۱- کاشکی این وزیر خارجۀ ۲۷ سالۀ اتریش به ایران نمی رفت و خون جوانان پیر شده و بیکار و بی آیندۀ ۳۰ تا ۴۰ سالۀ ایرانی را بجوش حسرت “میان ماه من با ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است” نمی آورد از نزدیک. اما از این طنز تلخ که بگذریم صحبت های ظریف است (اینجا) در مصاحبۀ مشترکش با سباستین کورتر که مهم است. ظریف در بخش سؤال از موضوع نقش توان موشکی جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای جاری گفته است:
*( آیا در مذاکرات در ارتباط با راکت‌های ایرانی صحبت می‌شود اگر ایران به دنبال برنامه‌ غیرصلح‌آمیز نیست چرا بر روی موشک‌های دوربرد کار می‌کند؟) مبنای پرسش شما صحیح نیست. انتخاب مسائل دفاعی برای کشورهای مختلف با توجه به نیازهای دفاعی آن کشورها و مقدورات دفاعی آن‌ها صورت می‌گیرد و حتما این‌گونه نیست که موشک‌های دفاعی ایران که موضوع هیچ مذاکره‌ای هم نبوده و نخواهد بود، برای حمل سلاح‌های غیرمتعارف کاربرد داشته باشد. این تصور کاملا غلطی است. بی‌معنا و مبتنی بر فضاسازی‌های است که توسط برخی دنبال می‌شود
۲- ظریف در دنباله حرفش را کامل می کند و بطور ضمنی اعتراف می کند که خامنه ای هر شرط عقب نشینی تسلیحاتی را پذیرفته است و ما دستمان کاملاً باز است و مصریم که هر چه زودتر توافق نهایی را امضاء و دهان های گشاد رهبران کون گشاد خلافت اسلامی را با دلار نفتی پر و شیرین کنیم مثل همۀ ۳۵ سال عمر نکبت. ظریف وقتی با پرسش دقیق و فنی خبرنگار مبنی بر کاربرد انحصاری موشک های قاره پیما و دوربرد در حمل کلاهک های هسته ای یا شیمیایی یا میکروبی را روبرو می شود؛ برمی آشوبد و به خبرنگار نهیب می زند که سؤال شما اشتباه است و نوع و برد موشک ارتباطی اینهمانی با نوع کلاهکی که حمل خواهد کرد ندارد. لذا ما ضمن قبول تعطیلی مطلق فعالیت هسته ای جز در حد غنی سازی پایلوت و تحقیقات علمی محدود به اجازۀ غربی ها؛ می توانیم به تولید موشک با هر اندازه و برد و استفاده ای همت کنیم و ربطی به مذاکرات هسته ای نخواهد داشت. در حالیکه این سخن ظریف نوعی مغالطه است و ایشان برای فرار از جوابگویی راجع به عقب نشینی های داوطلبانه در صنایع موشکی – معروف به قاره پیما – در برابر فشار غرب؛ ادعا می کند که برد موشک ارتباطی با نوع مهمات مورد استفاده در آن ندارد. در حالیکه هر بچه دبستانی هم می داند که تولید موشک قاره پیما تولید عروسک و دارا و سارا و پهپاد و اسباب بازی نیست و بسیار گران و هزینه بر و مشکل است. لذا هیچ دیوانه ای نمی آید موشک با برد چندهزار کیلومتری بسازد که نهایتاً چند کیلو تی ان تی معمولی و جنگی را در آنسوی آب ها بتواند منفجر بکند یا نکند با توجه به سیستم های ضد موشک پیشرفته. لذا هر کسی موشک بالستیک برد بلند تولید می کند – همانطور که آن خبرنگار پرسیده – قطعاً برای استفاده جهت حمل کلاهک های تسلیحات کشتار جمعی است و لاغیر.

۳- حرف ظریف با ظرافت تمام این معنا را مستفاد می کند که موضوع موشک های بالستیک برد بلند ایران به این دلیل بدیهی موضوع مطرح در پروندۀ هسته ای در حال مذاکره با غرب نیست که خامنه ای با تعطیل داوطلبانۀ این بلندپروازی تسلیحاتی موافقت کرده است و ما در مذاکرات دوجانبه و چند جانبه این تعهد را پذیرفته ایم. لذا سؤال بدیهی این خواهد بود که “خب اینکه خوب است و در راه خواست ما جهت آشتی باغرب. پس این همه اصرار دلقک برای فاشگویی ظرافت های حرف ظریف و نشانی دادن به تندروان جهت مخالفت با دولت روحانی چراست؟” پاسخم این است که من در مورد توافق هسته ای ایران و غرب دچار احساس دوگانه ای هستم. از سویی آشتی با غرب را تنها راه مسالمت امیز عبور از شرایط بحران جدی اقتصادی داخلی می دانم و بنفع زندگی مردم در دو سه سال آینده؛ اما در عین حال بسیار زیاد نگران تثبیت تحجر روحانیان بازگشته به صحنه – در مقایسه با عقب روی شان در آخر دورۀ احمدی نژاد – نیز هستم. بنابراین بسیار علاقه مندم که بهر ترتیبی شده دولت روحانی را وادار به فاش گویی کنم در مورد نقشه های خطرناک خامنه ای و مخالفانش در داخل الیگارشی و کمک کنم اجازه ندهیم این عجز و التماس و دریوزگی خامنه ای بعنوان “رهنمودهای مقام معظم رهبری” شناسانده و تبلیغ و نتیجه گیری شود. و در این راه است که خیلی زیاد به سیاست های فرهنگی و اجتماعی روحانی در داخل توجه می کنم و حرکت لاک پشتی – هرچند هم خوب – او را کافی برای عبور از تحجر شیعۀ شرعی قم و خامنه ای نمی دانم. نه تنها نمی دانم بلکه مطمئنم که اگر راه تنفس خامنه ای و شرکا باز شود توسط دلارهای نفتی؛ آش همان خواهد بود و کاسه همان که در ۳۵ سال گذشته بود با کمی لعاب اعتدال اجرایی و مقطعی و نه استراتژیک و پایدار. این نگرانیم که نسبت به سابق تشدید هم شده ناشی از ضعف بسیار شدید نخبگان جامعۀ مدنی در ورود به صحنه ها هم است که قبلاً فکر می کردم یک سوراخ کوچک را تبدیل بدروازه خواهند کرد با تقلای مدنی.

۴- و نهایت اینکه احتمال توافق با غرب بسیار بالا رفته با توجه به عقب نشینی های پی در پی جمهوری اسلامی در اجرای خواسته های تسلیحاتی غرب و حالا باید منتظر غرب باشیم و ببینیم تا کجا از این بن بست طلایی خامنه ای بهره خواهند برد در تحمیل شرایط زندگی مدرن در ایران. هرچند که بغیر از اوباما که سیاستمدار – روشنفکر است بقیۀ دولت های عمدۀ اروپایی فقط به دوشیدن منافع خودشان از ضعف خامنه ای متمرکز هستند و بویژه از نقش بریتانیا بسیار بیمناکم. و نشانه های زیادی را می بینم از دو دوزه بازی های شروع شدۀ انگلیسی که مهمترین نشانۀ قابل دیدن عامش بی بی سی فارسی در حال تعطیلی است و نه بودجه دارد و نه نوآوری می کند و فعلاً هم تبدیل شده به شعبه ای از تلویزیون افغانستان. در حالیکه افغان ها خودشان تلویزیون های زیادی دارند برای هر آنچه بی بی سی پخش می کند در مورد انتخابات و غیره . یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)