bazargan

بسیار – و بعضاً از طرف دوستداران بازرگان-  عنوان می گردد که او به دنبال قدرت نبود بلکه اتمام حجت. این گزاره اما بیان کننده همه حقیقت در حق این شخصیت نادر تاریخ سده اخیر میهن ما نمی باشد زیرا که به باور من از آن نوعی خودمحوری، انعطاف ناپذیری و بی تفاوت بودن به سرنوشت جمعی یک ملت استنباط می شود، در حالی که مدارک تاریخی به جا مانده از آن دوران دقیقاً عکس این مدعا را ثابت می کند. این راست است که بازرگان شیفته قدرت نبود اما قدرت سیاسی قانون مند و دمکراتیک را قبول داشت و در قبول آن لحظه ای درنگ نداشت. می دانیم که او تنها کسی بود که جمهوری اسلامی را با صفت دمکراتیک آن می خواست.

در تاریخ ۱۵بهمن ۱۳۵۷ مهندس مهدی بازرگان بنا به پیشنهاد شورای انقلاب طی حکمی از طرف آیت الله خمینی (برحسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آراء اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده بود و به موجب اعتماد به ایمان راسخ و اطلاع از سوابق مبارزات اسلامی و ملی او) مأمور تشکیل دولت موقت گردید.

بسیار زود اما آنچه بعضاً خواص می دانستند در سطح وسیع برای عموم مردم نیز مشخص شد که رئیس دولت موقت نمی خواهد هویدای دیگری باشد تنها یک کارگزار و تکنوکرات سهل الوصول با تاریخ مصرف مشخص برای دوران انتقال. بازرگان به لحاظ مبانی نظری و اعتقادیش و به لحاظ سیر و سلوک مبارزاتیش و به لحاظ خرد عملی او در امر کشورداری از جنس دیگری بود..

مرحوم مهندس بازرگان (۱۲۸۶ـ۱۳۷۳ه.ش.) مصداق عینی آن پیرخردمندی بود که در خشت خام انقلاب آن زمان آن دید که هنوز هم بسیاری، حتی در میان نزدیکان و هم حزبی های او در آئینه تحولات چند دهه پس از انقلاب نیز قادر به دیدن آن نیستند.

بازرگان اما بازرگان نبود. او علی رغم وجود آشفتگی های دوران انقلاب، نظر نامساعد بعضی از دوستان و همچنین بخل و حسد نادوستان به هنگام نیاز وطن همانند سربازی وفادار به پرچم از قبول مسوولیت شانه خالی نکرد و وظیفه سنگین و خطیر نخست وزیری را در حساس ترین برهه از تاریخ ایران یعنی دوران انتقال قدرت از یک نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی به یک جمهوری برآمده از یک انقلاب مردمی برعهده گرفت. رویکرد، روش و منش کشورداری “گام به گام” و “قانون محور” که او به آن اعتقاد راسخ داشت، میراث متفاوت و بی بدیلی است که از بازرگان برای ثبت در تاریخ و عبرت و قضاوت آیندگان به جا مانده است.

بسیار – و بعضاً از طرف دوستداران بازرگان-  عنوان می گردد که او به دنبال قدرت نبود بلکه اتمام حجت. این گزاره اما بیان کننده همه حقیقت در حق این شخصیت نادر تاریخ سده اخیر میهن ما نمی باشد زیرا که به باور من از آن نوعی خودمحوری، انعطاف ناپذیری و بی تفاوت بودن به سرنوشت جمعی یک ملت استنباط می شود، در حالی که مدارک تاریخی به جا مانده از آن دوران دقیقاً عکس این مدعا را ثابت می کند. این راست است که بازرگان شیفته قدرت نبود اما قدرت سیاسی قانون مند و دمکراتیک را قبول داشت و در قبول آن لحظه ای درنگ نداشت. می دانیم که او تنها کسی بود که جمهوری اسلامی را با صفت دمکراتیک آن می خواست.

بازرگان یک “رجل سیاسی” تمام عیار بود. ملی، آزادی خواه، قانون گرا، مسوول و مسوولیت پذیر. او نه به سبک و سیاق تئوریسین ها از حقوق شهروندی و دولت رفاه در دمکراسی های سوسیال ـ لیبرال و نه از سکولاریسم حکومتی و کثرت گرایی معرفتی و نه در شمایل رهبری فرهمند از راهبردهای میان مدت و بلند مدت دفاعی ـ امنیتی جهت منزوی ساختن قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای خود داد سخن می داد. او در مدت کوتاه قبول مسوولیت خود، تمامی این ارزش ها و الگوها را با برنامه و کار خود و همکارانش با فروتنی و پشتکار ذاتی خود و با صبر و مدارای تمام برای ایرانیان به میراث گذاشت.

بازرگان هیچ گاه به عنوان نظاره گری مرعوب و منفعل در کناری نایستاد. در عصر و زمانه ای که همگان روی به سوی ماه و آسمان داشتند، بازرگان در زمره زمینیان بود و عاشقان مجذوب و سرگشته را به عقل و اعتدال اندرز داد، نه در مقام رهبر و پیر خردمند و نه در کسوت آژیتاتوری انقلابی، چپ و ضدامپریالیست، بلکه به عنوان خدمتگذار عاشق وطن که سرد و گرم روزگار را تجربه کرده و همچون پدری نگران. او حتی پس از خروج از حکومت و پایان نمایندگی مردم در مجلس اول، در تمامی دوره‌های انتخابات ریاست جمهوری و مجلس ثبت نام کرد اما همواره از سوی حاکمیت رد صلاحیت می‌شد.

بازرگان تا آخرین روزهای حیاتش با تمامی امکاناتی که در اختیار داشت به عنوان یک شهروند، رجل سیاسی در جایگاه اپوزیسیون و نصیحتگری وفادار در جهت ایجاد مصالحه و اصلاح و تغییر فضای به شدت مسموم جامعه مسوولانه تلاش می کرد. مخالفت با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و همچنین مخالفت با ولایت مطلقه فقیه تنها دو نمونه ای است که صلابت و روشن رائی و عمق و وسعت تفکر سیاسی او را نشان می دهد.

بازرگان حتی بعداً نیز متواضعانه دفاع لازم و درخور از درست بودن راه و روش خود را نیز به عمل نیاورد. او هیچ گاه خودشیفته وار زندانی دوران زمامداری و مسوولیتش نبود و پس از آن نیز سعی در مشاطه گری نقش خود در آن دوران نداشت. او معتقد بود که آیندگان خود در این مورد در نهایت قضاوت خواهند کرد.

مهدی بازرگان مهندسی بود که با نقش تاریخی خود حاضر به بازرگانی نشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)