۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ را میتوان یکی از نقاط مهم در روند طولانی اصلاح ساختار پیشمرگه در اقلیم کُردستان عراق دانست. پس از سالها تلاش برای پایان دادن به ساختار دوگانه نیروهای وابسته به «فرماندهی ۷۰» و «فرماندهی ۸۰»، روند یکپارچهسازی نیروهای پیشمرگه رسماً اعلام شد.
نیروها اکنون در ساختاری واحد زیر نظر وزارت پیشمرگه و در قالب فرماندهیها، لشکرها و تیپهای مشترک سازماندهی شدهاند. دولت اقلیم کُردستان عراق نیز پیشتر از سازماندهی حدود ۸۸٬۹۰۰ نیروی پیشمرگه در ساختار وزارت پیشمرگه خبر داده بود. اهمیت این تحول فقط در تغییر سازمان نظامی نیست؛ مسئله اصلی، حرکت از ساختارهای مسلحانه حزبی به سوی یک نهاد نظامی مشترک و پاسخگو است.
پیشینه این مسئله به تاریخ سیاسی اقلیم کُردستان عراق بازمیگردد. حزب دموکرات کُردستان عراق و اتحادیه میهنی کُردستان عراق هرکدام سابقه و ساختار نظامی خاص خود را داشتند؛ میراثی که حتی پس از شکلگیری حکومت اقلیم کُردستان عراق نیز بهطور کامل از میان نرفت. جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰ این دوگانگی را عمیقتر کرد، اما تشکیل حکومت اقلیم کُردستان عراق، مبارزه مشترک با داعش و تحولات امنیتی سالهای بعد، ضرورت ایجاد ساختاری منسجمتر را برجسته کرد. به همین دلیل، یکپارچهسازی پیشمرگه به پروژهای چندساله تبدیل شد؛ پروژهای که هدف آن ایجاد شرایطی برای جداسازی فعالیت سیاسی از فعالیت نظامی-امنیتی بود که سلاح را از رقابتهای سیاسی حذف کند!
اکنون این تجربه از یک جهت دیگر نیز اهمیت پیدا کرده است؛ زیرا عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومهله کُردستان ایران، با اشاره به همین تحول، بار دیگر ایده ایجاد یک نیروی پیشمرگه واحد در کُردستان ایران را مطرح کرده است. آقای مهتدی بر ضرورت گفتوگوی جدی میان احزاب کُردستان ایران برای تدوین پایههای چنین طرحی تأکید کرده است.
در واقع، اهمیت پیشنهاد او در این است که بحث را از سطح یک ائتلاف سیاسی به سطح نهادسازی بلندمدت میبرد. چرا که اگر احزاب کُردستان ایران قرار است در تحولات آینده ایران و کُردستان نقشی داشته باشند، وجود چند ساختار مسلحانه جداگانه میتواند میتواند یکی از موان باشد. اما یک نیروی مشترک، در مقابل، میتواند این امکان را ایجاد کند که مسئولیت نظامی-امنیتی از رقابت سیاسی احزاب جدا شود!
یکی از مهمترین بخشهای این ایده، تأکید بر خارج کردن سلاح از اختلافات داخلی کُردها است. یعنی مسئله فقط این نیست که چند حزب با یکدیگر همکاری نظامی کنند؛ بلکه هدف میتواند این باشد که نیروهای مسلح حزبی، در یک ساختار مشترک و پاسخگو قرار بگیرند.
در چنین مدلی، احزاب میتوانند همچنان برنامه و دیدگاه سیاسی مستقل خود را حفظ کنند، اما نیروی مسلح دیگر ابزار سازمانی یک حزب خاص نباشد. این تفکیک میتواند از نظر نهادی اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا رقابت سیاسی و ساختار نظامی-امنیتی را از یکدیگر جدا میکند.
البته کُردستان ایران با اقلیم کُردستان عراق تفاوت اساسی دارد. چرا که در اقلیم، حکومت منطقهای، پارلمان و وزارت پیشمرگه وجود دارد؛ اما در کُردستان ایران چنین ساختار حکومتی منطقهای وجود ندارد. بنابراین اگر ایده پیشمرگه واحد بخواهد روزی از سطح پیشنهاد سیاسی به یک پروژه واقعی تبدیل شود، باید درباره چارچوب سیاسی و حقوقی آن نیز توافق شود.
تجربه اقلیم کُردستان عراق نشان میدهد که چنین کاری یکشبه اتفاق نمیافتد. بلکه مذاکره، ایجاد اعتماد و بازتعریف رابطه میان سیاست و نیروی مسلح، لازمه اصلی وقوع چنین سیاستی است! اما همین تجربه میتواند برای کُردستان ایران یک نمونه قابل مطالعه باشد. نه به این معنا که مدل اقلیم کُردستان عراق عیناً تکرار شود؛ بلکه از این جهت که گذار از نیروهای مسلح حزبی به یک نیروی نهادی، امکانپذیر است.
از این منظر، پیشنهاد کاک عبدالله مهتدی را میتوان تلاشی برای باز کردن یک بحث مهم درباره آینده همکاری میان احزاب کُرد ایرانی دانست که به کمک آن میتوان یک نهاد مشترک ساخت که سلاح را از رقابت حزبی جدا کند و آن را در چارچوبی واحد، پاسخگو و نهادی قرار دهد! رویدادی که اگر رخ دهد نیروهای پیشمرگه را به نیرویی محرک نه تنها در جهت مبارزه با رژیم اسلامی ولایتفقیه تبدیل میکند بلکه میتواند مسئولیت حفاظت و امنیت از مردمان ایران و کُردستان را در دوران پسا سرنگونی رژیم اسلامی در دوران گذار به یک دموکراسی متکثر پارلمانی را نیز برعهده بگیرد!
به همین دلیل میشود گفت تجربه یکپارچهشدن پیشمرگهها در اقلیم کُردستان عراق، امروز میتواند بحث درباره نقش واحد پیشمرگههای احزاب کُردستان ایران را نیز وارد مرحلهای تازه از تفکیک فعالیت سیاسی از فعالیت نظامی-امنیتی کند!
✍️کارن ایزدی
✨ فعال مدنی کوئیر-فمینیست پروگرسیو

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.