حسن قشقائی معاون وزارت امورخارجه مدعی شده که مخالفان جمهوری اسلامی، تازه آنهم در بهترین حالت بین ۳ تا ۴ درصدایرانیان خارج کشور را تشکیل می دهند! لابد اگرایشان ارفاق نمی کردند و خفیف ترین حالت را در نظرمی گرفتند، اصلا مخالفی درخارج کشور وجود نداشت و خیال رژیم و ایشان نیز از “مزاحمت های آنها” راحت شده بود!
اما صرفنطر از دروغ و گزافه گوئی ها، همه می دانند که کشورمااز برکت سلطه حکومت اسلامی و انواع سرکوب های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، درطی سالهای متمادی متحمل یکی از بزرگترین مهاجرت های بزرگ تاریخی یعنی یعنی خروج ۵ میلیون شهروند شده است. ترکیب عمده این مهاجران را که روند آن هم چنان هم قطع نشده است و هراز هرچندی خبر غرق شدن شماری از مردم و جوانان دراخبارجهانی بازتاب پیدامی کند، طیف متنوعی از مدافعان سرنگونی و انقلاب تا حتی باورمندان به اصلاح و مخالف جناح حاکم و یا ناراضیان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تشکیل داده است. البته موج های مهاجرت با جذر و مدتحولات سیاسی و اقتصادی کم و زیادمی شود و رنگ وبوی سیاسی و یا اقتصادی آن ها کم و زیادمی شود. چنان که درپی بحران و سرکوب جنبش سال ۸۸ موج بزرگی از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی وحتی حامیان اصلاح طلبان و سبزها برای گریز از خطرزندان و سایرفشارهای رژیم راه خارج را در پیش گرفتند.اما نکته مهم دیگری که در موردمهاجران ایرانی جلب توجه می کند، همانا کمیت بالای تحصیل کردگان و متخصصان است که از آن به فرارمغزها و یا حتی از نظراقتصادی به فرار سرمایه ها تعبیرمی شود. بطوری که درقیاس با سایرکشورهاایران نه فقط از نظر تعدادمهاجرین بلکه یا فرار افرادبا تخصص و تحصیلات بالا شاخص است. چندی پیش مقامات رژیم نیز اعلام داشتند که خسارت فرارمغزها برای کشور سربه صدها به صدها میلیارد می زند.
بدیهی است که بخش بزرگی از ایرانیان مهاجر به خاطرفضای سرکوب واختناق و نقض سیستماتیک و بی رحمانه حقوق اولیه هرشهروند بعنی بدلائل سیاسی خارج شده اند و بخشی هم بدلیل معضلات و نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی. وجه مشترک همه آنها را بهرحال نارضایتی از اوضاع کشورتشکیل می داده است که سیاست های رژیم عامل عمده آن بوده است.
دولت روحانی برای راه اندازی اقتصادبه گل نشسته نظام به سختی در صدد جلب سرمایه های ایرانیان خارج از کشور و نیز ایفاء نقش لابی گری برای رژیم درکشورهای میزبان توسط ایرانیان است. یکی از دلایل پوچی که قشقائی علم کرده است، تعدادکسانی است که به ادعای او به کنسول های ایران در خارج کشور رفته و یا به کشوررفت و آمد داشته اند.در صورتی که حتی اگررقم ادعائی او هم صحت داشته باشد صرف تردد به ایران به معنی همراهی آنها با جمهوری اسلامی نیست. و گرنه با این دلیل تمامی مردم ساکن سرزمین ایران باید حامی دولت باشند و این همه نارضایتی گسترده وجود نمی داشت. پس روشن است که رژیم دلش برای ایرانیان خارج از کشورلک نزده و مخاطب آنها نیز در اصل نه ناراضیان سیاس بلکه از قضا آن بخش محدود و کم شماری هستند که حاکمیت چشم به کیسه پول و سرمایه گذاری و لابی گری آنها برای خروج از بحران دوخته است. واین درحالی است که آنها نیز بدون وجودامنیت و قانون که در ایران تحت سلطه ولایت مطلقه حکم کیمیا را دارد به دشواری حاضرند سرمایه ها گذاری های واقعی و کلان صورت دهند.
جالب است که همزمان درایران باندهای مختلف، سیاست های خود را دارند و صدای واحدی از سوی آنها درمورد ایرانیان خارج از کشور شنیده نمی شود. مثلا درحالی که دولت از ایرانیان دعوت می کند و به آنها قول می دهد که مشکل و خطری سرمایه و یا خود آنها را تهدید نمی کند همزمان باندهای مقتدردیگر وحتی از میان مقامات مسئول کم نیستند کسانی که نه فقط برای ایرانیان خارج ازکشور خط و نشان می کشند و علائم تهدیدآمیزارسال می کنند که مبادا تصورکنند که گویا برای آنها در داخل فرش قرمز پهن شده است، و بهمین دلیل مدام شمشیر خیانت و جاسوسی و … را درهوامی چرخانند و حتی شماری از خارج برگشته ها را با چنین اتهاماتی به زندان کشانده اند.
حسن قشقائی معاون وزارت امورخارجه مدعی شده که مخالفان جمهوری اسلامی، تازه آنهم در بهترین حالت بین ۳ تا ۴ درصدایرانیان خارج کشور را تشکیل می دهند! لابد اگرایشان ارفاق نمی کردند و خفیف ترین حالت را در نظرمی گرفتند، اصلا مخالفی درخارج کشور وجود نداشت و خیال رژیم و ایشان نیز از “مزاحمت های آنها” راحت شده بود!
اما صرفنطر از دروغ و گزافه گوئی ها، همه می دانند که کشورمااز برکت سلطه حکومت اسلامی و انواع سرکوب های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، درطی سالهای متمادی متحمل یکی از بزرگترین مهاجرت های بزرگ تاریخی یعنی یعنی خروج ۵ میلیون شهروند شده است. ترکیب عمده این مهاجران را که روند آن هم چنان هم قطع نشده است و هراز هرچندی خبر غرق شدن شماری از مردم و جوانان دراخبارجهانی بازتاب پیدامی کند، طیف متنوعی از مدافعان سرنگونی و انقلاب تا حتی باورمندان به اصلاح و مخالف جناح حاکم و یا ناراضیان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تشکیل داده است. البته موج های مهاجرت با جذر و مدتحولات سیاسی و اقتصادی کم و زیادمی شود و رنگ وبوی سیاسی و یا اقتصادی آن ها کم و زیادمی شود. چنان که درپی بحران و سرکوب جنبش سال ۸۸ موج بزرگی از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی وحتی حامیان اصلاح طلبان و سبزها برای گریز از خطرزندان و سایرفشارهای رژیم راه خارج را در پیش گرفتند.اما نکته مهم دیگری که در موردمهاجران ایرانی جلب توجه می کند، همانا کمیت بالای تحصیل کردگان و متخصصان است که از آن به فرارمغزها و یا حتی از نظراقتصادی به فرار سرمایه ها تعبیرمی شود. بطوری که درقیاس با سایرکشورهاایران نه فقط از نظر تعدادمهاجرین بلکه یا فرار افرادبا تخصص و تحصیلات بالا شاخص است. چندی پیش مقامات رژیم نیز اعلام داشتند که خسارت فرارمغزها برای کشور سربه صدها به صدها میلیارد می زند.
بدیهی است که بخش بزرگی از ایرانیان مهاجر به خاطرفضای سرکوب واختناق و نقض سیستماتیک و بی رحمانه حقوق اولیه هرشهروند بعنی بدلائل سیاسی خارج شده اند و بخشی هم بدلیل معضلات و نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی. وجه مشترک همه آنها را بهرحال نارضایتی از اوضاع کشورتشکیل می داده است که سیاست های رژیم عامل عمده آن بوده است.
دولت روحانی برای راه اندازی اقتصادبه گل نشسته نظام به سختی در صدد جلب سرمایه های ایرانیان خارج از کشور و نیز ایفاء نقش لابی گری برای رژیم درکشورهای میزبان توسط ایرانیان است. یکی از دلایل پوچی که قشقائی علم کرده است، تعدادکسانی است که به ادعای او به کنسول های ایران در خارج کشور رفته و یا به کشوررفت و آمد داشته اند.در صورتی که حتی اگررقم ادعائی او هم صحت داشته باشد صرف تردد به ایران به معنی همراهی آنها با جمهوری اسلامی نیست. و گرنه با این دلیل تمامی مردم ساکن سرزمین ایران باید حامی دولت باشند و این همه نارضایتی گسترده وجود نمی داشت. پس روشن است که رژیم دلش برای ایرانیان خارج از کشورلک نزده و مخاطب آنها نیز در اصل نه ناراضیان سیاس بلکه از قضا آن بخش محدود و کم شماری هستند که حاکمیت چشم به کیسه پول و سرمایه گذاری و لابی گری آنها برای خروج از بحران دوخته است. واین درحالی است که آنها نیز بدون وجودامنیت و قانون که در ایران تحت سلطه ولایت مطلقه حکم کیمیا را دارد به دشواری حاضرند سرمایه ها گذاری های واقعی و کلان صورت دهند.
جالب است که همزمان درایران باندهای مختلف، سیاست های خود را دارند و صدای واحدی از سوی آنها درمورد ایرانیان خارج از کشور شنیده نمی شود. مثلا درحالی که دولت از ایرانیان دعوت می کند و به آنها قول می دهد که مشکل و خطری سرمایه و یا خود آنها را تهدید نمی کند همزمان باندهای مقتدردیگر وحتی از میان مقامات مسئول کم نیستند کسانی که نه فقط برای ایرانیان خارج از کشور خط و نشان می کشند و علائم تهدیدآمیزارسال می کنند که مبادا تصورکنند که گویا برای آنها در داخل فرش قرمز پهن شده است، و بهمین دلیل مدام شمشیر خیانت و جاسوسی و … را در هوامی چرخانند و حتی شماری از خارج برگشته ها را با چنین اتهاماتی به زندان کشانده اند.
اگر سخن رژیم را وارونه نمائیم چیزی نزدیک به حقیقت بدست خواهد آمد: بطورتقریب شاید۳ تاچه ۴ درصد ایرانیان خارج از کشور را می توان حامی رژیم قلمدادکرد و بقیه یعنی اکثریت بزرگی از آن را چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی و یا سایرمشکلات اجتماعی را باید ناراضیان از حکومت اسلامی به شمارآورد. رفت و آمد ایرانیان به داخل کشور نیزنمی تواند نافی حقیقت فوق باشد. سران کشوری که مقام ممتازی در سرانه اعدام و کشتار، قصاص و جنایت و شاخص های منفی در بسیاری از عرصه های اجتماعی و زیستی را دارد و هیچ گونه امنیت و قانونیتی درآن وجود ندارد و هرروزهم دررسانه های خود علیه مخالفان خارج از کشور چنگ و دندان نشان می دهد، با چه وقاحتی به خود اجازه می دهند که از فقدان مخالف درخارج از کشوردم زنند. لابد صدای مخالفان درخارج کشور باید بیش ازاین ها نیرومند شود تا دیگررژیم جرئت نکند چنین ادعاهای مضحکی را برزبان آورد! ماهیت وجودی خیل ایرانیان تبعیدی و یا مهاجرت کرده به خارج اساسا نمی تواند جز تبلور نارضایتی از حاکمیت و پژواکی از جامعه ایران و اوضاع آشفته کشور و البته دفاع از آزادی و رهائی مردم ایران باشد. این صدا را رساتر و نیرومندترکنیم تا هیچگاه رژیم سرکوب جرئت نکند چنین یاوه هائی را برزبان آورد!

*- به گفته معاون وزیرخارجه تعدادمخالفان درخارج کشور تنها ۳ تا ۴ درصد ایرانیان خارج از کشور را تشکیل می دهند:
http://www.radiofarda.com/archive/news/20140227/143/143.html?id=25278506

تکرار دعوت حسن روحانی از ایرانیان مقیم خارج
http://ir.voanews.com/content/iranian-diaspora-invited-back/1860197.ht

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)