ن والقلم
قسم به قلم و آنچه که مینویسد
فرصت شد که نگاهی بر کتاب “عطر جهان شمول” نوسرودههای جناب آقای “خالد بایزیدی” بندازم و بخوانم و مست و کیفور شوم.

آشنایی اینجانب با استاد “دلیر” و قلمش به مدتها پیش برمیگردد، لیکن جهت آشنایی خوانندگان ابن مطلب لازم دیدم که ابتدا به معرفی ایشان بپردازم و سپس دست به نقد و بررسی اشعار بپردازم، چونکه پندار این قلم این است، که پیش از شناخت قلم باید شناخت درستی از صاحب قلم داشته باشیم.
استاد “خالد بایزیدی”، متخلص به “دلیر”، شاعر، نویسنده و مترجم کُرد است. ایشان در زندگینامهی خودنویسی، چنین نگاشته است: در سال ۱۳۴۵ به این کره تبعید شدم. در مهاباد دیپلم گرفتم و از آنجائی که در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده بودم پدر و مادرم مایل بودند درس فقه بخوانم. به احترام آنان روی هم رفته مدت چهارسال در دو مکتبخانه در مهاباد و بوکان به تحصیل علوم دینی مشغول بودم. بر اثر علاقه شدیدی که به هنر و ادبیات داشته و دارم به مطالعه شعر به زبانهای کُردی و فارسی روی آوردم و در این زمینه بطور جدی وارد شدم. در نتیجهی کوششهای مداوم و مشتاقانه به تدریج به سرودن شعر کردی و فارسی و ترجمه شعر شاعران معاصر کُرد پرداختم و اشعار و ترجمههایم در روزنامهها و سایتهای مختلف ایران و خارج از کشور چاپ شدند. چند مجموعه از سرودههایم در انتشارات فرجام تهران که تحت مدیریت آقای فاروق صفیزاده است، بهچاپ رسید.
از ایشان تاکنون چندبن مجموعه شعر چاپ و منتشر شده است، از جمله: سخن دل – دل مویه – عصیان غربت – تبسم تاکستان – باران عشق – تو را چون کتابی برگزیدم (ترجمه شعر شاعران معاصر کُرد) – سیمای ونبوو… سیمای گمشده (مجموعه شعر کُردی) – لبخند ژرف کاریکلماتور و…
■◇■
کتاب “عطر جهان شمول”، مجموعه شعریست، با فضایی سرشار از حس و معنا را در قالب تصاویری شاعرانه و گاه سمبلیک خلق میکند. فضاسازی در شعر (درک درست از جهان شعر) درک جدید از جهان، توصیف وضعیتی است، که شاعر در شرایط ویژه در شعر به تصویر میکشد.
دلیر در این مجموعه، مخاطب را به دنیایی پر از تأمل و احساس دعوت میکند. در سراسر اشعارش، تمهایی چون مرگ، غم، کودکانه بودن، غربت، امید و طبیعت به چشم میخورند که با زبانی ساده اما عمیق بیان شدهاند.
در این مجموعه با نفوذ شعر به فضاهای بیسابقه روبرو هستیم، یعنی اینکه، خواننده، مرتب در فرم شعر آوانگارد یا مدرن یا پسامدرن با تغییر و جابهجایی حدود و بردن شعر به فضاهایی که سابقه نداشته، غریبه است، برخورد میکند.
باید دانست که استفاده از زبان ساده و روزمره احساس نزدیکی ایجاد میکند، اما پرداختن به نوآوریهای زبانی و بازی با کلمات میتواند به غنای شعری کمک کند. این رمز و رازیست که جناب بایزیدی تا حدودی توانسته در این مجموعه بروز دهد.
ریتم و موسیقی در کلام برخی از قطعات، به خوبی حفظ شده و حس و لذت خواندن یک متن شاعرانهی ناب و ریشهدار را به خوبی منتقل میکند.
در اشعار این مجموعه، با تصاویر شاعرانه و نمادین برخورد داریم. استفاده از عناصر طبیعت مانند ماهی، کبوتری، پرندگان، باد، آب و جنگل به طور نمادین، فضای شاعرانه و تأثیرگذاری ایجاد کرده که خواننده را به تفکر وادار میکند.
مخاطب با خواندن این شعرها، در ژرفابی عمیق و احساسی غوطهور میشود. شاعر با زبانی ساده، لیکن پر احساس، حس غم، غربت، انتظار و عشق به زندگی را منتقل میکنند. بهویژه در شعرهایی که به مرگ و فقدان میپردازند، این حس به خوبی آشکار، ملموس و پر بازتاب است.
تصویرسازیهای تازه و غیرتکراری، بهمانند ترکیبهایی مثل «کفشهای خورشید»، «قند در دهان خیابان آب شد»، «دوک اندیشهای که پنبه میشود» نشان از تخیل زنده و شخصی شاعر دارد. اینها کلیشه نیستند؛ بلکه زادهی نگاه تازهاند.
حسن دیگر این اشعار، تنوع موضوعی شعرهای خالد بایزیدیست. وی بهخوبی با حفظ اقتصاد کلام، همان اصل اساسی در موجودیت شعر کوتاه، از تولد تا مرگ و از غربت تا وصل، از امید و نومیدی، از هست تا نیست و دهها نمونهی دیگر بهره گرفته، پرداخته و ساخته است. بلاشک این مجموعه، گسترهی موضوعی خوبی و با کمی اغراق، عالی و ناب دارد، که سبب میشود، مخاطب در طول خواندن با احساسات و مفاهیم مختلفی روبهرو، آشنا و همگام شود.
فارغ از این همه حسن و نکتههای ناب اشعار جناب بایزیدی، نکاتی هم موجود است که قابل بهبود و تقویت و تغییر است.
مورد نخست اینکه، بحث انسجام و پیوستگی مجموعه است. گرچه تنوع موضوعی مجموعه اشعار جالب است، ولی گاهی اشعار به صورت جداگانه و مستقل به نظر میرسند و انسجام کلی مجموعه کمی کاهش یافته است. اگر شاعر در چینش و فشردهسازیِ برخی قطعات دفتر، دقت بیشتری داشت، این مجموعه میتوانست از “مجموعهای با قطعات خوب” مبدل به “یک اثر واحد و بهیادماندنی” شود. باید دانست که، اتصال موضوعی یا تماتیک قویتر میتواند هر مجموعهای را یکپارچهتر و قویتر کند.
برخی اشعار کاملاً آزاد و سادهاند و برخی دیگر ساختارهای پیچیدهتری دارند. این تنوع خوب است اما گاهی باعث میشود ریتم کلی مجموعه کمی پراکنده شود.
این مجموعه شعر، نمونهای از شعر سپید کوتاه است، که با زبان ساده و تصاویری ملموس تلاش میکند مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی را بیان کند.
عطر جهان شمول، فریادهای شاعری صادق و صاحبسبک، که درد را شناخته، لیکن در آن غرق نشده و نمیشود، زیرا او بلد است، از دلِ تاریکی، تصویری روشن بسازد.
✍ زانا کوردستانی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.