نتایج اولیه انتخابات پارلمانی در اسرائیل حاکی از یک رقابت بسیار نزدیک بین دو ائتلاف به رهبری آیزنکوت و نتانیاهو است. رقابتی که عملا جامعه اسراییل را نیز به یک قطب بندی کشانده است. البته در سال‌های اخیر، در برخی کشورهای دموکراتیک نیز کمابیش شاهد رقابت‌های انتخاباتی بسیار نزدیک و شکل‌گیری دو قطبی‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌ ایم؛ از همه‌پرسی برگزیت در بریتانیا گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و یا انتخابات اخیر در برزیل. 

در نگاه نخست، ممکن است این وضعیت دو قطبی را ادامه رقابت سنتی چپ و راست یا سوسیالیسم و کاپیتالیسم بدانیم؛ اما به نظر می‌رسد در بخشی از این رقابت‌ها، به ویژه در رقابت بین کاندیداها، مسئله اصلی دیگر تفاوت بین گرایشات و برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی نیست و شاید بسیاری از رای دهندگان آگاهی دقیقی نیز از برنامه های انتخاباتی کاندیدای مورد نظر خود نداشته باشند. 

به باور من در شرایط امروز جهان، رقابت در سطوح سیاسی و بین کاندیدایی در حقیقت از یک اختلاف بنیادی‌تر ریشه می گیرد. اختلاف و عدم توافق اصلی بر سر «قواعد بازی سیاسی و دموکراتیک و میزان پایبندی به آنهاست»؛ در واقع، رقابت و اختلاف بین تمرکزگرایی، اقتدارگرایی و فردمحوری از یک سو و تنوع، پلورالیسم و دموکراسی و عدالت قضایی از سوی دیگر. 

در یک سوی این رقابت، نیروهایی قرار دارند که صرف‌ نظر از گرایشات سنتیِ چپ یا راست خود، اصل رقابت آزاد، پذیرش نتیجه انتخابات، استقلال دستگاه قضایی، محدودیت قدرت و حقوق مخالفان را به‌ عنوان قواعدی الزام‌ آور بازی سیاسی پذیرفته اند. در سوی دیگر، نیروهایی قرار می‌گیرند که این قواعد را تا جایی معتبر می‌دانند که به پیروزی و حفظ قدرت آن‌ها لطمه‌ای وارد نکند. اگر در انتخابات شکست بخورند، نتیجه را زیر سوال می برند و بدون ارائه شواهد معتبر از تقلب سخن می گویند؛ اگر دستگاه قضایی در برابرشان قرار گیرد، تلاش می کنند استقلال آن را زیر سوال ببرند و در صورت قدرت گرفتن آن را محدود کنند؛ و اگر نهادهای نظارتی مانع تمرکز قدرت شوند، آن‌ها را به مخالفت با اراده مردم متهم و به اشکال مختلف ضعیف و حذف کنند.

در اینجا اما یک پرسش مهم مطرح می شود که چرا اختلاف میان دو گرایش سیاسی بر سر قواعد بازی، به دو قطبی‌شدن عمیق جامعه و رای های بسیار نزدیک نیز منجر می‌شود؟ به نظر می‌رسد برای پاسخ به این پرسش باید به سازوکارهایی فراتر از برنامه‌های حزبی توجه کنیم. یکی از مهم‌ترین این سازوکارها، تبدیل اختلاف سیاسی به احساس تهدید نسبت به امنیت، هویت ملی و آینده کشور است.

نیروهای پوپولیست معمولاً نارضایتی‌ها و نگرانی‌های واقعی جامعه را در قالب یک روایت خاص و بسیار ساده و دو قطبی شده بازسازی می‌کنند؛ از جمله «مردم واقعی در برابر نخبگان فاسد»؛ «ملت در برابر خارجی‌ها»؛ «اکثریت خاموش در برابر اقلیت‌های برخوردار»؛ یا کشور در معرض خطر در برابر کسانی که گویا امنیت و موجودیت آن را به مخاطره می‌اندازند. در چنین روایتی، رهبر سیاسی خود را نه یکی از رقبای انتخاباتی، بلکه تنها نماینده واقعی مردم و ضامن نجات کشور معرفی می‌کند. در نتیجه، مخالفت با او می‌تواند به‌عنوان مخالفت با مردم، ملت یا امنیت ملی بازنمایی شود.

نمونه اسرائیل از این منظر قابل تامل است. اختلاف بر سر استقلال دستگاه قضایی، حدود اختیارات دولت و پرونده قضایی بنیامین نتانیاهو، در کنار نگرانی‌های امنیتی، به یکی از محورهای منازعه سیاسی تبدیل شده است. مخالفان اصلاحات قضایی نتانیاهو هشدار داده‌ بودند که تضعیف نظارت قضایی می‌تواند توازن قدرت را برهم بزند و استقلال قوه قضایی را خدشه دار کند. در چنین فضایی، مسئله فقط اختلاف بر سر سیاست‌های امنیتی یا اقتصادی نیست؛ بلکه به این پرسش نیز مربوط می‌شود که آیا اکثریتی که از طریق صندوق رای برگزیده می شود، باید بتواند بدون محدودیت‌های قانونی و فضایی عمل کند و برای حفظ مصونیت قضایی خود سعی کند به هر شکل ممکن در قدرت باقی بماند و قواعد بازی دموکراتیک را بر هم بزند؟

در برزیل و آمریکا نیز مناقشه بر سر پذیرش نتایج انتخابات و اعتبار نهادهای انتخاباتی نشان داده است که رقابت سیاسی می‌تواند از اختلاف بر سر برنامه‌ها فراتر رود و به نزاع بر سر مشروعیت خودِ سازوکار انتخاباتی تبدیل شود. در همه‌پرسی برگزیت نیز مسئله حاکمیت ملی و رابطه با اروپا، فراتر از یک انتخاب سیاستی، به نشانه‌ای از هویت و تعلق سیاسی تبدیل شد.

وقتی چنین سازوکارهایی عمل می‌کنند، رأی‌دهندگان نیز به‌ تدریج در دو اردوگاه قرار می‌گیرند. بخشی از آنان ممکن است با تمام برنامه‌های نامزد مورد حمایت خود موافق نباشند، اما او را مانعی در برابر تهدیدی بزرگتر بدانند. گروهی دیگر نیز ممکن است نه از سر اعتماد کامل به رقیب، بلکه برای جلوگیری از پیروزی اردوگاه رقیب به او رای دهند. در این وضعیت، رأی‌ دادن بیش از آنکه انتخاب میان برنامه‌های متفاوت باشد، به انتخاب میان دو خطری تبدیل می‌شود که هر اردوگاه از سوی دیگری احساس می‌کند.

به این ترتیب، دو قطبی‌ شدن به چرخه‌ای خود تقویت‌ کننده تبدیل می‌شود: احساس تهدید، وفاداری اردوگاهی را افزایش می‌دهد؛ و وفاداری به اردوگاه خود، ضریب تحمل و نادیده گرفتن اشتباهات و تخطی‌های سیاسی و دروغ و فریبکاری های رهبر خودی را بالاتر می برد. در چنین شرایطی، حتی ناکامی‌های اقتصادی یا اجتماعی یک دولت نیز ممکن است نتواند به‌ تنهایی وفاداری هوادارانش را تغییر دهد؛ زیرا مسئله اصلی برای آنان دیگر صرفاً عملکرد دولت نیست، بلکه جلوگیری از پیروزی رقیبی است که خطرناک تلقی می‌شود.

این بحث برای شرایط امروز کشورمان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. در میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، اختلاف فقط بر سر نوع حکومت آینده یا برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی نیست؛ بلکه بر سر شیوه دستیابی به روش تغییر و ماهیت قدرت جایگزین نیز هست. یک گرایش، تغییر را عمدتاً از مسیر رهبری متمرکز، اعمال زور یا اتکا به قدرت خارجی دنبال می‌کند و ممکن است رعایت قواعد دموکراتیک را به آینده موکول کند و یا اصولا دموکراسی را راه حل آینده ایران نداد. گرایشی دیگر بر مبارزه مدنی و مسالمت‌آمیز، مشارکت شهروندان، تکثر سیاسی و ایجاد سازوکارهای مهار قدرت تأکید دارد.

در اینجا نیز پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی باید قدرت را به دست بگیرد؛ بلکه این است که قدرت چگونه به دست می‌آید، چگونه اعمال می‌شود و چگونه می‌توان آن را مهار کرد. اگر یک جریان سیاسی در مسیر مبارزه، مخالفان را حذف کند، قدرت را در دست یک رهبر یا گروه محدود متمرکز سازد و قواعد دموکراتیک را به آینده موکول کند، چه تضمینی وجود دارد که پس از پیروزی به آن قواعد پایبند بماند؟

در واقع یکی از مهمترین مسائل سیاست امروز همین است؛ دموکراسی صرفاً انتخاب یک حکومت از طریق صندوق رای نیست؛ پذیرش محدودیت قدرت، حق مخالفت و امکان شکست نیز بخشی از آن است. از این رو، برای ارزیابی نیروهای سیاسی نباید فقط پرسید چه وعده‌ای می‌دهند یا چه آینده‌ای را ترسیم می‌کنند؛ باید پرسید آیا حاضرند حتی زمانی که قواعد دموکراتیک به زیان خودشان تمام می‌شود، به آن‌ها پایبند بمانند؟ زیرا مرز تعیین‌ کننده سیاست دموکراتیک و اقتدارگرا شاید نه در فاصله میان چپ و راست، بلکه در نسبت هر جریان با قدرت و قواعدی باشد که مانع تبدیل قدرت به سلطه می‌شوند.

https://t.me/politicalphilosphy/911

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)