پس از چهل روز درگیری نظامی بین رژیم ایران و ایالات متحده آمریکا، در نهایت آتش‌بسی میان این دو طرف درگیر برقرار شد! اگرچه اسرائیل نیز در جنگ جاری بازیگر مهمی بود که بیشترین حملات را با انداختن بیش از ۱۸ هزار بمب در نقاط مختلف ایران انجام داد اما دولت حاکم بر اسرائیل تصمیماتش را با تاییدیه دولت آمریکا اعلام می‌کند از همین رو اعلام آتش‌بس بین تهران و واشنگتن، مقامات اورشلیم را نیز وادار خواهد کرد به آن پایبند بمانند! اما سوال اصلی این است که طرف‌های درگیر در جنگ چگونه به آتش‌بس میرسند؟ برای پاسخ به این سوال باید سه گزینه را مطرح کرد!

سناریوی اول زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرف‌ها از جنگ خسته می‌شود و درخواست صلح می‌کند؛ همان‌طور که حماس در اواخر ۲۰۲۳ و اوایل ۲۰۲۴ برای آتش‌بس با اسرائیل چنین کرد. اما این راهبرد ضعف را به طرف مقابل نشان می‌دهد و بنابراین به‌ندرت موفق می‌شود. اسرائیل درخواست حماس را نادیده گرفت و جنگ در غزه را تا اکتبر ۲۰۲۵ ادامه داد.

کشورها همچنین زمانی به آتش‌بس می‌رسند که یک کشور قدرتمند ثالث، دو طرف را به دلیل خطر برای صلح جهانی و ثبات منطقه‌ای به توقف جنگ وادار می‌کند. در دوران معاصر، آمریکا چندین بار در خاورمیانه از این ابزار بهره برده و مثلا بر بازیگران کلیدی مانند اسرائیل و مصر اعمال نفوذ کرده است. اما در جنگ ایران، کشوری در موقعیت مناسب برای انجام این نقش وجود ندارد.

اما آتش‌بس کنونی آمریکا و رژیم ایران نمونه خوبی از مسیر سوم است: یعنی زمانی که توافق برای توقف جنگ به این دلیل شکل می‌گیرد که هر دو طرف از هزینه‌ها و خطرات ادامه جنگ خسته شده‌اند و نشانه‌هایی از این خستگی بروز داده‌اند.

برای آمریکا و اسرائیل، جنگ مطابق برنامه پیش نرفت. نه تغییر واقعی رژیم در ایران رخ داد و نه قیامی از سوی مردم آن و نه حتی توان موشکی و پهبادی آن را مجدد کرد! همچنین رژیم ایران نیز ده‌ها تن از رهبران ایران را از دست داد و زیرساخت‌های کلیدی‌ اقتصادی‌اش را ویران شد!

حال سوال پیش می‌آید که این درگیری به کجا خواهد رسید؟ برای پاسخ باید گفت یک احتمال این است که آتش‌بس فقط دو هفته دوام بیاورد، در تمام مدت شکننده باشد و سپس جنگ از سر گرفته شود.

سناریوی دیگر این است که آتش‌بس تمدید شود، چه به‌طور رسمی و چه عملا، و حملات آمریکا یا شلیک موشک و پهپاد از سوی ایران به حد صفر یا حداقل برسد. این سناریو کاملا محتمل است.

اما سومین و بهترین نتیجه این است که دو طرف از آتش‌بس برای رسیدن به یک توافق صلح واقعی استفاده کنند. در این طرح تمام طرف‌ها باید متعهد شوند که برای تثبیت آتش‌بس بر جزئیات متعددی کار کنند! همچنین دولت پاکستان باید نقش میانجی صادق را ادامه دهد و دلسرد نشود. دولت‌های درگیر باید بتوانند مردم خود را قانع کنند که چنین توافقی قابل پذیرش است.

اما برخی با توجه به شکاف ۴۷ ساله و همچنین درگیری جاری که خسارت‌های جبران ناپذیری را بر رژیم ایران وادار کردن این مذاکرات را موفقیت‌آمیز نمیدانند! اما ما نباید فراموش کنیم که در تاریخ بارها این اتفاق رخ داده است. به منازعاتی مانند ایرلند شمالی یا حتی روابط اسرائیل و مصر فکر کنید که زمانی حل‌نشدنی به نظر می‌رسیدند. نکته کلیدی این است که هر دو طرف از بازگشت جنگ بیشتر بترسند تا از هزینه‌های یک توافق مصالحه‌آمیز.

اما در عین حال مشکل اصلی، نبود اعتماد در هر دو طرف است. آمریکا دیده که رژیم ایران پیش‌تر به وعده‌های خود عمل نکرده است. اسرائیل از حملات حماس در ۲۰۲۳ آسیب روانی عمیقی دیده است و رژیم ایران نیز نمی‌تواند پیام‌های متغیر ترامپ را که هم‌زمان با بمباران، در حال مذاکره است، درک کند.

اما اگر آتش‌بس پابرجا بماند و مذاکرات موفق شود، جهان ممکن است ایرانی را ببیند که حداقل دیگر تهدیدی برای همسایگانش نیست و ایران نیز دوباره به اقتصاد جهانی بازگردد، چیزی که به شدت به آن نیاز دارد.

اگر این روند شکست بخورد و همه چیز به وضعیت قبل از آتش‌بس بازگردد، دوباره شاهد خواهیم بود که آمریکا و اسرائیل حجم زیادی از مهمات غیرقابل جایگزین را بر ایران فرود می‌آورند و رژیم ایران نیز با پهپادها و موشک‌ها به بیش از ده کشور حمله می‌کند و همزمان اقتصاد جهانی نیز ضربه سنگینی خواهد خورد.

حال باید منتظر ماند و دید که مذاکرات جاری آتش‌بس بین تهران و واشنگتن به کجا خواهد رسید! آیا شاهد یک توافق تعجب برانگیز خواهیم بود یا یک دوران طولانی نه جنگ نه صلح را مشاهده خواهیم کرد یا این که مجدد خاورمیانه در آتش جنگ جنگ‌سالاران حاکم بر ایران، آمریکا و اسرائیل خواهد سوخت! گذر زمان و آینده پاسخ ما را خواهد داد!

✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)