از زمان آغاز جنگ بین رژیم ایران و ارتشهای اسرائیل و آمریکا خبرها معطوف به پوشش تحولات جنگ بود و در رسانههای فارسیزبان کمتر در مورد وضعیت زندانیان در دوران جنگ سخن گفته شد! اما این بخش سانسورشده یا نادیدهگرفته در زمان جنگ شرایط غیرانسانی را تجربه کردهاند!
در روز ۱۸ اسفند اعلام شد وضعیت زندان فشافویه(مرکزی تهران بزرگ) بهشدت بحرانی است. قسمتی از این زندان از جمله انبار مواد غذایی آن در اثر بمباران تخریب شده و زندانیان با کمبود شدید غذا و دارو و امکانات اولیه مواجه شدند. گفته شده زندانیان تنها یک وعده غذا در روز دریافت میکردند. بسیاری از مقامات و کارکنان زندان در وحشت از بمباران محل کار خود را ترک کرده بودند و کسی پاسخگوی نیازهای اولیه زندانیان نبود. فروشگاه زندان هم نیز تعطیل شده بود!
در چنین شرایطی ۵۰تن از زندانیان زندان اوین را بدون اطلاع قبلی به فشافویه منتقل کردند. این۵۰نفر را در یک اتاق ۲۰نفره بدون کمترین امکانات جا دادهاند، بهنحوی که اکثر زندانیان مجبور به کف خوابی در فضای محدود و آلوده شدند. زندانیان سیاسی، مجرمان عادی، زندانیان بیمار، سالمند و نوجوانان زیر ۱۸سال بدون هیچگونه طبقهبندی، نگهداری میشدند. بسیاری از زندانیان انتقالی غذایی دریافت نکرده و از گرسنگی رنج میبرددند.
در زندان قزلحصار نیز درهای هواخوری و سالنها برای مدت طولانی به روی زندانیان بسته شده بود و هیچ امکان خروج یا پناه گرفتن در شرایط بمباران وجود نداشت. در همین حال صدها نفر از نیروهای سرکوبگر موسوم به نوپو بهصورت گسترده در درون و اطراف زندان مستقر شده بودند!
در روز ۱۲ اسفند اعلام شد پس از بمباران یک مرکز نظامی در نزدیکی زندان مهاباد، زندانیان که درهای بند به روی آنان بسته شده بود دست به اعتراض زده و با آتش زدن پتوها خواستار آزادی خود در شرایط جنگی شدند. نیروهای سرکوبگر با شلیک گاز اشکآور به داخل بند پاسخ دادند. متعاقباً روز چهارشنبه ۱۳ اسفند حدود ۱۲۰زندانی از زندان مهاباد به زندان میاندوآب منتقل شده و در قرنطینه زندان در دو اتاق بهصورت فشرده نگهداری میشدند.
روز شنبه ۱۶ اسفند نیز خبری منتشر شد مبنی بر این که بخشی از دیوار زندان فردیس کرج (کچویی) در اثر بمباران آسیب دید و موجب نگرانی خانواده زندانیان و تجمع آنان در مقابل زندان شد.
از زندان اهر هم خبر رسید که پس از بمباران زندان سراب، زندانیان به این زندان منتقل شدند که موجب افزایش تراکم زندانیان شد! همچنین اعلام شد امکانات غذایی در این زندان محدود بوده و توان تامین مواد غذایی لازم برای زندانیان نیز وجود نداشته است!
از بند هفت زندان اوین تهران نیز خبر آمد که کمبود دارو و شیوع بیماری در این زندان رخ داده است و دسترسی به آب گرم هم قطع شده و برق تنها از طریق ژنراتور تامین میشود، همچنین اعلام شد جیره بندی مواد غذایی در این بند هم رخ داده است!
در زندان قزوین هم در زمان جنگ فروشگاه زندان تعطیل شد و ماموران زندان برای تامین غذای زندانیان از آنان سواستفادههای مالی انجام میدادند! همچنین در اوایل فروردین نیز شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه نوبل صلح از کاهش چشمگیر کارکنان زندان اوین خبر داد و نسبت به به خطر اعدام زندانیان سیاسی ابراز نگرانی کرد!
مجموعه این خبرها و تحولات در ارتباط با زندانهای ایران در زمان جنگ نشان میدهد که زندانیان در زمان صلح توسط رژیم ایران سرکوب میشوند و در زمان جنگ نیز نهتنها جانشان بر اثر حملات به خطر میافتد بلکه مقامات ایران با تشدید اقدامات سرکوبگرانه و محدودیتها بیش از گذشته آنان را تحت فشار قرار میدهند تا انتقام شکست در جنگ را از زندانیان بگیرند!
به همین جهت باید صدای زندانیان محبوس در زندانهای ایران باشیم و مانع آن شویم که در سکوت و سانسور خبری یا به عبارتی نادیدهانگاری قربانی رژیم ولایتفقیه حاکم بر ایران شوند!
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.