تجمعات خیابانی از زبان مجری صداوسیما؛ «محافظت از خیابان‌ها» یا نگرانی از اعتراضات سراسری؟

تجمعات خیابانی شبانه این روزها با روایتی تازه از زبان یک مجری تلویزیون همراه شده است. او در ویدئوی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، هدف از این حضورها را حفظ خیابان‌ها از اعتراضات مردمی توصیف می‌کند. این توصیف، پرسش‌هایی درباره‌ی ماهیت برنامه‌ها پیش می‌کشد.

 

تجمعات خیابانی در قاب «خیابان‌داری»

مجری تلویزیون حکومت ملایان در ویدئویی که در شبکه‌های اجتماعی پخش شده، عبارت‌های یکسانی را تکرار می‌کند. او می‌گوید: «میدان‌داری و خیابان‌داری و پرچم‌داری و علم‌داری محافظت از این خیابان‌هاست می‌دونم که به مذاق بسیاری خوش نمی‌آد منجمله دشمنان ایران اونهایی که دوست دارن کشور رو در آشوب ببینن به مذاق‌شون خوش نمی‌آد اما انتخاب کردن که مقابل شر بایستند مقابل آشوب بایستن انتخاب کردن که دیگه امنیت رو خودشون تامین بکنن و به خیابون‌ها بیان»

در این عبارات، دو نکته‌ی مهم دیده می‌شود. نخست، او می‌پذیرد که این برنامه‌ها به مذاق مردم نمی‌آید. دوم، هدف را «محافظت از این خیابان‌هاست» معرفی می‌کند؛ یعنی نگه داشتن فضای شهر، نه صرفاً ابراز احساسات. او از میدان‌داری، پرچم‌داری و علم‌داری یاد می‌کند. هر سه از عناصر آشنای تجمعات خیابانی‌اند و در این جمله، کارکردی امنیتی یافته‌اند. بنابراین مجری، تجمع را صرفاً مراسمی نمادین نمی‌داند. از نگاه او که دیدگاه و نیت حاکمیت را نیز برملا می‌کند، حضور فیزیکی در خیابان، خود نوعی پاسداری از فضای عمومی شهر است. این برداشت با ادبیات تجمعات خیابانی شبانه سازگار است. در این ادبیات، حضور شبانه نوعی ایستادگی در برابر تهدید تلقی می‌شود. تهدیدی که نه در برابر دشمن خارجی بلکه صف‌بستن در مقابل مردم ایران است که مردم ایران حاکمیت ملایان را دشمن خویش می‌پندارند. شعار «دشمن ما همین‌جاست دروغ میگن آمریکاست» از سال‌ها پیش این واقعیت را آشکار ساخته است.

مجری علت ناخشنودی را «دشمنان ایران و آشوب‌طلبان» می‌داند. روایت رسمی ملایان نیز همین مسیر را دنبال می‌کند. این روایت، خیابان را میدان رویارویی با دشمن می‌داند. در ۱۰ مهر ۱۴۰۵ گفته شد «دشمن همواره مترصد آشوب خیابانی بوده است. بر اساس همین روایت، حضور مردم در تجمعات خیابانی بسیاری از توطئه‌ها را ناکام گذاشته است.» این دو روایت، با وجود تفاوت لحن، یک محور مشترک دارند: خیابان باید پر بماند.

 

تامین امنیت چه کسی؟

تأمین امنیت شهر در رویه‌ی معمول حکمرانی بر عهده‌ی نهادهای رسمی است. بنابراین جمله‌ «انتخاب کردن که دیگه امنیت رو خودشون تامین بکنن» جای بحث دارد. اگر شهروندان باید امنیت را خودشان تأمین کنند، این پرسش پیش می‌آید که مرز وظایف حکومت کجاست؟ بهتر است سوال را این‌گونه مطرح کنیم حکومتی که کمتر از یک سال پیش، چندده هزار مردم معترض را در تظاهرات مسالمت‌آمیز قتل‌عام کرد، چگونه می‌تواند تامین‌کننده امنیت مردم باشد؟ همین سوال در مورد افراد حامی حکومت که در این تجمعات شرکت می‌کنند صادق است.

از سوی دیگر، گزارشی از اعتراضات سراسری در این روزها دیده نمی‌شود. تنها تجمعات صنفی محدود گزارش شده است. نمونه‌اش تجمع دانشجویان یک دانشگاه در ۶ مهر ۱۴۰۵ است. آنان درباره‌ی قیمت غذا، شهریه و فشارهای پوشش اعتراض کردند. این تجمع، با مقیاس تجمعات خیابانی شبانه قابل مقایسه نیست. همچنین گزارشی از تقابل این دو نوع تجمع در منابع بررسی‌شده به چشم نمی‌خورد.

پس مخاطب «محافظت از خیابان‌ها» دقیقاً کیست؟ اگر تهدید فوری وجود ندارد، تکرار شبانه‌ی تجمعات خیابانی بیشتر به یک پیام سیاسی شبیه است. این پیام می‌گوید خیابان نباید خالی بماند. چنین تأکیدی خود نشان می‌دهد خیابان در محاسبات تصمیم‌گیران ملایان اهمیت ویژه‌ای دارد. حکومت پس از چهل روز جنگ توانست جمعیت را به میدان بیاورد. اکنون روزنامه‌های نزدیک به خود حکومت، از فرسایش همان سرمایه‌ هشدار می‌دهند و بر طبل این می‌کوبند که خیابان نباید خالی بماند.

 

کاهش مشارکت؛ روایت خودی‌ها

روزنامه‌ی خراسان در ۸ مهر ۱۴۰۵ نوشت کاهش شمار شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات خیابانی قابل بررسی است. در متن آمده است: «کاهش شمار شرکت‌کنندگان در برخی تجمعات را نمی‌شود صرفاً به یک عامل ربط داد، اما نمی‌توان اثر این فضای تند را هم نادیده گرفت.»

همین یادداشت از عنوان‌هایی مانند «علیه کودتاگران» و کاربرد واژه‌ «خائن» در تریبون‌ها انتقاد می‌کند. به نوشته‌ آن، جمع متنوع روزهای نخست پس از جنگ جنگ، در برخی نقاط به صحنه‌ شعار علیه مسئولان تبدیل شده است. یادداشت می‌پرسد چرا مردم باید در جمعی شرکت کنند که حاصلش نفرت‌پراکنی جناحین حکومت علیه یکدیگر است. به باور نویسنده، تجمعات شبانه به میدان محاکمه‌ سیاسی جناحین حکومت تبدیل شده‌اند. یعنی تفرقه حاصل این تجمعات بوده است.

در همین حال، تجمعات شبانه ادامه دارد. گزارش‌های مشهد از ۲۱۷مین شب حضور در ۱۱ مهر ۱۴۰۵ خبر می‌دهد. یعنی بیش از هفت ماه. با این حال، دعوت به حضور همه‌ی طیف‌های مردمی نیز تکرار می‌شود. چنین دعوتی معمولاً وقتی مطرح می‌شود که جمعیت یا تنوع آن کاهش یافته باشد. نقد از درون جریان حامی تجمعات خیابانی، وزنی بیش از نقد بیرونی دارد. چنین نقدی نشان می‌دهد حتی طرفداران لرزان حاکمیت، از شیوه‌ی اداره‌ی تریبون‌ها راضی نیستند. همین ناخشنودی، با اظهارات مجری درباره‌ی ناخوشایند بودن این برنامه‌ها همخوان است.

 

هزینه‌ی شبانه‌ی تجمعات و پرسش از موازنه‌ی خیابان

برای ساکنان محله‌ها، برگزاری شبانه‌ی تجمعات خیابانی می‌تواند با سروصدا و ترافیک همراه باشد. مجری هم اذعان می‌کند این برنامه‌ها به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید. او این ناخشنودی را به دشمنان نسبت می‌دهد، اما شهروندان عادی نیز ممکن است از مزاحمت‌های روزمره خسته شوند. هزینه‌ی برگزاری هفت‌ماهه‌ چنین برنامه‌هایی، از جمله هزینه‌ی رسانه‌ای و نیروی انسانی، نیز در گزارش‌های بررسی‌شده شفاف نیست. هزینه‌ای که قطعا بسیار قابل توجه می‌نمایاند.

اظهار مجری را می‌توان به دو شکل خواند. قرائت رسمی، آن را «دفاع از امنیت در برابر آشوب» می‌داند. اما قرائت واقعی، آن را نشانه‌ نگرانی از بازگشت اعتراض سراسری مردم می‌بیند. اگر این نگرانی نبود، چه نیازی به این همه تأکید بر نگه داشتن خیابان‌ها تبلیغ می‌شد؟

در هر دو قرائت، یک نکته مشترک است. کاهش جمعیت، هدف تجمعات شبانه را تضعیف می‌کند. هرچه تجمعات خیابانی طولانی‌تر شود، هزینه‌ی سیاسی خالی ماندن میدان‌ نیز برای حاکمیت بیشتر می‌شود. از این رو، کاهش حاضران به شاخصی برای کاهش توان حاکمیت، جنگ جناحی و باندی و به تبع آن تبلیغ و تلاش بیشتر برای شرکت در آن تعبیر می‌شود. ترس از خیابان واقعی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)