فرهنگ و هنر،حامد سیاسی راد-اقتصاد،اجتماع،روابط بین الملل، فرهنگ تمام این حوزه‌ها متاثر از سیاست است. در ایران ورزش و هنر نیز بسیار سیاسی است و هیچ رویدادی را نمی توان فارغ از توجه به فضای سیاسی بررسی کرد و از همین رو تفکیک پدیده‌های اجتماعی چندان کار ممکنی نیست.

وقتی در حوزه‌ای تغییری صورت می‌گیرد، نمی‌توان علل آن تغییر را فارغ از تغییرات فضای سیاسی بررسی کرد. مهم‌ترین رویداد سالانه عرصه سینما جشنواره فیلم فجر است، جشنواره‌ای دولتی که حواشی آن را نمی‌توان مستقل از روابط بین دولت‌ها و تغییرات سیاسی دانست. جشنواره فیلم فجر امسال در حالی برگزار شد که تغییر دولت نوید بخش باز شدن فضای سینما پس از هشت سال بود. از همین رو می‌شد انتظار داشت که جشنواره فیلم فجر نیز با تغییراتی همراه باشد و همین گونه هم شد. فیلم هایی در این جشنواره اجازه پخش گرفتند که طی سالیان گذشته در حصر ارشاد، مسکوت مانده بودند و اجازه پخش نداشتند. اما شادی اهالی سینما در نهایت نیمه کاره ماند.

فیلم «آشغال‌های دوست داشتنی» از جشنواره حذف شد و «خانه پدری» پس از سه سال توقیف با مجوز موقت و پادرمیانی وزیر ارشاد تنها مجوز موقت نمایش در جشنواره را در بخش خارج از مسابقه یافت و اکران آن در سینماهای کشور همچنان با اما و اگرهای بسیار روبه روست . رکورددار حواشی جشنواره نیز فیلم «عصبانی نیستم » به کارگردانی رضا درمیشیان است. «عصبانی نیستم» با حواشی بسیار از بخش جوایز حذف شد و تمام اکران‌های شهرستان این فیلم در زمان جشنواره لغو گردید تا باز هم سایه سانسور بر سر سینما دیده شود. سوال اما این است که چرا سینما در دولت تدبیر و امید نیز درگیر سانسور است.از همین رو گفت‌و‌گویی داشتیم با صادق زیبا کلام، پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی و با او جشنواره فجر را از منظر سیاسی به بررسی نشستیم.
پس از انتخابات 24 خرداد به شکل ملموسی شاهد باز شدن فضا در ایران بودیم. با این وجود اما در جشنواره فیلم فجر امسال شاهد سانسور بودیم. سانسور فیلم‌هایی که در مرحله ساخت از فیلترهای متعدد نظارتی عبور می‌کنند. دلیل این اتفاق چیست؟
چند دلیل برای این واقعه وجود دارد. یک این که جامعه ما جامعه خیلی بازی نیست. دو این که جامعه ما جامعه‌ای قانونمند نیست و این حاکمیت قانون نیست که در جامعه ما حضور و بروز دارد و می‌توان گفت حاکمیت قانون ضعیف و کمرنگ است و بنابراین در خیلی از مواقع افراد قدرتمند و جریانات قدرتمند به خودشان اجازه می‌دهند که قانون را زیر پا بگذارند. دلیل سوم این است که برخی از گروه‌ها و برخی از جریانات هم قدرت زیادی دارند و هم اساسا کشور و مملکت و نظام را به گونه‌ای ملک شخصی خود می‌دانند و بنابراین آن‌گونه که فکر می‌کنند درست است و آن‌گونه که فکر می‌کنند باید انجام بشود همانگونه رفتار می‌کنند. تمام این موارد را اگر بخواهیم در یک کلام خلاصه بکنیم می‌شود فقدان توسعه سیاسی. اگر توسعه سیاسی شکل گرفته طی این چند ماه ادامه پیدا بکند ما خیلی کمتر شاهد اینگونه اتفاقات و اینگونه رفتارها خواهیم بود.
باز شدن نسبی فضا محصول روی کار آمدن دولت جدید است اما سانسور برخی از فیلم‌ها در جشنواره‌ای اتفاق افتاد که جشنواره‌ای دولتی است و تمام این حواشی در حالی است که فشار چندانی نیز روی دولت نبود. چرا دولت تن به اینگونه سانسورها داد؟
در وزارت ارشاد مسئولان رده بالا تغییر پیدا کرده اند ولی همچنان در خیلی از سطوح پایین‌تر افراد باقی مانده از دولت اصولگرای پیشین قدرت را در دست دارند. در بخش ممیزی کتاب نیز ما شاهد این رفتار هستیم و صابون این رفتار به تن بنده نیز خورده است و همچنان آثار بنده در محاق سانسور است و اجازه نشر ندارد. در واقع کتاب «تولد اسرائیل» و کتاب «الف مثل اصلاحات» بنده هنوز نتوانسته اجازه چاپ بگیرد.
پس معتقدید که سانسور موجود میراث دولت پیشین است؟
بله، مسئولان رده بالا عوض شده اند. وزیر و معاون وزیر و دیگر مسئولان رده بالا عوض شده‌اند. حتی رئیس بخش کتاب عوض شده است و آقای دکتر صالحی جایگزین شده‌اند ولی ممیزی‌ها و مسئولان پایین دست و روسای اداره‌ها همان افراد سابق هستند و احتمالا طول می‌کشد تا این‌ها نیز کم کم تغییر بکنند.
آیا می‌توان امید داشت که در بخش فرهنگ تغییر نگرش صورت بگیرد و ما دیگر شاهد این مدل از سانسور نباشیم؟
قطعا، هیچ تردیدی به خودتان راه ندهید که شرایط بهتر خواهد شد.
تا تغییر شرایط موجود این سانسور چه تاثیری بر فضای جامعه خواهد گذاشت؟
تاثیرش این است که همچنان روزنامه نویسان ما محتاط هستند و خیلی از سوژه‌ها را با بسم‌ا… سراغشان می‌روند، گویی که قصد خنثی کردن یک مین را دارند.
در نهایت به جشنواره فجر برگردیم. جشنواره فجر جشنواره‌ای دولتی است. آیا می‌توان وابسته به دولت بودن این جشنواره را نوعی آسیب قلمداد کرد؟
خیلی از جوایز دیگر هم در ایران دولتی است. کتاب سال هم دولتی است و انتخاب بهترین کتاب سال نیز دولتی است و انتخاب بهترین نویسنده و انتخاب بهترین شاعر هم دولتی است. متاسفانه کمتر حوزه‌ای را می‌توان یافت که سایه سنگین دولت بر سر آن نباشد ولی تا به الان این گونه بوده است اما مطمئن باشید که این گونه نخواهد ماند و روزی خواهد رسید که جشنواره فیلم فجر مانند جشنواره کن و یا اسکار و سایر جشنواره‌های بین‌المللی در ایران غیر حکومتی بشود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)