به دستور دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا، ارتش ایالات متحده از محاصره دریایی رژیم ایران را آغاز کرده است! اقدامی که می‌شود گفت آخرین استراتژی است که واشنگتن می‌تواند برای تسلیم مقامات تهران انجام دهد!

اما محاصره دریایی چیست و آمریکا چگونه می‌خواهد آن را در خلیج اجرا کند؟ کتابچه‌ی راهنمای فرماندهی نیروی دریایی آمریکا محاصره دریایی را این‌گونه تعریف می‌کند: «یک اقدام جنگی برای جلوگیری از ورود یا خروج شناورها و/یا هواگردهای همه کشورها ــ اعم از دشمن و بی‌طرف ــ به یا از بنادر، فرودگاه‌ها یا مناطق ساحلی مشخص که متعلق به یک دولت دشمن هستند، یا در اشغال آن قرار دارند، یا تحت کنترل آن هستند.»

به نظر می‌رسد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) نیز از همین دستورالعمل پیروی می‌کند و اعلام کرده است که این عملیات «به‌صورت بی‌‌تمایز علیه شناورهای همه کشورها که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران می‌شوند یا از آن‌ها خارج می‌شوند اجرا خواهد شد؛ از جمله همه بنادر ایران در خلیج عربی و دریای عمان.»

نکته جالب این است که سنتکام در بیانیه‌ خود برای اشاره به خلیج‌ که ایران آن را خلیج فارس میداند از «خلیج عربی» استفاده می‌کند که اعتراض مقام‌های ایران را هم به دنبال داشته است.

سنتکام افزوده است که نیروهای آمریکا مانع آزادی تردد شناورهایی که به بنادر غیرایرانی رفت‌وآمد می‌کنند نخواهند شد و کشتی‌های تجاری پیش از آغاز محاصره، در اطلاعیه رسمی جزئیات بیشتری دریافت خواهند کرد.

این تصمیم در حالی گرفته شده که بر اساس داده‌های مارین ترافیک، وبسایت تخصصی نظارت بر کشتیرانی، از زمان صدور بیانیه سنتکام برای آغاز محاصره دریایی در روز دوشنبه ساعت ۲۰:۵۲ به وقت گرینویچ، چهار کشتی در حین عبور از تنگه هرمز شناسایی شده‌اند. همه این کشتی‌ها به عنوان نفتکش شناسایی شده‌اند و نفت، گاز یا مواد شیمیایی حمل می‌کردند.

اما این محاصره دریایی برای رژیم ایران بدون هزینه نیست چرا که می‌تواند روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد ایران آسیب وارد کند؛ شامل ۲۷۶ میلیون دلار کاهش صادرات و ۱۵۹ میلیون دلار اختلال در واردات، رقمی معادل حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه.

بیش از ۹۰ درصد تجارت خارجی ایران از مسیر خلیج انجام می‌شود و نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت و نزدیک به یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد.

توقف صادرات حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز، به‌همراه صادرات پتروشیمی و سایر کالاها، بخش عمده منابع ارزی را از بین می‌برد.

ظرفیت‌های جایگزین مانند بندر جاسک، چابهار و بنادر دریای خزر در مجموع تنها بخش کوچکی از تجارت فعلی را پوشش می‌دهند و توان جبران انسداد هرمز را ندارند.

همچنین ظرفیت ذخیره‌سازی نفت در خشکی محدود است و در صورت تداوم محاصره ظرف حدود ۱۳ روز پر می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند به توقف تولید و کاهش بلندمدت ظرفیت برخی میادین منجر شود. همزمان، حذف درآمدهای ارزی فشار مضاعفی بر ریال، تورم و تامین کالاهای اساسی وارد خواهد کرد و ثبات اقتصادی را با چالشی جدی روبه‌رو می‌کند.

با توجه به این موارد می‌شود گفت دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا که در عملیات نظامی خود در ایران نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند حال میخواهد با فلج اقتصادی رژیم ایران را در ارتباط با برنامه هسته‌ای، برنامه موشکی و نیروهای نیابتی تسلیم کرده و تنگه هرمز را بازگشایی کند!

همچنین باید تاکید کرد که ایران و آمریکا هر دو به تنگه هرمز نیاز مبرم دارند! رژیم ایران که آسیب‌های اقتصادی بسیاری در جنگ جاری با آمریکا و اسرائیل متحمل شده برای بازسازی به دارایی مالی نیاز دارد که محاصره دریایی توسط آمریکا آن را غیرممکن می‌کند! برای دونالد ترامپ هم بازگشایی تنگه هرمز در زمان کنونی در اولویت قرار دارد چرا که نزدیک به هشت ماه آینده انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و سنا برگزار میشود و اگر او نتواند تنگه هرمز را بازگشایی کند با توجه به این که در جنگ با رژیم ایران هم به اهدافش نرسیده است ممکن است باعث شود حزب او یعنی حزب جمهوریخواه شکست بزرگی بخورد که پیروزی حزب اپوزیسیون یعنی حزب دموکرات را در پی خواهد داشت که می‌تواند حتی مسیر استیضاح او را بر اساس متمم ۲۵ قانون اساسی ایالات متحده بر اساس به خطر انداختن امنیت ملی آمریکا را در پی داشته باشد!

از همین جهت میشود گفت «تنگه هرمز» تبدیل به یک تیغ دولبه شده است! یک لبه آن می‌تواند باعث تسلیم رژیم ایران شود و لبه‌دیگر آن می‌تواند شکست دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا در پی داشته باشد که ممکن است پرونده ریاست جمهوری آن را پیش از پایان دوران ریاست جمهوری‌اش را رقم بزند! باید منتظر ماند و دید که تحولات آینده به کدام سو خواهد رفت!

✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)