پس از آنکه دولت آمریکا با رژیم ایران آتشبس کرد و مذاکرات با آن را پی گرفت بخشی از اپوزیسیون ایرانی ساکن دیاسپورا (خارج از ایران) اعلام کرد که ترامپ ما را رها کرده است! البته چنین گزاره و نگاهی از این اپوزیسیون ساکن دیاسپورا متأثر از تحلیل نادرستی است که از روند تحولات سیاسی داشتهاند!
چرا که چه پیش از آغاز جنگ جاری و چه پس از آن کاملا مشهود بود که نه واشنگتن و نه اورشلیم قصدی برای آنکه از اپوزیسیون ایرانی ساکن دیاسپورا حمایت کنند ندارند! ایالات متحده و اسرائیل بر سه هدف عمده عملیات نظامی خود در ایران را متمرکز کرده بودند: نخست: نابودی کامل و بدون قید و شرط توان هستهای و غنی سازی رژیم ایران، دوم: نابودی توان موشکی رژیم ایران و سوم: پایان نیروهای نیابتی رژیم ایران موسوم به محور مقاومت!
به عبارت دیگر تغییر رژیم به این شکل که حکومتی را سرنگون کرده و فرد یا گروهی را که آمریکا و اسرائیل تعیین میکنند را به قدرت برسانند اصلا در دستور سیاسی اورشلیم و واشنگتن نبوده است! البته نمیشود گفت آنان آن را پیشبینی نکردند بلکه آنچه در آمریکا و اسرائیل بر آن تمرکز داشتند این بود که اگر در این درگیری رژیم ایران سرنگون شد و مردم علیه آن شورش کردند اتفاقی مثبت است اما اگر چنین هم نشد باید بر اهداف خود تکیه کنیم! پس به آشکارا میبینیم که ترامپ اصولاً مردم ایران یا اپوزیسیون ایرانی را در حمایت نگرفته که آن را رها کند یا به عبارتی حتی به آنان خیانت کند!
اما حتی اگر این موارد را هم کنار بگذاریم باید گفت مگر اصلا اپوزیسیونی وجود دارد در خارج از کشور که آمریکا یا اسرائیل از آنان حمایت کند؟ یک عده گروه اپوزیسیون پراکنده خارج از کشور که در تمام ۴۷ سال گذشته در حال تخریب یکدیگر هستند و توانایی ندارند همبستگی ملی حتی بین خودشان به وجود بیاورند را نمیشود اپوزیسیون نامید!
چرا که جامعه جهانی خواهان ثبات در خاورمیانه و مخصوصاً ایران هستند که به وسیله آن بتوانند وضعیت انرژی و امنیت مرزی را حفظ کنند! وضعیتی اگر به هم بخورد جهان را تغییر خواهد داد! در چهل روز گذشته و بسته ماندن تنگه هرمز این را به همه ما نشان داده است! به همین جهت از دیدگاه جامعه جهانی اپوزیسیون ایرانی ساکن دیاسپورا با این پراکندگی و درگیری نمیتواند عامل ثبات در ایران شود بلکه حتی بیش از رژیم ولایتفقیهی حاکم ثبات را برهم میزند به همین جهت از آن حمایتی نمیکند!
به خوبی میبینیم که این عدم هماهنگی اپوزیسیون ایرانی ساکن دیاسپورا تنها به سود رژیم ایران تمام شده و چنین وضعیتی تنها آلترناتیو موجود را همین رژیم ولایتفقیهی حاکم به جامعه جهانی نشان داده که حتی در زمانی رژیم ایران زیر ضرب است نیز جای اپوزیسیون با خود همین رژیم رو به اضمحلال مذاکره میکنند!
اما آیا این به این معنی است که رژیم ایران هیچگونه خطری تهدیدش نمیکند؟ در پاسخ باید گفت خطر اصلی برای رژیم ایران نه اپوزیسیون ایرانی ساکن دیاسپورا بلکه اپوزیسیون ایرانی درون خود کشور است که در مقابل این رژیم نه تنها مقاومت میکند بلکه به مبارزه ادامه میدهند!
در واقع میشود گفت اپوزیسیون اصلی رژیم ایران جنبشهای اجتماعی-سیاسی سرنگونیطلب درون ایران هستند. که با خردجمعی شبکهسازی کرده و مبارزات با رژیم ایران را پی میگیرند و قیامهای بزرگی همچون «زن، زندگی، آزادی» را پدید آوردند! قیامی که همین اپوزیسیون سرنگونیطلب درون کشور تا چندین ماه رهبری کرد و اجازه نداد برخلاف قیام دی ۱۴۰۴ بخشی از اپوزیسیون تمامیتخواه جنگطلب با فراخوانهای کور در آن دخالت کرده و آن را سریع خاموش کند!
به همین جهت باید گفت اپوزیسیون اصلی رژیم ایران همین جنبشهای اجتماعی-سیاسی سرنگونیطلب شبکهای هستند که در جای جای ایران وجود دارند و با مرزبندی مشخص با جناحین رژیم ولایتفقیه و قدرتهای خارجی و با تکیه بر استراتژی «قدرت مردم متحد» و رهبری مبتنی بر «خرد جمعی» مبارزات با رژیم حاکم بر ایران را پی میگیرند!
به همین جهت تمام جریانات سیاسی سرنگونیطلب ایرانی که ساکن دیاسپورا هستند باید از این اپوزیسیون حمایت کرده و صدای آنان باشند! همچنین با نقش مسیری که اپوزیسیون سرنگونیطلب درون کشور ترسیم میکنند باید سرنگونیطلبان دموکراسیخواه تکثرطلب ساکن دیاسپورا بتوانند آلترناتیو سیاسی ارائه کنند که مستقیما بازتاب دهنده صدای متکثر درون کشور باشد!
از همین رو تنها در چنین بستری که اپوزیسیون ایرانی میتواند نظر جامعه جهانی را جلب کرده و اپوزیسیون را به سوی تسخیر جایگاه سیاسی سوق دهد و مانع بقای رژیم ایران و همچنین مشروعیت بینالمللی آن شود در غیر این صورت چنانچه پیشتر هم گفتم تنها آلترناتیو چنین شرایطی خود رژیم ولایتفقیهی خواهد بود!
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.