سازمان حقوق بشر ایران؛ ۲۰ مهر ۱۴۰۵: جابر خسروی، مردی با پیشینه پزشکی مستند از اختلال حاد روانی، در زندان دامغان اعدام شد. او به اتهام «قتل عمد» یک مامور نیروی انتظامی به قصاص نفس محکوم شده بود، درحالیکه قتل در جریان یک حمله حاد روانی و در حالت آشفتگی ذهنی، بر اثر اصابت ناخواسته یک تیر هوایی رخ داد.
با وجود سوابق پزشکی رسمی که ابتلای جابر خسروی به اختلال دوقطبی و جنون ادواری را تایید میکرد، حکم اعدام او بدون انجام ملاقات آخر و بهصورت مخفیانه به اجرا درآمد و رسانههای حکومتی ۱۰ روز بعد آن را گزارش کردند.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، روز شنبه ۱۸ مهر ماه، در گزارشی از اجرای حکم قصاص نفس «قاتل شهید محمدجواد رحیمی» خبر داد. در این گزارش، محمدجواد رحیمی مامور انتظامی شهرستان دامغان معرفی شده است که در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ «حین انجام وظیفه» در بیمارستان ولایت دامغان با شلیک دو گلوله کشته شده است؛ اما به نام فرد اعدامشده و تاریخ دقیق اجرای حکم قصاص اشارهای نشده است. سازمان حقوق بشر ایران هویت او را جابر خسروی، ۴۳ ساله و اهل دامغان، احراز کرده که در تاریخ ۸ مهرماه ۱۴۰۵ در زندان دامغان اعدام شده است. او در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان سمنان به اتهام قتل یک مامور نیروی انتظامی به قصاص نفس محکوم شده بود.
جابر خسروی در تاریخ ۱۱ شهریور سال ۱۴۰۱ بازداشت شد و براساس مدارک و سوابق پزشکی که در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار گرفته است، او به اختلال دوقطبی، پرخاشگری، حالات تهاجمی و جنون ادواری مبتلا بود و سالها تحت درمان قرار داشت. گزارش اداره پزشکی قانونی شهرستان دامغان به تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ نیز تصریح کرده بود که او دچار «حملات پانیک (وحشتزدگی)، اضطراب منتشر، اختلال خلقی و افسردگی» و نیازمند «بستری اورژانسی در بیمارستان و پیگیری و اقدامات درمانی و دارویی» است.
یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «جابر خسروی سابقه مستند بیماری حاد روانی داشت. سابقه پزشکی او از ۱۸ سالگی آغاز شد، زمانی که نخستینبار بدون اطلاع والدینش به روانپزشک مراجعه کرد. او در تمام دوران بزرگسالی از سردردهای شدید و مزمن رنج میبرد و بارها برای کنترل علائمش به خوددرمانی روی آورد. درنهایت در بیمارستان روانپزشکی امینآباد (رازی) تهران بستری شد و سه ماه تحت مراقبت تخصصی قرار گرفت؛ همانجا بود که پزشکان بهطور رسمی بیماری او را تأیید کردند. در دوران حبس هم خانوادهاش هر ماه داروهای روانپزشکی مورد نیاز او را بهطور مرتب تهیه میکردند و مستقیم به مسئولان زندان تحویل میدادند؛ مسئولان کاملاً از وضعیت پزشکی او آگاه بودند.»
آنچه در روز واقعه گذشت
این منبع مطلع درباره رویدادهای ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ گفت: «چهار سال پیش از اعدام، جابر در طول شب دچار یک دوره ناگهانی و شدید شیدایی (مانیا) شد، کاملاً برهنه شد و به خیابان رفت. اهالی محل او را بازگرداندند، اما صبح روز بعد خانوادهاش متوجه شدند که برهنه به پشتبام رفته است و با اورژانس تماس گرفتند. نیروهای اورژانس روی پشتبام سه سطل آب یخ روی سرش ریختند تا به هوش بیاید و سپس او را پایین آوردند. در جریان همین پایینآوردن، راننده آمبولانس به جابر ضربه زد و او فریاد زد که آیا آمدهاند او و مادرش را بکشند؟
پس از آنکه نیروهای اورژانس موقتاً رفتند، جابر دوباره برهنه شد و به پشتبام بازگشت. نیروهای امدادی با خانواده تماس گرفتند و گفتند جابر به رانندهشان ضربه زده و فقط درصورت همراهی نیروی کمکی بازمیگردند. خانواده انتظار داشتند دو مرد قوی برای کمک بیایند، اما بهجای آن خانهشان پر از ماموران پلیس شد که دوباره آب یخ روی سر جابر ریختند، او را پایین آوردند و اورژانس او را به بیمارستان ولایت دامغان منتقل کرد. در بیمارستان، کادر درمان او را بهعنوان بیمار اعصاب و روان بهدرستی مهار نکردند و در عوض تزریق نادرستی انجام دادند که شیدایی و آشفتگی ذهنیاش را بهشدت تشدید کرد. جابر که بهطور غیرقابلکنترلی میلرزید و میگفت میخواهد به خانه برود، متوجه یک خودرو پلیس شد و به یکی از ماموران گفت پدر ۸۰ ساله و بازنشستهاش ۳۰ سال در نیروی انتظامی با همین نوع خودرو رانندگی کرده است، و التماس کرد: “تو را به خدا مرا به خانه ببرید.”
مامور با صدای “نچ! نچ! نچ” التماس او را به مسخره گرفت و نشان داد که درخواستش را رد میکند. سپس ماموران جابر را از پشت گرفتند و پهلویش را بهزور فشردند. این ضربوجرح مستقیماً به محل جراحی بهبودنیافتهای وارد شد که پزشکان بهتازگی سنگ کیسهصفرای او را از آن خارج کرده و کیسه صفرا را به کبد چسبانده بودند؛ این آسیب باعث خونریزی شدیدی شد که لباس و کفشهایش را کاملاً خیس کرد. درحالیکه ماموران به او اسپری فلفل زدند، جابر که از دیدن خون خود وحشتزده شده بود و بهشدت میلرزید، سلاح مامور را گرفت. ماموران جابر را به زمین انداختند و سلاح افتاد؛ جابر که آشفته و از اعمال خود بیخبر بود، سلاح را برداشت و تیر هوایی شلیک کرد که بهطور ناخواسته به یکی از ماموران اصابت کرد.»
براساس گزارش خبرگزاری میزان، این مامور بر اثر جراحات وارده ناشی از شلیک دو گلوله جان باخت.
بازداشت و اعدام
جابر خسروی پس از بازداشت به کلانتری ۱۲ دامغان منتقل شد. منبع مطلع گفت: «چندین متخصص پزشکی و روانپزشک او را معاینه کردند و مدارک رسمی ارائه دادند که اختلال دوقطبی دیرینه و جنون ادواری او را تایید میکرد. خانوادهاش نامههای رسمی پزشکان و سوابق زندان را به مقامهای قضایی، از جمله دادستان و بازپرس، ارائه کردهاند. با وجود این، آنها بیماری روانی او را نادیده گرفتند و مدعی شدند که او تمارض میکند. جابر در طول چهار سال بازداشت، مورد خشونت فیزیکی قرار گرفت که به شکستن دندانهایش انجامید. وضعیت جسمانی او بهشدت وخیم شد و ۱۶ روز در بیمارستان کوثر سمنان بستری شد. اگرچه خانواده مقتول در ابتدا تمایل به گذشت نشان دادند، مقامهای ارشد پلیس مستقیماً مداخله کردند تا مانع این روند شوند.»
با وجود درخواستهای مکرر به مقامهای قضایی، درخواست توقف اجرای حکم پذیرفته نشد. درخواست خانواده از دادستان شاهرود برای فرصت بیشتر نیز رد شد. حکم اعدام جابر خسروی صبح هشتم مهرماه ۱۴۰۵ اجرا شد. تاریخ اعدام او از طریق گواهی فوتش تایید شده است. اعدام او بدون اطلاع قبلی به خانواده و انجام ملاقات آخر صورت گرفته است؛ زندانیانی که بدون اطلاع خانواده و وکیل پرونده اعدام شدهاند، بهعنوان اعدام مخفیانه طبقهبندی میشوند.
منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «خانوادهاش برای محافظت از پدر ۸۰ ساله و نابینای او که از بیماری شدید قلبی رنج میبرد، ناچار شدند خبر اعدام را از او پنهان کنند، از ترس اینکه شوک این خبر برایش کشنده باشد.»
روایت حکومت
روایت رسمی حکومت از پرونده جابر خسروی در رسانههای حکومتی آشکارا با آنچه رخ داده، متفاوت است؛ این روایت بهطور سیستماتیک از ماجرای یک واکنش اضطراری به بیمار روانپزشکی در وضعیت حاد فاصله گرفته و به روایت قتلی عمدی رسیده است که مجازات اعدام را توجیه کند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، در روز بازداشت جابر خسروی، این رویداد را حول محور مامور قهرمان نیروی انتظامی روایت کرده است که هنگام محافظت از کادر بیمارستان و شهروندان «به شهادت رسید». ایرنا ضمن تایید حضور جابر در بیمارستان بهعنوان «بیمار اعصاب و روان»، مدعی شده است که که او سابقه اعتیاد داشته و درپی اقدام به خودکشی روی پشتبام بهعلت مشکلات خانوادگی و درگیری با خانواده، برای درمان منتقل شده است. این گزارش تیراندازی را به سوءاستفاده جابر از حسننیت و اعتماد مامور برای گرفتن سلاحش نسبت داده است.
روزنامه ایران نیز ضمن تشریح جزئیات مرحله تحقیقات مقدماتی، نوشته است که جابر خسروی گفته بود بهدلیل مشکل روحی و روانی هیچ خاطرهای از حادثه ندارد؛ همین موضوع سبب شد قاضی کیفری دستور انتقال یکهفتهای او به یک بیمارستان روانپزشکی در تهران را برای ارزیابی سلامت عقل و مسئولیت کیفریاش صادر کند.
در زمان اعدام، خبرگزاری میزان همه اشارهها به سابقه روانپزشکی جابر خسروی، ادعای اقدام به خودکشی، انتقال به بیمارستان روانپزشکی و ارزیابیهای سلامت روان را بهطور کامل از روایت حذف کرده و درمقابل، روایتی تقلیلیافته و قضایی از خلع سلاح عمدی و قتل ارایه داده است. قوه قضائیه مدعی شده است که پساز طی کامل مراحل قانونی و تایید دیوانعالی کشور، جابر به درخواست اولیای دم اعدام شده است.
اعدام جابر خسروی با پیشینه مستند اختلال حاد روانی، درحالی انجام شده است که ماده ۱۴۹ فصل دوم قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲) که به عدم مسئولیت کیفری مربوط میشود، تصریح میکند: «هرگاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی بوده، بهگونهای که فاقد اراده یا قوه تشخیص باشد، مجنون محسوب شده و مسئولیت کیفری ندارد.»
اگرچه بهدلیل فقدان شفافیت در سیستم قضایی ایران، دستیابی به مدارک و شواهد رسمی و مستند از تشخیص پزشکی بسیار دشوار است، سازمان حقوق بشر ایران طی سالها گزارشهای متعددی از اعدام افراد دچار اختلالهای روانی یا دارای معلولیتهای ذهنی را منتشر کرده است.
جمهوری اسلامی ایران با اجرای چنین اعدامهایی، هم قوانین داخلی خود و هم تعهدات بینالمللیاش را نقض میکند. در قطعنامهای که کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد صادر کرده، از تمامی کشورها خواسته شده است که «از اعمال مجازات اعدام را برای افراد مبتلا به هر نوع اختلال روانی خودداری کنند و چنین افرادی را اعدام نکنند».
کسانی که با عنوان کلی «قتل عمد» متهم میشوند، بهدلیل نبود درجهبندی برای قتل در قانون جمهوری اسلامی، صرفنظر از قصد یا شرایط وقوع آن، به قصاص نفس محکوم میشوند. پس از محکومیت متهم، خانواده مقتول باید میان قصاص، دریافت دیه یا بخشش یکی را انتخاب کنند.
تصویر زیر متعلق به جابر خسروی است:

تصویر زیر آگهی ترحیم جابر خسروی است:


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.