مدرسه فمینیستی: امروز، «روز ولنتاين» چند ساعتي را به قدم زدن در شهر پرداختم. می شد به وضوح شلوغی شهر را احساس کرد، به خصوص جمعيت انبوه زوج هایی را که در فضای شهر در رفت و آمد بودند. در ميان زوج ها، از همه سنی وجود داشت: از دختران و پسران نوجوان تا مادربزرگ ها و پدربزرگ هايي كه دست در دست هم در خيابان و يا كنار ساحل قدم مي زدند و پدران و  مادرانی که با بچه هايشان در پارك بازي مي كردند. شوق و اشتياق اين روز را می توانستی در چشمان مردان و زنان شهر به خوبی ببینی. وقتی از فضای شهر دور می شوم و کمی آن طرف تر، وارد فضاي مجازي مي شوم، باز هم انواع استاتوس ها در مورد «روز ولنتاين» جلوی چشم ام ظاهر می شود، با حرفهاي پراكنده و گاه تكراري كه گويي تنها در همين فضاي مجازي چرخ مي خورد.

ولنتاين يا «روز عشاق» با اين كه يك روز كاملا  غير سنتي است اما توانسته به سرعت جاي خود را ميان جوانان در ايران باز كند. به سال هاي پيش از سال ۱۳۸۸ یعنی زمان اقامت ام در ايران  كه بازمي گردم، فروشگاه هايي را به خاطر مي آورم كه برای استقبال از این روز و به تقليد از كشورهاي ديگر،  دكورهاي خود را تغيير مي دادند. به طوری که ولنتاين حتي رفته رفته براي خيلي از دختران و پسران ايراني جايگاه متفاوت تري از ساير سنت ها گرفته است و به نوعي به يكي از روزهاي پرطرفدار غير مذهبي و غير سنتي در ايران تبديل شده است.

اما در این میان نكته جالب و تفکربرانگیز، ارتباط ميان روز ولنتاین و «عشق ممنوع»  قبل از ازدواج در سنت و مذهب ايراني است. در واقع به رغم این ممنوعیت در سنت و مذهب، جوانان نسل امروز، اشتياق فراوانی براي برگزاری و جشن گرفتن اين روز و بودن با كسي   كه دوستش دارند، از خود نشان می دهند.  از سوی دیگر به نظر مي رسد زنان بيشتر از مردان در ايران این روز برای شان دارای اهمیت است و تلاش می کنند آن را پاس بدارند. به این ترتیب می بینیم که عملا ممنوع بودن جشن گرفتن اين روز در كشورهاي مسلمان و در عين حال رواج آن و شهرت آن در ميان جوانان این کشورها، خود به يك پارادوكس تبديل شده است. در این میان شايد اگر در زندگی بسیاری از جوانان در ايران عمیق تر نگاه کنیم و آنها را در برابر پرسش درباره چیستی عشق قرار دهیم، تعريف درست و منسجمي براي عشق نداشته باشند، و يا حتي اگر خوب بنگریم، بسیاری از زنان، عشق را در زندگي مشترك به معناي حقيقي تجربه نكرده باشند. از این رو اگر از برخی از زنان در ایران پرسیده شود كه مفهوم و رابطه ي ميان تجربه ي عشق در زندگي مشترك چيست، شاید به سختی بتوان از میان پاسخ هایشان تعريف منسجم و عملي از عشق ورزيدن به دست آورد. از همین روست که شاید بتوان گفت، هنگامی که تعاريف و پيروی از يك فرهنگ در جامعه اي مانند ايران به هر صورت  ممنوع و يا حتي به اشتباه، تعبير مي شود، توازن ميان عشق، رابطه ي زناشويي و بهره بردن زنان از عشق دو طرفه نيز بر هم مي خورد.

با وجود این پیچیدگی های جامعه ایرانی است که به نظر می رسد نگاه به روز ولنتاين كه نماد و سمبل عشق و روز عشق ورزيدن است، نه تنها پشتوانه استعاری خودش را از دست مي دهد بلكه به يك كاركرد ذهني ساده و سطحي تنزل می یابد و سبب می شود که بسیاری از زناني كه حتي تجربه ی عشق دو طرفه را ندارند، اما باز هم به هر بهانه ای كه شده مي خواهند اين روز را جشن بگيرند.

بازتعريف  مفهوم عشق به عنوان يك مفهوم سطحي و زودگذر باعث می شود که روز ولنتاین به عنوان نمادی از عشق نیز محدود به رد و بدل چند هديه شود كه در همان روز پايان مي يابد. اين مسئله وقتي بغرنج تر مي شود كه ولنتاين يا روز عشق از فرهنگ ديگري وارد فرهنگ ايراني شده، بدون آن كه مؤلفه هاي لازم براي ثبات و تعمیق اين فرهنگ را داشته باشد. در واقع محدودیت ها و ممنوعیت هایی که دولت در ایران در برابر جشن گرفتن اين روز حتي به عنوان يك مفهوم سمبلیک برای دوست داشتن و عشق ورزيدن ایجاد می کند، عملا مانع از گسترش و تعمیق باور عام و رايج  عشق ورزی در جامعه مي شود و عشق به صورت يك باور كليشه اي، غير عملي و گاه سطحي، باقي مي ماند.

از سوی دیگر ممنوع بودن روز عشق توسط دولت، به نوعي راه هر گونه گفتگو و گفتمان سازی براي ارائه تعريفی برابری طلبانه از عشق در رابطه ی زن و مرد را سد می کند و تعاريف عشق به همان تعاريف كليشه ای و شریعتمدارانه تقليل مي يابد و جشن گرفتن اين روز نیز تنها در ميان جوانان و صرفا در رابطه با ارتباطات پیش از ازدواج، معنا پيدا مي كند و محدود می شود. در صورتي كه در فرهنگ مبدأ، روز عشق و جشن گرفتن آن منوط به سن و روابط خاصی نيست و اساسا عشق ورزی معنا و محدوده بسیار وسیع و گسترده ای دارد.

از اشاره به این نکات مي خواهم نتيجه بگيرم که تلاش براي حذف روز ولنتاین در كشورهاي مسلمان و به خصوص در ايران، سبب مشکلات و عدم تعمیق عشق ورزی در جامعه و سطحی شدن مفهوم این روز، شده است. اگر به جاي برخورد حذفی با اين روز (كه عملا به دليل توسعه ي وسايل ارتباطي و گسترش ارتباط جوانان با اينترنت امکان حذف آن وجود ندارد) تعريف  عشق نه به عنوان يك تابو،  بلكه به عنوان لازمه ی زندگي مشترك و برابر رايج شود، آن وقت روز عشق در كشورهايي مثل ايران تنها در سطح چند هديه و عروسك باقي نمي ماند بلكه از معناي استعاري آن فراروری کرده و به معنا و مفهومی باورپذير، تعمیق مي يابد و رفته رفته به عرفي منطقي در روابط كنوني زن و مرد تبديل مي شود.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)