مدرسه فمینیستی: از آن زمان که جنبش زنان با عنوان “هشت مارس، روز جهانی زن” هویت تازه ای یافت تا پیام صلح روزا لوگزامبورگ به کنفراس زنان در لاهه در بحبوحۀ جنگ جهانی اول، و تا آخرین پیام طاهره قرهالعین که گفت: “می توانید به زودی، هرگاه که اراده کردید مرا به قتل برسانید اما جلوی آزادی زنان را نمی توانید بگیرید” و تا روزگار ما که ارسال هر پیامی به هر گوشه ای از دنیا بیشتر از چند ثانیه طول نمی کشد، اتفاق بزرگی رخ داده است.

“اینترنت” واقعیت یا رویایی که به وقوع پیوست و یار و همکار هر کسی شد که در را به رویش گشود. از آن پس چهرۀ دنیای ارتباط ها تغییر کرد و جنبش زنان نیز نه تنها بی تاًثیر از این تحول جهانی نبود بلکه در بسیاری موارد پیشتاز و مبتکر استفاده از آن شد. فتواها و بُکن نَکن های تکراری بسیار کوشید که تا با همۀ مقولۀ شرعی و عرفی و حرام و حلال، کنترل تاریخی خود را در این زمینه هم اعمال کند. جواب و اطاعتی دریافت نشد و حضور فعال و انکارناپدیر بیش از 60 هزار وبلاگ نویس ایرانی اگر چه وجهه ای بین المللی برای مردم بوجود آورد(1) اما تمایل دختران جوان وبلاگ نویس زنگ خطری بود که به راحتی نمی شد از آن چشم پوشید. بی دلیل نیست که از یک طرف شاهد همایش هایی هستیم که بخصوص کاربران “زن” را مخاطب قرار می دهد و در طرف دیگر از دنیای دیجیتال هیولایی ساخته می شود که این هیولای ساختگی حتی برای خودشان هم ترسناک می شود. “همایش زنان و اینترنت در هزاره سوم”، به ابتکار دفتر امور سپاه و مراکز امور زنان کشور، نیتی جز این نداشت که به هر شکل شده راه آشتی و تفاهم با این پدیدۀ سرکشِ غیرقابل مهار بجوید و آنها که ممکن است راه خطا طی کنند را هشدار بدهند.

سایت تحلیلی خبری عصر ایران در 21 اسفند 90 می نویسد 58.1 درصد کاربران اینترنت در ایران مرد و 41.9 درصد زن می باشند. هم چنین در بخش آمار بانک جهانی نیز گفته می شود از جمعیت نزدیک به 79 میلیون نفری ایران نزدیک به 42 میلیون (53.3 درصد) به صورتی از امکانات اینترنتی استفاده می کنند. حتی اگر کمتر از نیمی از این جمعیت را زنان تشکیل دهند، تصور تحولی که دنیای ارتباطی مدرن بوجود آورده تا حدی امکان پذیر می شود.

با هر درجه صحت و سقمی که برای چنین آماری در نظر بگیرم واقعیت این است که دسترسی به امکانات اینترنت یکی از خواسته های زنان امروز کشورمان است. با وجود آنکه روانشناسی استفادۀ عمومی زنان از اینترنت بحث جداگانه ای را می طلبد، در اینجا به این نکته بسنده می کنم که تجربه های شخصی هر کدام از ما گواه این است که بسیاری از زنان – در هر ردۀ سنی- که به وبلاگ نویسی یا بکارگیری از امکانات اینترنتی رو آورده اند عموماً از آن برای بیان و درخواست حقوق فردی و اجتماعی خود، بهره می گیرند و در ایجاد تحرک بین همنوعان و غیرهمنوعان و تشویق آنها به اعتراض علیه شرایط ناعادلانۀ زیستی، فعالیت می کنند. هر چند اصطلاح “سایبر فمینیسم” برای ما فارسی زبانان کاملاً آشنا نیست اما باید منتطر باشیم که کنشگران جنبش زنان در آینده هر چه جدی تر به سایبر فمینیسم تبدیل شوند و از این طریق – بهره گیری از دنیای تکنیک و ارتباطات – با مخاطبان خود راه گفتگو و تبادل نظر را بگشایند و در کنار هم، به مبارزه با دنیای جهل و خرافات را که یکی از مهمترین عوامل دست و پاگیر حرکت و نوآوری دنیای زنان است، بپردازند. سایت انگلیسی بی بی سی (2010.09.31) به تشریح و معرفی آموزش های فمینیستی جمعی از زنان یونانی مقیم انگلیس پرداخته است، زنانی که دانش و اطلاعات علمی و تجربی خود را از طریق کلاس های آموزشی آنلاین در اختیار علاقمندان می گذارند. می توان صدها نمونۀ فعالیت حقوق بشری و فمینیستی زنان ایرانی و غیر ایرانی را بر شمرد که از این طریق به مبارزه پیگیرانۀ خود اعتبار و غنا بخشیده اند. “کمپین یک میلیون امضا” یکی از پرارزش ترین مبارزات زنان کشورمان است که بی تردید استفاده از دنیای مجازی اینترنت کمک شایسته ای به تحقق آن بود.

از سال 1995 که تنها 15 درصد زنان در سراسر دنیا از انیترنت استفاده می کردند تا امروز که فقط 600 میلیون زن در کشورهای جهان سوم جهت آموزش و کاریابی و بازاریابی و فعالیت در زمینۀ حقوق بشر از اینترنت استفاده می کنند، می توانیم ابعاد چنین رشد غیرقابل باوری را تا حدودی حدس بزنیم. دنیای اینترنت خارج از مرزهای جنسیتی، طبقاتی، فرهنگی و حتی زبانی، آمادۀ پذیرش است. برماست که تا کجا قادریم با خلاقیت و سازندگی از این پدیدۀ نوظهور استفاده کنیم و حقایق پنهان ماندۀ دنیای تبعیض جنسیتی را آشکار سازیم و طرحی نو دراندازیم.

امروز  قادریم از زنان فعال میدان تحریر در مصر تا کشاورزان قهوه در کلمبیا را روزانه دنبال کنیم، همراه آنها باشیم و گاه با کلمه ای یا عبارتی غبار خستگی و بی عدالتی را از چهره شان پاک کنیم. امروز می توانیم از هر کجا فعالیت هزاران انجمن و نهاد کوچک و بزرگی که در خفا و آشکار در کشورمان شکل می گیرد تا مرحمی بر زخم های نابرابریهای اجتماعی، فقر و حسرت زندگی بهتر ، را دنبال کنیم و به سهم و انتخاب خود جایی میان آنها داشته باشیم. دیگر بر کسی پوشیده نیست که فن آوری اطلاعات و ارتباطات فرصت قابل توجهی برای پیشبرد مبارزۀ برابری جنسیتی، توانمند سازی زنان در فرایند توسعۀ مدرن به شمار می آید. تسلط بیشتر زنان به دنیای دانش مدرن به معنای فاصله گیری با منابع عقب مانده ای است که با بهره گیری از ناتوانایی زنان بر آنان می تازند.  در گوشه و کنار دنیا کم نیستند زنانی که اینترنت را به بازاری برای تولیدات خود اعم از محصولات کشاورزی، کفش های تابستانی، ارائۀ انواع سرویس های مردمی، و… تبدیل کرده اند. بنابراین در اقتصاد و کار تولیدی نیز زنان توانسته اند میدان های دیگری را از بهره مندی تکنولوژی جدید برای خود فراهم کنند و بی شک دامنۀ این گونه فعالیت ها در مقیاس جهانی رو به گسترش است. آمارهای ارائه شده از طرف سازمان ملل به درستی نشان می دهد که اگر چه زنان دیرتر از مردان به دنیای تکنولوژی مدرن ارتباطات روی آورده اند اما در هر گوشه ای از دنیا نشانه ای از تمایل آنها به پیشرفت و سازندگی و کمک گیری از این معجزۀ قرن، دیده می شود(2).

مسئلۀ اینترنت، دستیابی عادلانه و امکان برابر استفاده از آن و آموزش تکنولوژی مربوط  به آن و بخصوص آموزش زنان برای بکارگیری آن، در کشورهای مختلف به گونه های مختلف به بحث گذاشته می شود. پاره ای از کشورها تا آنجا پیش رفته اند که معتقدند آزادی استفاده از اینترنت می بایست به عنوان یکی از حقوق اولیه انسانی در منشور حقوق بشر به رسمیت شناخته شود(3). در صورت تحقق چنین حقی شرایط مبارزه برای فعالان حقوق بشر بُعد تازه ای پیدا می کند که پیشاپیش می توان تصور کرد که تنایج حاصل از آن چیزی جز پربارتر شدن جنبش زنان نباشد. بنابه آخرین داده های آماری سازمان ملل بیش از 2.8 میلیارد از مردم جهان از اینترنت استفاده می کنند که تنها 1.3 میلیارد نفر آن زن هستند. آنچه به درستی می توانیم از این پیام درک کنیم این که جهان امروز با نابرابری جمعیتی در استفاده از اینترنت مواجه است. دلایل این نابرابری درست ریشه در نابرابریهای تاریخی که در حق زنان اعمال شده، جستجو می شود.

با وجود این دستاوردها اما جمعیت کثیری مردمان جهان از تکنولوژی مدرن ارتباطی دور نگاه داشته می شوند، عدۀ دیگری به دلیل بی سوادی و فقر امکان بهره وری ندارند و جماعتی نیز درگیر سنت های دست و پاگیر تاریخی هستند و مردانی به عنوان حاکمان بالای سرشان اجازۀ دسترسی به کامپیوتر و استفاده از آن را به آنها نمی دهند. بنابراین بر سازمانها و نهادهای دموکرایتک است که با حوصله و صبوری تاریخی خود علت و دلیل این گونه نابرابریهای مدرن را به ما بشناسانند و با ارائۀ آمار و ارقام چنین مسئلۀ جهانی را برایمان ملموس کنند. در کارزار گسترده و بی انتها دسترسی به فن آوری های مدرن ارتباطات قطعاٌ بیش از هر وسیلۀ دیگری کمک خواهد کرد تا ابعاد چنین مسئلۀ از چشم پنهان مانده، روشن شود. جوامعی نیز مانند کشور ما از معضل کنترل دستیابی به اینترنت رنج می برند. هرچند خود نفس کنترل قبل از هر چیز مغایر با اصول منشور حقوق بشر است که حق آموزش و دانش را برای هر کسی به رسمیت می شناسد و در عین حال آلوده سازی چنین حق مسلمی با اغتشاشات تفسیری و حق کدخدامنشی و حاکم و مالک دیگری شدن، فضای تنفس دیجیتالی را محدود کرده و نباید تردید داشت که در این میان، زنان اصلی ترین قربانی ها هستند و از یک خیزش جهانی دور می مانند.

هنوز راه درازی باقیست. 90 درصد زنان کشاورز دنیا از هویت شغلی برخوردار نیستند و در اسناد و مدارک از آنها به عنوان “زنان خانه دار” نام برده می شود. در هیچ کجای دنیا زنان در برابر کار مساوی حقوق واحد دریافت نمی کنند. تنها 12 درصد از نمایندگان تمام مجالس دنیا را زنان تشکیل می دهند، و نزدیک به 878 میلیون زن در جهان بی سوادند.  در چنین جهان نابرابری عده ای به درستی و با آینده نگری به امکانات تکنولوژی مدرن ارتباطی دل بسته اند و امیدوارند این وسیلۀ ارتباطی شکاف های جنسیتی و طبقاتی را کاهش دهد و شرایطی برای مبارزه با نابرابریها فراهم کند. تفسیر و انتقاد و ترسیدن و ترساندن از پدیدۀ نوظهوری چون اینترنت کم نیست. بخصوص این پدیده جدید با اتوی برقی و یخچال فریزر و پلوپز فرق دارد و قبل از هرچیز به سراغ فکر و اندیشه می رود و در نتیجه، کنترل آن ساده نیست. باید آرزو کنیم همچنان که اتو و پلوپز و… برای جمع کثیری از زنان عادی شده است و فقط به نوع استفاده از آن فکر می کنیم، استفاده از فن آوری جدید ارتباطات نیز همین سرنوشت را پیدا کند.

منابع

 

– 1. سایت العربیه در هشتم آپریل 2009 در بخش انگلیسی خود به این آمار اشاره کرده است.

– 2. سازمان ملل/ زنان www.un.org

– 3. بانک جهانی www.worldbank.org

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)