ghoraaanدر پاسخ به کسانی که قران را معجزه ای می دانند که کسی نمی تواند مانند آنرا بیاورد!

بسیاری از مسلمانان مدعی هستند که قرآنی که در دست دارند دقیقا همانی است که بر زبان محمد جاری شده است. آخوندها حتی گامی فراتر می گذارند و ادعا می کنند هیچ کس نمی تواند حتی سوره ای مانند آنرا بیاورد. بسیاری از مردم ساده باور این ادعای ملایان را باور کرده اند و تصور می کنند که متن قرآن آنچنان است که هیچ عرب زبانی نمی تواند مثل آنرا بگوید. تا به حال دیده و شنیده نشده که در یک ساختار زبان کسی بتواند طوری سخن بگوید و بنویسد که کسی حتی نتواند جملاتی شبیه آنرا بسازد. این ادعای غریب مسلما یاوه ای بیش نیست و بیشتر بر عدم تسلط مردم به زبان عربی متکی است. هر عرب زبان ( اگر منصف باشد و البته جرات کند!) به سادگی می تواند بهتر از این ها را بنویسد و بیان کند. اما این قرآن که آنرا معجزه می پندارند و کسی نمی تواند مثل آنرا بگوید حداقل باید به لحاظ گرامری و نحوی عاری از خطا باشد. اگر در قرآن خطاهای نحوی ببینیم ناگزیر باید دو نتیجه بگیریم: یا اینکه این خطاها از سوی خدا و پیامبرش بوده است که در این صورت کل این مذهب را زیر سئوال می برد چون آنوقت این سئوال مطرح می شود که این چه خدایی است که به زبان عربی تسلط ندارد و چه پیامبری است که در انجام رسالتش کوتاهی کرده است.
راه دوم این است که مسلمانان قبول کنند که نگارندگان قرآن دچار خطا شده اند و قرآن کتابی تحریف شده است. مشخصا منطقی است که آنها راه دوم را انتخاب کنند. در این صورت این سئوال مطرح می شود که چگونه آنها ادعا می کنند که این کتاب که پر از خطای گرامری است (و البته به لحاظ محتوا و غنای ادبی نیز فاجعه بار است و بسیاری از جاها اصلا معلوم نیست چه می گوید) می تواند معجزه قلمداد شود و کسی نتواند مانند آنرا بیاورد. این دعویات ملایان و مسلمانان متعصب و کوردل جز بر جهل و نادانی مردم ساده باور متکی نیست که هر چیزی را بدون تحقیق و تفحص می پذیرند. اما اکنون بگذارید نگاهی به خطاهای گرامی قرآن بیاندازیم:

خطای اول:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿ سوره پنجم – آیه ۶۹ ﴾

در آیه ی بالا یک خطا وجود دارد، کلمه الصَّابِؤُونَ غلط است و در دو آیه زیر عبارت صحیح آن آمده است:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (سوره دوم- آیه 62)

انَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ( سوره 22- آیه 17)

از این دو حالت(وَالصَّابِئِینَ و وَالصَّابِؤُونَ) فقط یکی می تواند درست باشد. همچنین دقت کنید که محتوای ان آیات عینا یکسان و تکراری هستند.

خطای دوم:

لَّـکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَالْمُقِیمِینَ الصَّلاَهَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا (سوره چهارم- آیه 162)

کلمه وَالْمُقِیمِینَ باید به والمقیمون تبدیل شوند مانند دیگر کلمات این جمله مانند َالْمُؤْتُونَ و…بقیه کلمات درست هستند اما این کلمه غلط است.برخی ادعا می کنند که این کلمه به این صورت آمده تا ستایش و عمل دعا را متمایز کند اما ابن الخطیب پژوهشگر می گوید که این استدلالی غلط است. (al-Furqan by Mohammad M. ‘abd al-Latif Ibn al-Katib, Dar al-Kutub al-‘elmiyah, Beirut, p.43) چرا باید الله دعا کننده را که شاخه ای از مذهب است جدا کند اما نه ایمان را که شاخه و بنیان مذهب(کلمه مومنون) است. آیا این خطای صرف کلمات (declension تغییر کلمات به خاطر اضافه شدن جنسیت، زمان، و…) را هم می توانیم در آیه قبلی بیان کنیم؟ یعنی نتیجه بگیریم که الصَّابِئِینَ متمایز و برجسته تر از کسانی هستند که ایمان دارند و نسبت به مردم اهل کتاب؟ چرا این تمایز را در یک آیه و نه آیات دیگر می بینیم؟ خدا که باید بزرگترین این منطق مسخره باشد. بار دیگر این هم یک خطای گرامری اشکار است.

خطای سوم:

قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ یُرِیدَانِ أَن یُخْرِجَاکُم مِّنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِمَا وَیَذْهَبَا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلَى ﴿سوره 20 – آیه 63﴾

کلمه هَذَانِ غلط است و باید منصوب باشد.

خطای چهارم:

لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (سوره 2- آیه 177)

در جمله فوق پنج خطای گرامری وجود دارد. چهارتای ان به خاطر زمان اشتباه افعال است چون جمله با کلمه تُوَلُّواْ شروع می شود که در زمان حال است اما چهارتای دیگر با زمان گذشته است.
خطای پنجم صابرین است که باید صابرون بشود.

خطای پنجم :
إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (سوره سوم- آیه 59)
کلمه یکون باید کان باشد تا با زمان حال فعل گذشته گفتن سازگار باشد.

خطای ششم:

لَاهِیَهً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (سوره 21- آیه سوم)

کلمه وَأَسَرُّواْ غلط است چون فاعل جمله مذکر است و بنابراین این فعل باید مفرد سوم شخص مذکر باشد. در آیه فوق فعل به صورت جمع آمده است. اگر کسی ادعا کند که در انزمان گرامر متفاوت بود می تواند به آیات زیر مراجعه کند که این قاعده به درستی رعایت شده است. مسلما دو قاعده متفاوت نمی تواند درست باشد: 3:52, 10:2, 16:27, 16:35, 3:42, 49:14.

خطای هفتم:

هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِّن نَّارٍ یُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِیمُ (سوره 22- آیه 19)

اخْتَصَمُوا غلط است چون فاعل دو نفر هستند و در عربی فعل برای دو نفر با جمع متفاوت است.

خطای هشتم:

وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.

مانند خطای هفتم، کلمه اقْتَتَلُوا غلط است.

خطای نهم:

وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصَّالِحِینَ. (سوره 63- آیه دهم)
کلمه وَأَکُن غلط است و باید مانند فعل َأَصَّدَّقَ یعنی فعل قبلی صرف شود.

خطای دهم:

وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا (سوره 91- آیه پنجم)

کلمه وَمَا غلط است چون فاعل جمله خدا هست و نه غیرشخصی.

خطای یازدهم:

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ (سوره 41- آیه 11)

آسمان و زمین در عربی اسامی مونث هستند بنابراین فعل قَالَتَا درست است اما کلمه طَائِعِینَ غلط است چون مفرد و مذکر است.

خطای دوازدهم:

وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ (سوره هفتم- آیه 56)

رَحْمَتَ در عربی مونث است و بنابراین کلمه قَرِیبٌ باید شکل مونث داشته باشد یعنی قریبه .

خطای سیزدهم:

وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْبَاطًا….(سوره هفتم- آیه 160)

به جای أَسْبَاطًا باید باشد سبطان. دوازده قبیله، در عربی مفرد می شود چون اسمی که متکثر بالای ده باشد به صورت مفرد در می آید. این قاعده در ایات زیر رعایت شده است: 7:142 ( ثَلاَثِینَ لَیْلَهً), 2:60, 5:12, 9:36, 12:4

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)