در ادبیات و اخلاق ف
رومایه به کسانی گفته می شود که به پستی و دنائت تمایل داشته باشند؛ با خمینی گروهی به قدرت رسیدند که سابقه ی سازمان فداییان اسلام داشتند و در کودتای ۲۸ مرداد شرکت کرده بودند و سابقه ای ننگین از خیانت و جنایت داشتند و براین باورم که آنچه از چپاول و دزدی از اموال مردم گرفته تا نمک نشناسی ، تملق و چاپلوسی و فروتنی کاذب در برابر قدرتمندان برای کسب منفعت و در مقابل ، تکبر در برابر ضعیفان شنیده بودیم در این حکومت به عیان دیدیم.
با استقرار یک رژیم اقتدارگرای فاسد که از جمهوریت فقط عوامفریبی را دارد و از اسلام برای فریب و سرکوب استفاده می کند حدود ده میلیون نفر را به خارج از کشور رانده و از اجرای یکسان همین قوانین پر از تبعیض و عقب مانده ی خود نیز به سر باز می زند و در عوض، از سیستم حقوقی به عنوان سلاحی برای محافظت از حاکمان و مجازات مخالفان استفاده می کند.
در این صورت طبیعی است که انحراف و زوال اخلاقی عظیمی در جامعه رخ دهد؛ با حاکم شدن این فرومایگان، اخلاق و حیثیت ایرانی آسیب جدی دیده است و سرچشمه آن را باید در اعمال رهبر انقلاب خمینی جست که خشت کج را او بنا گذاشت وبه تمام قول و قرارها و وعده هایی که داده بود پشت و پا زد و صریحاً گفت خدعه کردم.او وعده داده بود که ﭘﻮﻝ ﻧﻔﺖ برای سفره ﻣﺮﺩﻡ بیاورد ولی بجای آن نفت را به دست یک عده بی سروپا دادند که از راه چپاول خود را اکنون تراستی می نامند، می گفت ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ حتا مارکسیستها و هم او گفت زندانی سیاسی نخواهیم داشت و روحانیان رئیس جمهور نخواهند شد و من رئیس جمهور و رهبر نمی شوم؛ و همه و همه دروغ از آب درآمد.اثرات این دروغ چون ساختار روانی افراد و روابط اجتماعی ایران را در برمی گیرد خود بحث جداگانه ای است ولی همینقدر کافی است که به این بیت شیخ اجل سعدی اشاره کنم که فرمود
اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی
بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
تازه این درمورد شاه و ملک است و درمورد مرجع دینی تخریب اخلاقی و باور مردم بسیار از اینها فراتر می رود. آنچه که خمینی کرد فقط خدعه نبود بلکه ویران کردن اعتماد و ایمان مردم بود.
برای اینکه بدانیم به کجا رسیده ایم کافی است توجه کنیم که به گزارش سازمان شفافیت بینالملل رتبه جمهوری اسلامی ایران در زمینه فساد درمیان ۱۸۰ کشور مقام ۱۴۶را در سال ۲۰۱۹ میلادی کسب کرده است*.
در هیچ دوره ای کشور بدست چنین گروه بی سواد و نادانی سپرده نشده بود حتی در دوره ی مغول صدراعظم دانشمندی چون رشیدالدین فضل الله امورکشور را اداره می کرد.
تازه به دوران رسیده های فرومایه ای را که از قبل تحریم و فروش نفت به مال ومنال رسیده اند می بینید که نمک نشناسی شان در قبال این مردم و آب و خاک تا چه حد است که ارز حاصله را به حساب های شخصی در خارج کشور انتقال داده اند و قدمی در جهت نجات مردم از بلایایی مانند کرونا برنداشته اند که هیچ بلکه با یاری به تحریم کنندگان و غارتگران خارجی و برنگرداندان ارز خارجی به فقر و آشوب در کشور کمک کرده اند و یارو یاور دشمن خارجی بوده اند.
در هر کشور و حکومتی بسته به نوع حکومت و شیوه ی آن برخی از رانت ها استفاده می کنند و گاهی هم سوء استفاده ای رخ می دهد . در رژیم گذشته هم خانواده پهلوی و افراد نزدیک به دربار از امتیازات خاصی برخوردار بودند و فساد و رشوه رواج داشت و در صادرات و واردات خاصه خرجی هایی می شد ولی بایدگفت دستکم یک کاری حتا بصورت ظاهر انجام می شد و از قبل آن عده ای نان می خوردند با این حال حتا در دوران پهلوی هرگز فساد تا به این حد نبود. امروز سطح سوء استفاده های کلان تاریخی و میلیاردی است و دزدان اسلامی هزینه چند سال کشور را به غارت برده اند ؛ گذشته از آن بقدری در آن خباثت و رذالت نهفته است که ناچارم فقط با آوردن مثال مقصودم را بیان کنم. که می بینید قدمی در جهت رفاه مردم برنداشته اند بلکه حتا جان مردم بیگناه را نیز به بازی گرفته اند .
این گله دزدان نه تنها به اسلام باور ندارند به هیچ ملیت و معیاری پایبند نیستند؛ حتا رغبتی برای یک کار سازنده با این پول بادآورده ندارند و می بینید که انگور و سیب از فرانسه و سیرترشی از چین وارد کرده اند! از همه بدتر در اختلاس چای دبش که رقم این اختلاس حدود ۳٫۴ میلیارد دلار بوده برای واردات چای گرفته شده و هیچ تعهدی هم داده نشده است و بخشی از ارز دریافت شده که به ارز نیمایی مشهور است در بازار به قیمت روز فروخته شده است. دریک مورد مشخص شده که مالک چای دبش، چای ایرانی را به کنیا صادر کرده و از آنجا بهعنوان چای خارجی به کشور وارد کرده است، یک عضو اتحادیه چایکاران شمال کشور در سال ۱۳۹۹ اظهار کرده بود که پس از حساسیت نیروی انتظامی، یکی از تریلیهای متعلق به این شرکت در مسیر متوقف و پس از تحقیقات و آزمایش آشکار شده که چای موجود در این تریلی در سال ۷۹ تولید شده است. سپس طی آزمایشها بعدی، مشخص شده بود که این چایها دارای سم آفلاتوکسین هستند و قابلیت مصرف انسانی نداشته و باید معدوم شوند. ظاهراً مسئولان این شرکت این چای را با چای برداشت تازه مخلوط کرده و با بسته بندی تازه ای روانه بازار کرده اند. آیا این نمک نشناسی و پستی نیست که از امکانات این کشور استفاده کنی و ثروت کشور را به یغما ببری و چایکاران شمال را به خاک سیاه بنشانی و با تقلب چایی را به قیمت چند برابر به مردمی بفروشی که موجب مرگ و بیماری آنها بشود؟ اگر این فرومایگی نیست پس چیست؟
حرص تازه به دوران رسیده ها و ریای اسلامی دست به دست هم داده تا کشور ما را به خاک سیاه بنشاند. این روش در دوران صلح هم برای ما کشنده بود، چه رسد امروز که در جنگیم. باید حرکتی به خود داد و راهی برای ختم این غائله پیدا کرد. اگر امروز دست روی دیت بگذاریم، فردا دستمان به هیچ کجا بند نخواهد شد، به عمق چاه نابودی سر خواهیم خورد.
۱۰ مهر ۱۴۰۵
Friday 02 October 2026
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.