك نمىباشند و نخواهند شدּ زيرا هر كدام از اينها خود٬ هويت ملى٬ روند ملت شوندگى و مجاله ملى دمكراتيك جداگانه و مستقل خود را دارا مىباشندּ

فانتزي يكى سازى دو خلق ترك و تركمن٬ ملت بزرگ اوغوز

تركزبانان ايران يك صد سال گذشته را در غفلت سپرى كرده و از جهت روند ملت شوندگى بسيار بسيار نامتكامل و عقب مانده اند٬ و مى بايست از خلق همسايه كرد چيزهاي بسياري آموزدּآيا هرگز ديده شده است كه كردها و گروههاى كردى به جاى همجوشى و اتحاد بين خود٬ كار و بار خود را رها كرده و به دنبال ايجاد برابرىها و اتحاديه ها با بلوچها٬ فارسها و پشتونها٬ تنها به سبب آنكه زبانشان به يك خانواده زبانى متعلق است برآيند؟ و يا به اين بهانه كه هزار سال پيش يكى بوده اند٬ خود را با فارسها و بلوچها و پشتونها يك ملت واحد بدانند؟

در ايران و منطقه ادغام و يكى سازى دو خلق ترك و تركمن در قالب ملتي بزرگتر مانند اوغوز٬ نه ممكن و نه ضرورى استּ ملت٬ اولگوئى نو و مدرن است و با ظهور مدرنيته در قرون نوزده و بيست زائيده شده استּ در حاليكه اوغوز٬ قومى مربوط به قرون وسطى استּ اگر حركت ملى دمكراتيك خلق ترك در ايران خواستار آن است كه اعتبار كسب كرده و در افكار عمومى ايرانيان و ملل ايرانى جدى تلقى شود٬ مىبايست اين نكته را درك نموده و درونى خويش سازدּدر يك دست خيال دولت توران و ملت خيالى بزرگ ترك از سيبرى تا اتريش و در دست ديگر حقوق ملى دمكراتيك خلقمان در ايران و عراق و سوريه٬ּּּּ ايندو با هم كاملا در تضاد قرار دارندּ ايندو در يك جا محال است كه جمع شوند و جمع هم نخواهند شدּ حركت ملى دمكراتيك خلق ترك در ايران تا زمانى كه ملى و دمكراتيك نشده است٬ تا زمانيكه با فانتزى دولت توران مشغول است از حقانيت٬ قوه تاثير و اعتبار محروم خواهد ماندּ حركت ملي دمكراتيك ترك در ايران هدفي و يا احتياجي مانند يگانگي ملي با ملت تركمن نداردּ نزديكي فرهنگي و همسويي سياسي و خويشاوندي زباني دو خلق ترك و تركمن به معني ادغام و يگانگي اين دول ملت نيستּ مگر نزديكي فرهنگي و سياسي دو خلق قزاق و تاتار در روسيه به معني انكار هويت ملي هر كدام و ايجاد ملتي مصنوعي از اين دو است؟

هر شخص و جريان كه هويت ملى خلق ترك ساكن در ايران را به ملل ديگر ساكن در ايران از جمله تركمن٬ ازبك٬ قزاق و اويغور در هم آميخته و آشفته سازد٬ بدون شك در جهت ضد روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران عمل نموده و با فانتزيهاى خيالى (مانند ايجاد يك ملت واحد ترك از مجموعه سى و خرده اى ملت جداگانه كه زبانشان داخل گروه زبانهاى تركى است) مشغول است و به همين سبب نيز٬ در خدمت سياستهاى پان ايرانيستى و استعمارگران غربى براى سد نمودن روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران٬ قفقاز و خاورميانه در حركت استּ

خلق كرد و ديگر خلقهائي كه زبانهايشان داخل در خانواده زبانهاى ايرانى است مانند خلقهاى فارس و پشتون و لر و بلوچ و ּּּ خلق و مليتهائى جداگانه اندּ صرف تعلق زبانهاى اين گروهها به يك خانواده زبانى آنها را يك ملت واحده نمىسازدּ ما نيز در وضعيت مشابهى قرار داريمּ نام ملى خلق ما صرفا ترك است٬ نه ملت ترك ايران٬ نه ملت ترك آذربايجان٬ نه ملت آذربايجان٬ نه ملت ايران٬ نه ملت آذربايجان جنوبى٬ نه ملت ترك آذربايجان جنوبى و نه هيچ چيز ديگرىּ هنگامى كه از خلق ترك در ايران صحبت مىرود٬ سخن از خلق ترك است نه از خلق تركمنּ همانگونه كه هنگامى كه از خلق كرد صحبت مىشودּ منظور نه خلق لر٬ و نه خلق فارس استּ خلق كرد را نبايد با خلق لر و فارس مخلوط كرد٬ خلق لر ملت و خلقى ديگر٬ خلق كرد ملت و خلق ديگرى استּ خلق ترك ملت و خلق ديگرى٬ خلق تركمن ملت و خلق ديگرى استּ

ترك و تركمن٬ دو ملت با زبانهايي از خانواده زبانهاي تركي

واژه ترك بكار رفته در تركيب تركهاى ساكن در ايران و دنياى تركى٬ دو مفهوم كاملا متفاوتندּ ترك نخستين در تعيبر “تركهاى ايران” نام يك ملت است٬ ترك دومين در تركيب “دنياى تركى” نام يك خانواده زبانى كه خود متشكل از دهها ملت گوناگون مىباشد استּ با در هم آميختن اين دو مفهوم يعنى يك “ملت” و “خانواده زبانى” متشكل از دهها ملت٬ نمىتوان به تعْريف هويت ملى٬ روند ملت شوندگى و درك سياستهاى دراز مدت استعمارگران غربى در رابطه با خلق ترك در ايران و منطقه نائل شدּكلمه ترك موجود در تركيب “دنياى تركى” نام يك خانواده زبانى است نه نام يك خلق يا ملتּ ترك در اينجا نام مشترك خانواده زبانى ما و قزاقها و تركمنها است نه نام مشترك ملى ماּ ما با خلقهائى مانند ازبك و تاتار و تركمن و قزاق كه زبانهايشان در اين خانواده زبانى جاى مىگيرد خلقهاى متفاوت و جداگانه اى هستيمּ زيرا قزاقها و تركمنها براى ناميدن ملت خود و زبان ملى خود از نام ملى قزاق و تركمن استفاده مىكنند و نه از نام تركּ خلقهائى مانند ازبك٬ تركمن و ּּּ هر كدام ملتى مستقل و جداگانه اند با نامهاى ملى تاريخى مخصوص بخود٬ كه همانگونه خود مىپذيرند و مىنامند اين نام ملى و تاريخى ترك نبوده٬ ازبك و تركمن استּ در حاليكه ما هم خود را و هم زبان خود را ترك مىناميم و علاوه بر نام خانواده زبانى كه زبان ما متعلق به آن است٬ نام “زبان” ما و نام ملى “ملت” ما نيز ترك استּ در دنيا تنها دو خلق وجود دارند كه نام ملىشان ترك مىباشد يكى ما (خلق ترك در ايران-آذربايجان) و ديگرى خلق ترك تركيهּ

زبان ملل ازبك و تركمن و ترك به خانواده زبانهاى تركى متعلق استּ در اين خانواده زبانى بيش از سى ملت و خلق مستقل و جداگانه مانند قزاقها٬ تركمنها و ما تركها نيز جاى مىگيرند كه هيچكدام از آنها در سه مقوله اساسى سياسى هويت ملى٬ روند ملت شوندگى٬ و مجادله ملى دمكراتيك٬ خلق و مليت ما را علاقه دار نمىسازندּ اگر كه در زبانشناسي همه زبانهاي ملل تركي لهجه هاي يك زبان شمرده ميشوند٬ به لحاظ ادبيات و سياسي قزاق٬ ازبك٬ و ترك زبانها و ملل متفاوتي اندּ در ايران زبان تركمني لهجه زبان تركي نيستּ لهجه هاي زبان تركي در ايران شامل آزربايجاني٬ سنقري و خراساني اند در حاليكه لهجه هاي زبان تركمني در ايران عبارتند از يموتي٬ گوكلن٬ּּּּּ هر وقت در ايران زبانهاي خويشاوند فارسي و كردي يك زبان واحد شمرده شوند٬ زبان تركمني و تركي نيز٬ زبان واحدي مي توانند شمرده شوندּآنچه مربوط به خلق ترك در سه مقوله سياسى اساسى هويت ملى٬ روند ملت شوندگى و مجادله ملى دمكراتيك٬ است بيش از سى ملل و خلقهاى داخل در خانواده زبانهاى تركى نيست٬ صرفا و صرفا خلق ترك ما ستּ براي ملل و خلقهايى كه زبانهايشان در خانواده زبانهاى تركى داخل است تنها و صرفا در مقولاتى مانند زبانشناسى٬ تاريخ٬ تبارشناسى و ميتولوژى و ּּּּ جالب توجه اند نه در انشاء ملتي نو و يا واحد٬ به شكل ملل و خلقهاى مستلقى كه با خلق ما يعنى مليت ترك داراى زبانى هم خانواده اند و نه به عنوان بخشى از خلق و ملت ماּ

ما (يعنى خلق ترك) ساكن در ايران و خلق تركمن٬ دو ملت جداگانه هستيم كه در ايران ساكنيم٬ زبانهاى ملى خود را به دو نام متفاوت (تركمنى و تركى) مىناميم ּتنها وجه مشترك خلق تركمن با ما خلق ترك٬ تعلق هر دو زبان ملى تركى و تركمنى به يك خانواده زباني است كه اين خانواده زبانى نيز ٬ تصادفا تركى نام داردּ اما وجود كلمه تركى در نام اين خانوداه زبانى٬ همانگونه كه گفته شد٬ دليل بر اين نيست كه نام ملى خلق تركمن٬ نيز ترك استּ نه خير! در ايران تنها يك ملت به نام ملى ترك وجود دارد و آن هم مائيم و نه تركمنانּ خلق ما خلقى مستقل و جدا از همه مللى كه زبانشان داخل در خانواده زبانهاى تركى است و در راس آنها ملت تركمن مىباشدּ

در ايران يك خلق كرد زندگى مىكند٬ يك خلق تركمن زندگى مىكند٬ به همان شكل در ايران فقط يك خلق ترك ساكن استּ اين گروه ملى٬ هويت و تشخصى كاملا جداگانه از ملل ديگرى مانند تركمن٬ قزاق٬ ازبك و اويغور دارد و با مرزهاى كاملا قطعى از آن ملل جدا مىشودּبا توجه به موارد فوق٬ ما در ايران از يك طرف مىبايست كه بدانيم كه دو خلق ترك و تركمن در ايران ٬ دو خلق جداگانه اما خويشاوندندּدر ايران صرفا يك خلق با نام ملى تاريخى ترك وجود داردּ دنياى تركى نيز مساله ما نبوده و به ما ارتباطى نداردּ حتى مليت تركمن نيز به خلق ترك در ايران مربوط نيست و كاملا جدا از آن استּ زيرا كه خلق و ملت و واحد ملى ديگرى استּ

قشقايي مقوله اي متفاوت از تركمن است

در بسيارى از نوشته هاى فعالان آذربايجاني در ايران٬ از “ملت ترك متشكل از آذربايجانى٬ تركمن٬ قشقائى و تركهاي همدان٬ شاهسونها و ترك زبانان ساكن در خراسان ּּּּ” نام برده مىشود!ּ اين بيان مطلقا نادرست استּ قشقائي و آذربايجانى دو زير گروه طائفه اى و جغرافيائي ملت و خلق واحد ترك در ايرانندּ ايندو زير گروه يك خلق ترك اندּ گنجاندن خلقى متفاوت مانند تركمن در ميان دو زير گروه خلق ترك (آزربايجاني٬ قشقائي) به شكل آذربايجانى-تركمن-قشقائي ٬ ذهنيتى خطا و زيانبار آستּ تركمن ملتى جداست و خود هم خود را تركمن مينامد و ميداند و نه تركּاز آنجائيكه تركمن نام يك ملت است٫ معادل آن مىتواند ترك كه نام ملتى ديگر در ايران است باشد. حال آنكه همدانيان و قشقايى كه زير گروههاى ملت ترك اند٫ همجنس تركمن (ملت) نيستند. يعنى ملت را با ملت٫ زير گروه طائفه اى را با زير گروه طائفه اى بايد مقايسه كرد. ترك معادل تركمن (هر دو ملت) و قشقايى مثلا معادل گوگلن (هر دو زير گروه طائفه اى دو ملت ترك و تركمن) مىباشد ٫ چطور كه گوكلن را با ترك در يك رديف نمىتوان آورد (يكى اسم طائفه٫ ديگرى اسم ملت است) ٫ قشقايى را هم با ترك و فارس كه نام دو ملت اند نمىتواند همرديف شمرد. گروه ملى تركمن در ايران در فرم ملت است و بنابراين تنها مىتواند با گروه ملى ديگرى كه در فرم ملت باشد مثل ترك و كرد و عرب و فارس مقايسه شود نه با يك گروه طائفه اى مانند قشقايى كه خود زيرگروه ملت ديگرى بنام ترك است. يعنى كاربرد جمله اى به شكل همدانيان (زيرگروه جغرافيايى ملت ترك) و قشقايى (زيرگروه طائفه اى ملت ترك) و تركمن (ملت) و … غلط است زيرا چيزهاى غير همجنس رديف شده اند. گروههاى ملى (اعم از ملت و يا اقليت ملى) را تنها با گروههاى ملى (ترك را با تركمن)٫ گروههاى اعتقادى را با گروههاى اعتقادى و … همچنين گروه ملى را با گروه و نه با زيرگروه جغرافيايى ويا طائفه اى و… بايد مقايسه كرد.

بر خلاف تركمنان- كه خلق و ملتى و قومى جدايند- اتحاديه طوائف قشقائي٬ و گروههاى ترك زبان ساكن در خراسان و ديگر مناطق ايران٬ خلقها٬ اقوام٬ مليتهاى جداگانه اى نيستندּ آنها نيز مانند بخشى از خلق ترك ساكن در شمال غرب ايران –آذربايجان٬ زيرگروه هاى طائفه اى و يا جغرافى خلق (ملت٬ اتنوس٬ قوم٬ به هر نامى كه ناميده شوند) ترك ساكن در ايران مىباشندּ مشابه و همجنس شمردن قاشقائىها٬ شاهسونها و ترك زبانان ساكن در خراسان٬ با خلقهاى داخل در خانواده زبانهاى تركى از سوى برخى از ناآگاهان ترك ايرانى٬ كاملا اشتباه و نادرست استּ زيرا قشقايىها٬ افشارها و بوچاقچىها و شاهسونها و باهارلوها اينانلوها و ּּּּ خلقها و اقوام جداگانه اى نيستندּ ما آنهائيم و آنها مايندּ

از اين زاويه٬ اينكه خلق ترك و روشنفكران آن٬ پاره هاى گوناگون خود را (قاشقائى٬ּּּ) به صورت گروههاى قومى جداگانه اى تلقى نمايد و از طرف ديگر گروههاى قومى حقيقتا جدائى مانند خلق تركمن را به شكل پاره اى از گروه ملى خود بشمارد٬ رفتار و تلقى اى تماما خطا و صددرصد زيان آور بوده و يكى از بزارگترين موانع در روند ملت شوندگى خلق ترك در ايران را تشكيل مىدهدּ

گئرچه يه هو!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)