تراژدی شکست سکولارها و سکولار دمکراسی خواهان، از دید زیستی و مالی و روان شناختی…؟!
سرنوشت انسانها/مرذمانی با رویی چه در اثر کنش و واکنش زیستی یا مطالعه، به سمت عقاید سکولاری و بسیار پیشرفته تر یعنی سکولار دمکرات رفته اند در این چند ساله از حکومت اسلامی- که رسما و عملی زیست ریاکارانه تشویق کرده است و بسیاری مردم مذهبی نما و ریاکار رکده و بخشی که منتفع خوان یغما و غارت و رانت و دزدسرمایه داری کرده است- دچار مصائب زیست شخصی کرده، در ایران بغرنجتر و در خارج نیز تا حدی رنج آور، خبرهایی مویق به مردم خارج می رسد، حاکی است میزان آن برخوردهای شدیدی که به صورت خبر اعدام تا زندانی وشلاق و انواع مجازاتها منتشر می شود، در ابعا بسیار وسیع تر، در میان خانواده ها و روابط دوستی ها چندین ساله و قدیمی رخ داده است.
مساله بزرگی که با تشویق های جنگ روانی سیاسی بازها در نمای خارج نشین صاحب رسانه و کامل و واضح است که مطالعات یا آموزشهای جنگ روانی در سرویسهای امنیتی حارجی ضد رژیم دیده، در نهایت مردم عادی سکولاری و یا سکولار دمکرات به خود اظهاری کشانده و در این سالهای پس از شهریور ۱۴۰۱ بیشتر بحرانهای روانی شناختی و فروپاشی روانی و آزارها و رنجها و گسست روابط اجتماعی از زمان کرونا، شدت یافته بود، به بالاترین سطح غیر قابل تحملی رسانده است.
قسمت تلخ ماجرا، تکرار شبیه ۱۳۵۷ است، سقوط حکومت شبه سکولار پهلوی، که دست کم تلاش کرده بود نوعی همزیستی میان مذهبی ها و سکولار برقرار کند و در نهایت شکست خورد- که روایتهایش احتمالا میدانید- در بزنگاه تاریخی نزدیک به ۱۳۵۷، تکرار دارد می شود، بیش از چهار سال است اشخاص از مردم عادی سکولاری و سکولار دمکرات که از طبقات متوسط به پایین اقتصادی هستند، در بحرانهای مالی و ناامنی شغلی… دچار مصائب بزرگ دیگری در بحرانهای روانی و روابط دوستی و خانوادگی شده اند که افراد بیشتر خانواده ها و دوستان مذهبی یا مذهبی نما و منتفع از مذهبی نمایی و حامی و یا حامی نمایی از حکومت اسلامی هستند، آنها در دوستانی در خانواده های ملایان یا سپاهی های متعصب داشته اند، آسیبهای بدترین خورده اند.
امید بسیاری بود که استقرار حکومت سکولاردمکرات انتقالی و در نهایت استقرار یک حکومت سکولار دمکرات و لغو قوانین قرون وسطایی مجازت اسلامی و برچیده شدن این حاکمیت تزویر وریا، بالاخره نوعی همزیستی و روداری میان مذهبی ها و غیر مذهبی و سکولارها سکولار دمکراتها بوجود آید. اما از قضایای که دارد احساس می شود، باز سرنوشت مردمی که ناتوان بودند در تعیین سرنوشت خویش، ابرقدرتهای جهانی و منطقه ای برایشان تعیین سرنوشت کرده اند و این مجاری توافق و تسلیم با بخشی حکومت و با عناوین استحاله و غیره، پیام نسبتا هولناکی دادر، خلاصه قرار نیست مردمان سکولار و سکولار دمکرات از رنج ریاکاری اجباری و شبه بیماری چند شخصیتی اجباری رهایی یابند و برای گذران حقوق اولیه بشری شان، همچنان رنجهای بسیار خواهند کشید!
این وعده تبدیل تسلیم به استحاله، در حالی که آرام آرام به خیال جنگ روانی کاران خارجیان توسط رسانه چی هایشان، تا سال ۱۴۰۷ یا ۱۴۱۰ صبر کنند، بالاخره داستان به سمت شبه سکولاری میرود! اینها چه راحت به مردمان هم اکنون در آسیب شددی مالی و ناامنی شغلی و بدتر بحرانهای روان شناختی هستند می گیوند صبر کنید تا ۲ الی ۵ سال دیگر نجات می یابند! در حالی هر روز در رنج و آزارگری هستند و از دغدغه درامدی و سیر کردن و زنده مانی رنج می برند، حال از بحرانهای روانی و تنهایی و طرد شدنها، تلخی ترس از همدیگر، وجود دروغین جنگ روانی حکومت اسلامی و دایما دامهای شکار پرستوها و لات و اوباش که در زندانهای رژیم تا اجنبی آموزشهای جنگ روانی تا دزدی و زدن آسیبهای مالی و جسمی و روانی به این مردمان رنج یده هستند که به جرم ناجرمی سکولار بودن و غیر مذهبی بودن و یا ارتداد، ناچارند شبانه ورز از تروریسم اسلامگراها رنج بکشند!
با روایتهای موثقی روبرو هستیم، چگونه لامذهبی که به هیچ چیز دینی و مذهبی اعتقادی ندارد د رکنرار یک مدعی مذهبی، در همین دوران کرونا تا اکنون، با رانت و انواع خلافکاری، به ثروتهای چندین میلیاردی در سال رسیدند، اما افراد سکولار و سکولار دمکرات خواه به دلیل قرار داشتن در طبقات فرودست و ناتوانی مالی، از همه طرف در شکست و طرد و تنهایی و ترس زنده مانی می کنند!
پایان تراژیک افراد سکولار و سکولار دمکراسی خواه فرودست! وقتی شکست خورده است جریان تغییر رژیم و عاقبت سرنوشت باز به دست همان محافل مخفی رسیده در غرب، مانند ۱۳۵۷ حکومت دیکتاتوری اسلامی را با همه آپارتاید مذهبی و رانت و دزدسرمایه داری و استثمارگری و تبعیض ها و شکاف طبقاتی بدون هیچ برنامه جبرانی مالی برای آنهایی بویژه مشهورند به نسل سوخته!
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.