دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه

سیزده بدر و نقض حقوق بشر محیط زیست ما ایرانیان

سیزده ‌بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی بوده و این روز را در تقویم‌های رسمی ایران روز طبیعت نامگذاری کرده اند. سیزده بدر همچنین یکی ازسنت های ایرانیان باستان به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد و از قبل از آشور زرتشت (۱۸۰۰ قبل از میلاد) در بین ایرانیان مرسوم بوده است.

اما در جهان امروز نیز مشکل کم آبی و خشکسالی بسیار مورد توجه بوده و حق داشتن محیط زیست سالم و کافی منجمله حق دسترسی به منابع آب سالم و پایدار به خودی خود از حقوق بشری و طبیعی محسوب می‌گردد. دراین راستا ۱۲۲ کشور عضو سازمان ملل متحد در جولای ۲۰۱۰ به قطعنامه بولیوی برای به رسمیت شناختن برخورداری از آب سالم و سرویسهای بهداشتی به عنوان حقوق بشر رای موافق دادند. در متن این قطعنامه حق بهره مندی از آب سالم به عنوان حقوق بشر و حقی ضروری برای لذت بردن کامل از حق حیات شناخته می شود. همچنین مطابق مواد کنوانسیون نیویورک مصوب ۱۹۹۷ یکی از اصول مهم و اساسی حقوق بین الملل محیط زیست، اصل « بهره برداری و استفاده منطقی و منصفانه از منابع آب » است.

یکی از مشخصات بارز دروان جمهوری اسلامی، ویرانگری بی سابقه محیط زیست وبحران آب در تاریخ ۲۰۰ ساله گذشته ایران است. این پرسش پیوسته مطرح است که رابطه این نابود سازی بی سابقه محیط زیست و منافع مالی حاکمان اسلامی چگونه قابل توضیح است. بدون شک اداره کشور بر اساس اصل ولایت فقیه، و ولی فقیه را مالک جان و مال مردم و تمامی منابع روزمینی و زیرزمینی دانستن، ارجحیت قوانین شرعی و اسلامی بر قوانین حقوق بشر و بین الملل، حرص ثروت اندوزی حاکمان، بی توجهی به دانش علمی و تجربه های جهانی ونیز بی لیاقتی های سیاسی و فنی، ندانم کاری های اداری و نبود یک دیدگاه همه جانبه، زمینه ساز نابسامانی های اکولوژیکی در کشور گردیده است. ولی ابعاد این ویرانگری واصرار مسئولان ومدیران جمهوری اسلامی در ادامه سیاست های مخرب، شکی باقی نمیگذارد که یک انگیزه قدرتمند مالی وفساد ورشوه خواری نیز عمل میکند. درواقع از ویژه گی های این نظام، فساد مالی دستگاه دولتی و تعداد بیشماری از رهبران درجه یک و مسئولان نظامی و اداری در سطوح گوناگون میباشد. اختلاس ها، رشوه خواری ها، نبود شفافیت در معاملات دولتی، فروش وانتقال کارخانه وزمین به افراد خودی، عدم پیگیری قضائی دزدی های کلان اداری و دولتی، سهم بری آقای خامنه ای از درآمد های نفتی، امتیازات مالی بیشمار سران سپاه پاسداران و غیره نمونه هائی از فساد فراگیر در کشور ما می باشد.

متاسفانه ایران سبز و آباد درطول این سی و پنج سال گذشته بتدریج جزو کشورهایی گردیده که با بحران و کمبود آب مواجه می باشند. دریاچه ها، رودخانه ها، مردابها، باتلاقها و مناطق ساحلی از منابع پایدار آب هستند که یا در حال نابودی بوده و یا بی سروصدا نابود گردیده اند. اما اگر دستیابی به آب کاهش یابد، جنگل‌ها و سایر اکوسیستم‌ها نیز در معرض خطر تغییرات عمده قرار خواهند گرفت. بعنوان مسال، مسأله خشک شدن ۸۵ درصد دریاچه ارومیه، خشک شدن زاینده رود و هیرمند تنها گوشه های کوچکی از نقض حقوق بشر محیط زیست ما ایرانیان به توسط جمهوری اسلامی می باشد.

روشن است که ایجاد سد و آبگیر بروی رودخانه ها برای اهدافی چون تولید برق، تامین آب مصرفی کشاورزی و صنعتی، فراهم نمودن آب آشامیدنی شهرها و مدیریت صحیح تر توزیع آب از نیازهای بدیهی ایران میباشد. تاریخ احداث سد در ایران، از سال ۱۹۵۰ آغاز شده و چهارده سد بزرگ ایران با کمک مهندسان ایرانی و مشاوران خارجی در طول دو دهه قبل از انقلاب ساخته شده است. اما ماجرای سدسازی پس از انقلاب در شمار شگفت‌آورترین ماجراهای حوزه‌ی مدیریتی جمهوری اسلامی در ایران محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی تنها با احداث ۸۸ سد بزرگ و کوچک در سال ۲۰۰۷ به مقام نخست جهان دست یافت. در حال حاضر بالغ بر ۵۸۸ سد در ایران ساخته شده است. در حالیکه اغلب متخصصان بی طرف و تمامی طرفداران محیط زیست با آنچه که به عنوان سدسازی در طول دو دهه‌ی اخیر در ایران رخداده، آشکارا مخالفت کرده و می‌کنند. به نحوی که بسیاری از اساتید دانشگاه از اینگونه شیوه سدسازی به عنوان مهم‌ترین عامل بیابان‌زایی درایران یاد کرده اند. اساتید دانشگاه معتقدند که اغلب سدهای کنونی، عملاً به تشتک‌های تبخیر تبدیل شده‌اند و فقط آب و پول کشور را به هدر می‌دهند؛ چرا که نه تمهیدات مدیریتی لازم در اراضی بالادست را دیده‌اند و نه شبکه‌های پایین‌دست راه‌اندازی شده است. با این وجود و در طول تمامی این سالها، ذره‌ای از قدرت مافیای سدسازی درایران کاسته نشده و همچنان بیشرمانه سوار بر اسب مراد خویش، چهار نعل می تازند. که اگر نتاخته بوند، نباید امروزعزای مرگ بختگان و گاوخونی و ارومیه و طشک و کارون و … را می‌گرفتیم.

بسیاری از سدهایی که به نام کشاورزی ساخته شده اند، مانند سد حنای اصفهان و سد سیوند فارس اصلاً در پرونده شان هیچ نشانی از اراضی نیازمند به آب وجود نداشته است. سد زاینده رود، به تنهایی حق آبه هزاران هکتار زمین کشاورزی و کشاورزان در پائین دست را نادیده گرفته و ضایع کرده است. شهر تاریخی ورزنه با صنعت بومی پارچه‌بافی و اتکای به پنبه‌زارهای منطقه، با غصب حق آبه‌هایش به وسیله‌ی سد زاینده رود، مزارع پنبه و صنعت پارچه‌بافی خود و نیز مزایای ماهیگیری و گردشگری در تالاب گاوخونی را از دست داده و با ۱۳ هزار نفر جمعیت برای همیشه متروکه میشود. سد میناب هرمزگان نشان داد که آب حبس شده دراین مناطق چه زود در برابر آفتاب به زوال ‌رسیده و دیگر نه به ‌درد کشاورزی می خورد و نه به ‌درد شرب.

در حقیقت تمامی ۴۰ سد ساخته شده در حوضه‌ی آبخیز دریاچه ارومیه تکرار همین تجربه حرص ثروت اندوزی حاکمان در زرینه رود می باشند. تقریباً نزدیک به۱۸۰ هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه به شوره زار خطرناکی مبدل شده و تمامی اراضی کشاورزی منطقه در خطر پراکنده شدن غبار نمک از این شوره زار میباشند. این فاجعه نقض حقوق بشر محیط زیست، میرود تا مسبب بزرگترین مهاجرت قرن حاضر در ایران، بدلیل خشکی کامل دریاچه ارومیه و ایجاد تنش‌های اجتماعی و قومی غیرقابل پیش‌بینی گردد.

باید توجه داشت که رودخانه‌ای که در مسیر طبیعی و تاریخی خودش حرکت می‌کند یک اکوسیستم بارور است و این اکوسیستم، چه از لحاظ طبیعی و چه از لحاظ اقتصادی و تولیدی، برای انسان مفید میباشد. به همین دلیل موج سدسازی در دنیا، بواسطه آگاهی روزافزون دولت ها و ملتها نسبت به عواقب جبران ناپذیر آنها بر محیط زیست و تنش های اجتماعی که در بالادست و پایین دست خود می آفرینند؛ به شدت رو به افول گذاشته و تنها در طول ۱۳ سال گذشته بیش از ۴۳۰ سد در آمریکا تخریب شده اند تا دوباره بتوانند حیات طبیعی را به رژیم آبشناختی این رودخانه ها بازگردانند.

امیدوارم که امسال، تمامی مردم ایران به مناسبت فرا رسیدن سنت باستانی سیزده بدر و به آرزوی پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی جمهوری ضد حقوق بشرومحیط زیست؛ سبزه ها را گره بزنند.

با سپاس
دکتر بهمن جلدی، حقوقدان
انستیتو ایران شناسی کانادا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)