سرنگونی ج.ا.ا.خوب است یابد؟!

سرنگونی ج.ا.ا.خوب است یابد؟!

سرنگونی ج.ا.ا.خوب است یابد؟!
این یک داستان واقعی ست.
الان35ساله شه؛انقلاب بهمن 57رو میگم.بعضیا میگن فقط 2ساله دیگه به عمرش باقی مونده!
پرسیدم چطور؟
گفت:سلطنت پهلوی هم فقط 37سال طول کشید!
گفتم:ای بابا،مزاح می فرمائی؟
اما از شوخی گذشته پروسه سرنگونی ج.ا.ا. فقط یک نمایش کُمدیکه!
گفت:چطور؟!
گفتم:در زمان شاه اکثر قریب به اتقاق گروه ها وافراد داخل و خارج که علیه سلطنت مبارزه می کردن،جزو قدرت و حاکمیت نبودن،اما کسانی که الان درداخل و خارج به اسم اپوزیسیون وغیره فعالیت می کنن اکثرشون برآمده از قدرت حاکمه هستن.
گفت: منظورت رو نمی فهمم؟!
گفتم: روشنه؛
اولا:اکثر قریب به اتفاق کسان و گروه هایی که در داخل بخاطر نقد رژیم به زندان رفته ان، نه بخاطر سرنگونی بلکه برای تقسیم قدرت و دراختیارداشتن آن، و خیلی خوشبین که باشیم برای تصحیح و اصلاح انقلاب به زندان رفته ان!
گفت: خُب حالا چه عیبی داره؟فقط اینجوری میشه انقلاب رو نجات داد !
گفتم:عیبی نداره؛اصلاحات از درون اتفاقا چیز خیلی خوبیه.منتهابه شرط اینکه اونها باغبون درست وصالحی باشن.
و ثانیا:آنطور که من می شناسم خیلی هاشون یابه حساب ندانم کاری و یا جّو گرفتگی و یا بخاطر ضعف مدیریتی که خودشون هم توش بودن،نمی تونن باغبون خوبی برای اصلاح این باغ باشن.اول باید خودشون رو اصلاح کنن.آنهم با خودانتقادی و قبول کردن مسئولیت!
چون باصطلاح معروف،خودشون هم پشت شون خاکیه،غیرممکنه که اینجوری مُصلح خوبی بشن!
و ثالثا:فقط تا تونستن سهام انقلاب روبنام فرزندان و خویشانشان کرده ان؛ تا این انحصار همچنان بعداز فوتشان هم سرپا باشه.
گفت:اینو درست گفتی.الان ازهردو جناح مخالف و موافق آقازاده هاشون خیلی فعالنن وبرخی مطبوعات و رسانه ها و مراکز هم فقط برای اونها تَره خُرد می کنن.

گفتم:مثلن ببین،کسی که همیشه شخص سوم انقلاب بوده،سالهادرراس قدرت فرمان می داده،امروز حرفهایی شبیه اپوزیسیون می زنه!
ایشون اخیرا در مورد کتاب وسانسور وآزادی بیان گفته:« یکی از زمینه‌ها برای بالا بردن محتوای کتاب‌ها وجود یک فضای آزاد است… هر انسانی حق دارد آزاداندیش باشد و این حقی است که خداوند به همه انسان‌ها داده است.»
اما همین ایشون نمی گه پس این همه حرف و حدیث در مورد انتشاریک کتاب باممیزی های وحشتناک و ندادن مجوز به کتاب های مخالفین ومنتقدین از کجا اومده؟منشااش چیه؟شایعه است!!؟
معلومه فقط بخاطرهمون نبودن فضای آزاد است،که خودش هم مدتی راس کار بوده ومقصره،
مشکل اینه که کسی قبول مسئولیت نمی کنه…
گفت:خُب این نشون می ده فساد و مدیریت ناصواب زیاد شده که آشپز هم میگه آش شوره!
گفتم:تو اسلام هست که نان حرام و لقمه حرام اثر بدی رو تریبت و شکل گیری شخصیت آدمی می گذاره…
حرفمو قطع کرد و گفت:چه ربطی داره؟
گفتم:در مثل مناقشه ای نیست؛اما ربطش اینه که زمان شاه مخالفین سلطنت، نان خور دولت وشاه نبودن. اکثرقریب به اتقاق از درآمد واقعی خود هزینه مبارزه می کردن.
اما الان،تا اینجا که من می دونم(مخصوصاکسانی که خارج از کشور رفته ان)بواسطه رانت و شغل های دولتی و برآمده از حاکمیت به این جارسیده ان، بنابراین کسی که نون ج.ا.ا. رو خورده نمی تونه براندازه باشه.
مثلن طرف خیلی هم خوب می نویسه،طناز خیلی خوبی هم ست،الان بعد از فرازو نشیب های باصطلاح مبارزاتیش در خارج از کشور!اومده تز داده که برین راهپیمایی 22یهمن نه بخاطر سالگردانقلاب،بلکه برای حمایت از حسن روحانی!!؟!
گفت:حسن روحانی –خوب یا بد- خودش سالها در راس مدیریت کلان بوده و در وضعیت موجود سهیمه!
گفتم: برای همین هم هست که میگم براندازی بیشتر شبیه یک نمایشنامه کمدیکه!
گفت:تازه اینها می خوان چه چیزی رو براندازی کنن.
از همه براندازهای خشونت طلب که ترور و بمب گذاری هم توشناسنامه شون هست،دارودسته همین رجوی یست هاست.
سازمانی که بخاطر رسیدن به قدرت حاضرشد با صدام رفیق گرمابه وگلستان بشه.فکرمی کنی کسی واسه اینهاتَره خُردمی کنه،منفورترین براندازها همین سازمان مجاهدین خلقه!
گفتم:حالا اینها چی رو میخان حاکم کنن؟!عقاید باصطلاح اسلام ناب که تزش رو مسعود رجوی می ده!؟!!
گفت:آخوندهای خودمان که حداقل از این مسعود رجوی تو احکام دین با سوادترن و تازه بینشون تسامح وتنازع و تعامل هم هست و خیلی راحت می تونن با یه دفع افسد به فاسد یه حرامی رو هم مدتی حلال کنن!چی بهتر از این؟!
گفتم:می مونه این ملی مذهبی ها وروشنفکران دینی و غیر دینی! که اصلن برانداز نیستن وکارها رو فقط با تسامح وتساهل میخان به پیش ببرن!
گفت: اگه قدرت را هم بدست بگیرن،کاری که میکنن این است که مثلن ازدست
طیف مصباح درمیارن،میدن به آقای خاتمی.
گفتم:ولایت فقیهی با طَعم رحمانی اسلام!!
گفت:براندازی دوره اش گذشته…
گفتم:در همه دنیا اصل براندازی یا تغییرماهوی برمی گرده به قدرت و ایستادگی و هجوم و حضور مردم تو وسط میدون سیاست؟مثل دوره انقلاب،که البته اون زمان مردم نمی دونستن چیه میخان!
گفت:حالاهم نمی دونن چی میخان،با این تفاوت که فعلن وقت شون رو توصف گوشت ومرغ میگذرونن!
گفتم:درسته.مردم ما برای چند کیلو برنج هندی و دو تا مرغ هلندی و چند تخم مرغ فرنگی هجوم میارن و سر ودست میشکنن!
گفت:چنین مردم گرسته و خسته و بی رمقی دنبال خواندن و دیدن افاضات ماروشنفکران و اپوریسیون نیست که بخاد…
گفتم: اینجاکه اوکراین نیست که مردمش تواون سرمای شدید بیان پای خواسته هاشون وا ایستن!
تازه واسه کی وچی بخان غَش کنن؟برای اون اپوزیسیون خارج نشین؟یاهمین منتقدین ومخالفین داخلی که بخشی از حاکمیت و قدرتن؟!
گفت: آره شرط اصلی هر تغییرماهوی حضور مردمی ست وبقیه مسائل فقط شعره!
گفتم:همه مخالفین اعم از خشونت گرا و مداراگرا فقط مترصد این هستن که یه جوری بتونن سوارکار باشن، براشون سلطنت و جمهوریت تفاوتی نداره.خودشون سوارکاربشن،بقیه اش اصلن مهم نیست.آگاه شدن مردم اصلن واسه شون مهم نیست!
گفت:بله! مردم ما فقط به آگاهی درست و کامل و نه کانالیزه شده نیاز دارن!
گفتم:همون فضای آزادی که اون آقا ازش صحبت کرد.
اگه همین فضا واقعا بوجود بیاد،انقلاب بهمن 57 دوباره جون می گیره وخیلی چیزا درست میشه…
گفت:دوستی گفت:انقلاب بهمن 57میوه نارسی بود که زود از درخت افتاد.اما میوه جمهوری اسلامی سفت به شاخه چسبیده کسی هم نیست بچینه، لذا فساد گریبانش را گرفته.
گفتم:خیلی ها فقط انتظار این رو میکشن که این میوه بگنده و بعدبیفته!
گفت: برای همین هم خیلی از مخالفین و اپوزیسیون فقط وفقط لحظه شماری این اتفاق رو می کنن.چون می دونن از مردم خبری نخواهد شد.وفقط فسادسراسری ست که می تونه ج.ا.ا. را سرنگون کنه!
گفتم:بااین حساب سرنگونی ج.ا.ا چیز بدیه!
گفت:معلومه !
گفتم: حیف و افسوس که این انقلاب اینجوری شد!
گفت:انقلاب بهمن 57 مهم ترین رویداد تاریخ کشورماست،وحیف است که از دست بره.به باغبون های صالح و درست که مستقل از قدرت باشه نیازداره.
گفتم: فکر می کنم هنوز هم هستن کسانی که نون دولت و حاکمیت رو نمی خورن.وواقعا آدمای صالح وپاکی هستن.شاید اینا بتونن به داد این انقلاب برسن!
گفت:آره والله…حیف ست که آنهمه مبارزه برای دمکراسی وآزادی درایران، اینچنین مسخ واستحاله بشه.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
21بهمن92

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)