20140220234206-744بسم الله الرحمن الرحیم
حجت الاسلام و المسلمین حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران:
با سلام
اینجانبه فخری جمالی مادر متهم زندانی روح الله توانا فرزند محمود می باشم.متاسفانه مشکلات مادی و اخلاقی همسرم باعث گردید که فرزندم روح الله دچار اختلالات روحی و روانی گردیده و از همان نوجوانی از خانواده منزوی و با فرار از منزل در شهر دیگری سکونت نماید.متاسفانه ازدواج نافرجام وی نیز موجب شدت بیماری روحی او شده به طوریکه دچار اختلال شخصیت از گروه B می باشد و بیماری او توسط پزشکی قانونی استان خراسان رضوی تایید می شود(نامه پزشکی قانونی در پرونده مشهود است) ضمن اینکه فرزندم به مواد مخدر و مشروب الکلی روی می آورد و تنها سرگرمی او مشاهده برنامه های فارسی زبان خارجی بوده،متاسفانه این برنامه ها و بیماری روحی او موجب می گردد که مطالب شبکه های خارجی درنزد او جلوه کرده و مطالب آنان را ضبط و گاهی گفتار آنان را در رایانه خویش نگهداری کند.متاسفانه به علت خصومت دوستش حافظه رایانه اش سرقت و تحویل مقامات امنیتی استان خراسان رضوی می گردد و او تحت تعقیب و بازداشت بصورت ممنوع الملاقات برای چندین ماه قرار می گیرد.وی در اداره اطلاعات علت تهیه و نگهداری برنامه های شبکه های خارجی را عصبانیت و مشکلات روحی و مادی خویش اعلام می دارد،از جمله مطالبی که در حافظه رایانه او بوده است مراسم جشن تولدی است که برای خودش و در تنهایی گرفته و در حالی که با چاقو کیک تولدش را میبرد و مشروب صرف می کند اظهاراتی کرده که مامورین تحقیق از آن به توهین به پیامبر تعبیر نموده اند درحالیکه پزشکی قانونی خراسان پس از معاینه از وی،اعلام داشته که اونیاز به درمان و معالجه در مراکز روانپزشکی دارد لذا قبل از درمان و بهبودی بدون توجه به مفاد نامه تحقیقات را از وی ادامه داده و ده ها اتهام از جمله استعمال مواد مخدر،شرب خمر،رابطه نامشروع، زنا،اقدام علیه امنیت کشور،توهین به مسئولین نظام،ساخت مشروبات الکلی،تشویش اذهان عمومی و مهم ترین آن سبّ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ النبی به وی تفهیم شده است.متاسفانه به موجب دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۷۵۱۹۲۰۰۱۵۹ در پرونده شماره ۹۰۰۱۷۳ صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی وی را به مجازات های مختلف و از جمله اعدام به جهت توهین به پیامبر اعظم محکوم می نماید.

وکلای وی دفاع نمودند که:
۱ـ توهین موضوع اتهام واقع نشده زیرا مطالب مذکور تنها توسط متهم برای خودش بیان و در حافظه رایانه اش نگهداری و به گوش کسی نرسیده است.
۲ـ اظهارات وی صراحت نداشته و به پیامبر اعظم یا پیامبر خاصی منتسب نیست لذا این عبارات سبّ محسوب نمی گردد.
۳ـ با توجه به روایات وارده پیامبر اعظم (ص) پس از فتح مکه تمام معاندین و توهین کنندگان به خویش از جمله ابوسفیان را بخشید و تنها دستور قتل زن رقاصه ای را صادر فرمودند که در پاسخ اصحاب فرمودند که علت صدور قتل آن زن اینست که وی کارش توهین بوده،به عبارت دیگر براساس سیره ی پیامبر استمرار جرم در بزه سبّ ضروری است که با این وصف عمل فرزندم که تنها یکبار بوده سبّ محسوب نمی شود.
۴ـ اظهارات فرزندم در حال بیماری و مستی صورت گرفته است لذا با اراده سالم نبوده.
۵ـ فرزندم فاقد علم در خصوص موضوع و فاقد قصد و فاقد آگاهی از حرمت شرعی عمل بوده است.
به لحاظ موارد بالا و وجود شبهات مختلف و توجها به قائده درء مستحق مجازات اعدام نمی باشد،اما دادگاه محترم در استدلالی عجیب و بدون توجه به مدافعات صورت گرفته اعلام می نماید که مقدار مشروبی که فرزندم خورده او را مسلوب الاراده نکرده تا از اتهام سبّ النبی مبرا شود لذا هم وی را به مجازات شرب خمر و هم حد سبّ النبی یعنی اعدام محکوم نموده است.
متاسفانه دادگاه محترم هیچ توجهی به صراحت ماده ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی که می گوید:هرگاه متهم به سبّ ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه،غفلت،سهو یا درحالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده سبّ النبی محسوب نمی شود،اما دادگاه محترم هیچ توجهی به قانون نداشته و بر خلاف آن رأی می دهد.
چگونه می توان تصور کرد که قانون گذار صرف ادعای مستی را موجب سقوط حد سب النبی می داند و قضات محترم دادگاه برخلاف صریح این ماده،متهم را که بر حسب مندرجات دادنامه مشروب خورده است و کاملا مشهود است که اظهاراتش در حال مستی و مسلوب الارادگی است،هم مشمول حکم سبّ النبی و هم حد شرب خمر دانسته اند؟!!َ آیا تخلفی از این بارزتر ممکن است؟َ!!
عجیب تر آنست که پس از اعتراض وکلای فرزندم و ارسال پرونده به شعبه محترم ۱۴ دیوان عالی کشور در گفت و گویی که با قضات آن شعبه (اقای دکتر صابررئیس شعبه) داشتم و تمام اشکالات موجود در رأی و از جمله مخالفت صریح و تعارض آشکار رأی صادره با ماده ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی را بازگو کردم ایشان هم اعتنایی به اظهاراتم نکرد و عنوان داشت که فرزندم مجرم است و تلویحا اعلام داشت که حکم مورد اعتراض را تایید نموده است و ایشان حتی زمان صدور حکم را به وکیل اطلاع ندادند و با اینکه حکم در تاریخ ۲۵/۱۰/۹۲ صادر شده ایشان حکم را به وکیل هم ندادند و گفتند که پرونده را به مشهد ارسال کردند و باید از مشهد پیگیری کنیم در حالی که از لحاظ قانونی منعی برای ابلاغ رای به وکیل نیست و ایشان برای اعمال ماده ۱۸ به رای نیاز داشتند که در دادن رای دیوان به ایشان هم ممانعت به عمل امده است.
حضرت آیت الله خامنه ای واقعا از دستگاه قضایی چنین بی توجهی به حقوق انسان ها و مقررات قانونی آن هم در محدوده دیوان عالی کشور پسندیده است؟؟
از جنابعالی به عنوان رهبر رعوف و معظم کشور خواهشمندم به جهت جلوگیری از آثار زیان بار اجرای چنین احکام ضد بشری و غیر قانونی که قطعا آثار سوء و خطرناکی برای نظام و خصوصا دستگاه قضایی در پی خواهد داشت به هر طریق ممکن از اجرای چنین حکم ظالمانه ای جلوگیری فرمایید فرزند من بیمار است ولی هیچ یک از قضات به اظهارات و مدارک موجود در پرونده کمترین توجهی نکردند،لذا عاجزانه از شما تقاضا دارم فرزندم که اکنون چندین سال در زندان به سر می برد را کمک کنید تا هر چه زودتر به یک درمانگاه روانی اعزام شود و پس از بهبودی به جمع خانواده بپیوندد.
باتشکر فراوان.مادر رنج کشیده فخری جمالی
رونوشت:۱- حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب جهت استحضار ۲ـ حضرت آیت الله رئیسی معاون اول محترم قوه قضاییه جهت استحضار۳ـ حضرت آیت الله اژه ای دادستان محترم کل کشور جهت استحضار ۴ـ حضرت آیت الله گرکانی ریاست محترم دیوان عالی کشور جهت استحضار ۵- حضرت آیت الله پور محمدی جهت استحضار ۶-ریاست جمهوری جناب آقای روحانی جهت استحضار ۷ـ آقای دکتر خسرو حکیمی مشاور ریاست معظم قوه قضاییه جهت استحضار ۷ـ دفتر حقوق بشرقوه قضاییه جهت استحضار و پیگیری لازم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)