پس از شکست مذاکرات ایالات متحده و رژیم ایران در اسلام‌آباد پایتخت پاکستان یک سوال ذهن جامعه را درگیر کرده است که آیا مجدد جنگ در خاورمیانه آغاز می‌شود؟ در این نوشتار سعی خواهم کرد که به این موضوع بپردازم!

پس از نزدیک به هشتاد روز از آغاز جنگ بین رژیم ایران و ارتش‌های اسرائیل و آمریکا که تا حدودی گرد و غبارهای جنگ خوابیده تصویری از جنگ مشاهده می‌کنیم که به ما می‌گوید تا کنون این جنگ برای طرفین باخت-باخت پیش رفته است!

همین روند باخت-باخت باعث شده که فضای سیاسی در اسرائیل، آمریکا و ایران علیه طبقات حاکم کنونی جهت‌گیری کرده و مقامات مسئول در جنگ را مورد بازخواست قرار دهند که چرا مردمان خود را وارد جنگی کرده‌اند که هیچگونه آثار ملموسی نداشته است!

در اسرائیل ما می‌بینیم از احزاب سیاسی اپوزیسیون تا رسانه‌های جریان اصلی مثل معاریو، وای‌نت، والا و هاآرتص به آشکارا می‌گویند بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر در رسیدن به اهدافش شکست خورده است! چرا که نه رژیم ایران دچار فروپاشی شده، نه شورشی در ایران رخ داده، نه توان موشکی رژیم ایران از بین رفته و نه خطرات حزب‌الله لبنان در شمال اسرائیل رفع شده! حتی افکار عمومی اسرائیل می‌پرسند سیستم دفاع موشکی که آقای نتانیاهو مدعی بود در قبال موشک‌ها غیرقابل نفوذ است چرا به خوبی عمل نکرده است! به همین جهت در اسرائیل فضای سیاسی کاملا علیه نتانیاهو است که کاهش محبوبیت بنیامین نتانیاهو در نظرسنجی‌ها نیز این را آشکارا نشان میدهد!

اپوزیسیون نتانیاهو نیز در اسرائیل او را فردی شکست خورده معرفی میکنند! یائیر لاپید رهبر اپوزیسیون اسرائیل، نتانیاهو رو عامل شکست اعتبار بین‌المللی اسرائیل میداند و نفتالی بنت رقیب اصلی نتانیاهو در انتخابات پارلمانی آینده نیز اقدامات نخست‌وزیر را علیه امنیت ملی اسرائیل تعریف می‌کند! همچنین اعتراضات بزرگ روز شنبه در تل‌آویو علیه سیاست‌های نتانیاهو در جنگ با رژیم ایران خود موقعیت ضعیف او بر ادامه جنگ در ایران و اسرائیل را به تصویر می‌کشد!

در ایالات متحده هم ترامپ رییس‌جمهور آمریکا زیر فشار شدید سیاسی و رسانه‌ای قرار دارد و به عنوان بازنده بزرگ جنگ معرفی میشود که نه تنها به اهدافش یعنی نابودی برنامه هسته‌ای، نابودی برنامه موشکی و از بین رفتن نیروهای نیابتی رژیم ایران نرسیده است بلکه حتی با این جنگ تنگه هرمز هم بسته شده که همین فشار را بیش از پیش بر ترامپ بیشتر می‌کند!

همچنین اعلام این موضوع که بخشی از نمایندگان کنگره و سنای آمریکا اعلام کردند که بر اساس قانون اساسی، اقدامات ترامپ علیه منافع ملی است و باید استیضاح شود در موقعیت دونالد ترامپ تاثیر منفی گذاشته است! همچنین چهره‌های شاخص جنبش ماگا که ترامپ خود را رهبر این جنبش می‌آید هم نه تنها از او فاصله گرفته بلکه او را مورد نقد قرار می‌دهند که منافع ملی را بخاطر اهداف سیاسی نخست‌وزیر اسرائیل به خطر انداخته است! از همین جهت ترامپ هم در شرایطی نیست که بتواند جنگ را ادامه دهد!

وضعیت در ایران برای رژیم ولایت‌فقیه هم بهتر نیست! رژیمی که تمام ادعاهای سیاسی و نظامی‌اش یکی پس از دیگری بی‌اعتبار شد! این جنگ ثابت کرد که برنامه هسته‌ای بازدارنده نیست، موشک بالستیک امنیت نمی‌آورد، وزارت اطلاعات در مقابل موساد و سی‌آی‌ای چیزی برای گفتن ندارد که به راحتی تمام رهبران سیاسی و نظامی رژیم ولایت‌فقیه را ترور کردند! رخدادهایی که قدرت پوشالی رژیم ولایت‌فقیه را پیشاروی جامعه قرار داده است!

همچنین از دست دادن آسمان ایران، تضعیف رفتن نیرویی دریابی، از بین رفتن بخش عمده‌ ذخایر موشکی-پهبادی و همچنین خسارت شدید اقتصادی به بخش فولاد، پتروشیمی و انرژی ایران باعث شده که تهران با وجود این که توان موشکی و پهبادی را حفظ کرده و شاکله حکومت را متشکل نگه داشته، اما در نقطه ضعف داخلی و خارجی قرار بگیرد، به خصوص این که کمتر در دو ماه پیش از آغاز جنگ، ایران غرق در اعتراضات ضدحکومتی بود که هزاران کشته برجای گذاشته است و انتظار می‌رود با این خسارت اقتصادی اگر جنگ ادامه پیدا کند نارضایتی اجتماعی نیز تشدید شود، از همین رو در تهران هم توانی برای ادامه جنگ وجود ندارد!

به همین جهت پیش‌بینی می‌شود که با توجه به نقطه ضعفی که مقامات واشنگتن، تهران و اورشلیم قرار دارند، فضا و روند «نه جنگ، نه صلح» ادامه پیدا کند و درگیری جدیدی را شاهد نباشیم! اما همزمان باید این را مورد توجه داشت که در ایران، آمریکا و اسرائیل رهبرانی قدرت دارند که همواره از جنگ برای مقاصد سیاسی استفاده میکنند و ممکن است برای آن که فضای سیاسی را به نفع خود کنند مجدد جنگ را شعله‌ور کنند اما با این حال در زمان کنونی وقوع یک جنگ جدید متصور نیست، باید منتظر ماند و دید در روزهای آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد!

✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)