پس از آنکه رحیم نادعلی، معاون فرهنگی هنری سپاه رسولالله از حضور افراد ۱۲ سال به بالا در ایستهای بازرسی حکومتی خبر داد، پیشبینی میشد که این اقدام با کشتار کودکان همراه باشد! اکنون که فضای جنگی فرونشسته بخشی از این جنایت سازمانیافته علیه کودکان افشا شده است!
خبر کوتاه بود: علیرضا جعفری، کودک ۱۱ ساله که همراه پدرش در ایست بازرسی تهران حضور داشت در جریان یکی از حملات پهپادی اسرائیل در ماه اسفند کشته شده است.
صدف منفرد، مادر این کودک، در گفتوگو با روزنامه حکومتی همشهری گفته که علیرضا همراه پدر و برادر ۹ سالهاش شامگاه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ در یک ایست بازرسی در تهران حضور داشته و در جریان حمله به این مکان به همراه پدرش کشته شده است.
به گفته خانم منفرد همسرش به او توضیح داده بود که به دلیل «کمبود نیرو» باید علیرضا را با خود ببرد تا «برای روزهای آینده» هم آماده شود. مادر علیرضا گفته که همسرش همچنین از حضور نوجوانان ۱۶، ۱۷ ساله در گشتهای بسیج در خیابان خبر داده بود.
رسانههای حکومتی از این جنایت به عنوان شهادت در حین خدمت نام بردهاند که خود نشاندهنده آن است که همان الگوی رفتاری کودکستیزانه را که رژیم ایران در دهه شصت در جریان جنگ رژیمهای ایران و عراق پی گرفت و خشونت را زیباسازی میکرد دارد مجدد تکرار میکند!
روایتی که مرگ را زیبا جلوه میدهد و با شستشوی مغزی کودکانی که در معرض مستقیم دستگاه پروپاگاندا حکومت قرار دارند آنها را به مسلخگاه بفرستد تا بتواند هم بدنه نیروی نظامی خود را نجات دهد و هم روایت سازی رسانهای و احساسی داشته باشد!
این روایتسازی را ما در جریان جنگ ارتجاعی رژیمهای ایران و عراق هم در قبال حسین فهمیده مشاهده کردیم! حسین فهمیدهای که تنها یک کودک ۱۳ ساله بود و در منابع رسمی جنگ به «کودک قهرمان» تبدیل شد، قربانی که رسانههای رسمی تلاش کردند مرگش را بهجای فاجعه انسانی، بهعنوان نماد از خودگذشتگی و افتخار معرفی کنند. این قهرمانسازی، در واقع نوعی القای خشونت و توجیه ایدئولوژیک مرگ کودکان است، مرگی که هیچ چارچوب اخلاقی و انسانی نمیتواند آن را توجیه کند.
اما رژیم ایران برای توجیه آن به درخواستهای خود کودک برای حضور در جنگ اشاره میکند که همین مورد هم از پایه و اساس توجیه نادرستی است! چرا که این روایت به ما نشان میدهد که حکومت از وظیفه اصلی خود یعنی حفاظت از غیرنظامیان از جمله کودکان شانه خالی کرده و به جای آن با قبول درخواست یک کودک که تحت تاثیر هیجانات است او را به یک سوژه برای اهداف سیاسی و نظامی خود تبدیل میکند!
همچنین حضور کودکان در جنگ تنها در باب نقض حقوق کودک نباید دیده شود چرا که حضور کودکان در میدان جنگ باعث خواهد شد که این کودک درکی خشونتآمیز از جهان پیرامون کسب کند و تمام مرزهای کودکی را بشکند و به سمت خشونتمحوری سوق پیدا کند! خشونتمحوری که به بازتولید اقتدارگرایی در جامعه کمک میکند و نسلها آینده را نیز با خطر مواجه خواهد کرد! به عبارت دیگر این اقدامات مرگ خاموش احساسات کودکی را در کودکان در پی خواهد داشت که رژیم ایران مسبب اصلی آن است!
حال با این واقعیات رژیم ایران که خود کودکان را به سپرانسانی در جنگ تبدیل کرده و حتی به کشتن داده است در کمال وقاحت دادخواه خون کودکان ایرانی است و از آن در باب حقانیت خود در جامعه جهانی استفاده میکند! اما رژیم ایران نمیتواند با این روایت که حملات اسرائیل قاتل کودکان ایرانی است خود را تبرئه کند! چرا که درست است ارتش اسرائیل با حملات خود باعث مرگ کودکان شده اما این رژیم ایران بوده است که کودکان را در معرض حملات قرار داده و با سپرانسانی باعث کشته شدن آنان شده است!
حتی فارغ از این موارد این کودکان قربانی سیاستهای نابخردانه غربستیزی، اسرائیلستیزی، جنگافروزانه و تروریستی رژیم ایران در خاورمیانه شدهاند که باعث شد سایه جنگ وارد ایران شود تا کودکان ایرانی قربانی حملات ارتشهای اسرائیل و آمریکا شوند!
به همین علت رژیم ایران با هیچگونه روایتی نمیتواند دست خود را از کودککشی که در جنگ جاری با آمریکا و اسرائیل رخ داده بشوید! چرا که از کشتار نوجوانان مهاباد در سال ۱۳۵۸ تا اعدام نوجوانان در دهه شصت، از کشتار کودکان در خیزش «زن، زندگی، آزادی» تا قتلعام کودکان در دی ماه ۱۴۰۴ و حتی قتل علیرضا جعفری ۱۱ ساله در ایست بازرسی حکومتی خود نشان میدهد کودککشی و قربانی کردن کودکان بخشی از ماهیت وجودی رژیم ولایتفقیهی است که نمیتواند از آن دست بردارد و همواره برای بقای سیاسی خود آن را بازتولید میکند!
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.