توضیح تریبون: رادیو رنگی کمان، رادیویی است که به تازگی کار خود را آغاز کرده و برنامه‌هایی در مورد همجنسگرایان، دو جنسگرایان و ترانسکشوال‌ها به زبان فارسی پخش می‌کند. نقدی که در اینجا می‌‌خوانید در مورد یکی از برنامه‌های این رادیو منتشر شده است.

نقد و انتقادی درباره رادیو رنگین کمان !

آقای آرشام پارسی بحثی داشتن درباره حالت داشتن از ظن ایشون !در این برنامه ایشون با نگاهی سراسر هنجارمند و نرماتیو و درون ارزش های برساخته نظم جنسیتی به این میپردازد تا کجا حالت باید داشت ؟( شما بخوانید تا کجا میتوان از اسطوره های کلیشه ای مردانه و زنانه پیروی نکرد ) حد و مرز گذاشتن خود از نتیجه نگاه هترو نرماتیو هست ! ایشون در حرفاشون میگن حالت داشتن زاییده فشار جامعه است و برای حالت داشتن دنبال مقصر است !!! (یعنی ایشون به چیز دیگری به صورت طبیعی ! ذاتی ! قائل هست )این نوع کنترل و حد و مرز گذاری رفتار اجتماعی از نتیجه درونی کردن اسطوره مردانگی است در صحبت های ایشون که در لوای این نوع برخورد حالت داشتن چیزی غیر هنجار است ! کنترل حرکت و تنظیم نرم های دوباره با تبصره از نوع نگاه مردانه ! این سبک بحث فقط به ضد هدف نتیجه می شود و درونی شدن هترو نرماتیو در درون گفتمان های ما است.

دوم /مفهومی دیگر که ایشون معادل با ترانس(شاید تنها ترانسکشوال ) استفاده میکند ! انها را به عنوان دگرجنس گونه !! معرفی میکند ! این پسوند گونه گی ! خود از نتیجه ترانس فوبیا است چرا که ترانس ها ( در اینجا ترانسکشوال ها منظور است ) به معنای شبه دگرجنس گرا نیست که ا گونه در زبان فارسی استفاده کنیم ! وقتی یک ترانسکشوال میگوید من زن هستم ! زن هست !و در انگلیسی از ضمیر مونث استفاده میشود و نه زن گونه و مونث گونه ! این پسوند “گونه “موقعیت فرودست نگاه کردن و دست دومی نگه داشتن ترانسکشوال ها است و از نتیجه سالاری دگرجنس گرایی اجباری است ! این از نتایج ترجمه های غلط و نابه جا از کلمه ترانس است ( در حالی که منظور ترانس در انگلیسی لزوما ترانسکشوال نیست بلکه ترانسجندریسم مقوله دیگری است در آن ! )در هر صورت زمانی که از کلمه گونه استفاده کنیم مثل دگرجنس گونه ! یعنی به دگر جنس گرایی مرکزیت داده ایم ! نوعی دگرجنس گرا محوری ( هتروسکسیزم ) و آن را مرکز مفهوم بخشی و معیار کدگذاری حاشیه های بیرون از هترو سکشوالیته اجباری قرار دادیم ! کلمه ترانس در زبان ها و فرهنگ های جنسیتی دیگر ترجمه نشده است و مثالا در فرانسه آلمان ایتالیا و….. همین کلمه استفاده میشود و اینکه چرا در فارسی باید این نوع ترجمه شوذ را من نمیفهمم!

سوم / در یکی از برنامه های گذشته در برنامه ای مخصوص ایدز مجری برای صحبت به کسانی که سکس مقعدی دارند آنها را مفعول میخواند !! این یکی از شوکه انگیز ترین بخش هایست که نشان میدهد که فرهنگ مردانه فالیک چقدر در ما درونی شده است ! کیر محوری در کدگذاری های جنسیتی ! یعنی حتی این کیرمحوری و هترونرماتیو را که مبتنی بر دوگانه مفعول / فاعلی است در خود به حاشیه راندگان این نظم جنسیتی میبینیم ! چرا کسی که لذت مقعدی میبرد و از راه مقعدی سکس میکند ! مفعول خوانده میشود ؟ ایا این بازتولید زبانی ادبیات مردسالارانه کیر محور را منجر نمیشود ! و اسطوره های درونی شده سیستم را در ما افشا نمیکند؟ و تن میزند در تابوی هموفوب مفهوم کونی ! کسی که کون میدهد مفعول نیست ! بلکه نگاه مردانه آن را مفعول میبیند

البته نقد و انتقاداتی این چنین نشانه تکثر آرا و افکار متفاوتی است که جلوی یک صدایی را ( چون گفتمان مسلط ) میگیرد و باید به فال نیک گرفت ! با خسته نباشید به رادیو رنگین کمانی ها !

گوش میکنیم به شادی امین

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)