در حالی همچنان شرایط «نه جنگ، نه صلح» را پشت سرم بگذاریم، سپاه پاسداران در منطقه خاورمیانه دست به اقدامات تحریک‌امیز جنگ‌طلبانه زده است! بنابر گزارشات در روزهای گذشته سپاه پاسداران مجموعه حملات موشکی و پهبادی به خاک امارات متحده عربی انجام داد! اما سپاه پاسداران با این حملات متوقف نشد و شامگاه پنجشنبه به ناوشکن‌های ایالات متحده در خلیج هم یورش برد که در پاسخ متقابل ارتش آمریکا نیز بخشی از مواضع رژیم ایران را مورد حمله قرار داد!

این اقدامات تحریک‌امیز جنگ‌طلبانه سپاه پاسداران در حالی رخ می‌دهد که تا کنون در نتیجه سیاست‌های غرب‌ستیزی، آمریکایی‌ستیزی، اسرائیل‌ستیزی و گسترش گروه‌های شبه‌نظامی تروریستی شیعه، سپاه پاسداران، دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بر جامعه ایران تحمیل شده است! جنگی که صنایع مادر ایران را ویران کرد و اقتصاد را در آستانه فروپاشی قرار داد! فروپاشی که در تورم ۱۱۵ درصدی مواد غذایی خود را بیش از پیش نمایان می‌کند!

اما پرسش اصلی این است که چرا سپاه پاسداران دست به چنین اقداماتی میزند؟ پاسخ این سوال بسیار ساده است! سپاه پاسداران خود را یک نهاد ایرانی و مرتبط با جامعه ایران نمی‌داند به همین علت هم در تلاش است که به قیمت نابودی جغرافیایی به اسم ایران هم سیاست‌های خود را ادامه دهد!

برای درک بیشتر این سیاست باید به نقطه نظرات رهبران این نهاد سیاسی و نظامی توجه کنیم! حسین سلامی فرمانده سابق سپاه پاسداران که در جنگ ۱۲ روزه توسط اسرائیل کشته‌شد به صراحت اعلام کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچ نامی حتی ایران را در ادامه خود ندارد و برای گسترش انقلاب اسلامی در تمام جهان تلاش می‌کند!

خود همین جمله رهبر سابق سپاه پاسداران نشان می‌دهد که هدف اصلی سپاه پاسداران نه پاسداری از ایران و منافع ملی مردم ایران بلکه گسترش سیاست‌های اسلام سیاسی رادیکال شیعه در خاورمیانه با اقدامات جنگ‌طلبانه و تروریستی است، از همین جهت در هر شرایطی تصمیم دارد آن را پی بگیرد!

اما برخی پرسش میکنند در جنگ چهل روزه که سپاه پاسداران ضربات سیاسی و نظامی بسیاری را متحمل شده چرا همچنان این سیاست مخرب را پی می‌گیرد؟ برای پاسخ باید گفت که سپاه پاسداران پی برده که دولت‌های کنونی آمریکا و اسرائیل قصدی برای سرنگونی و تغییر رژیم ندارند، از همین جهت در این رابطه احساس امنیت می‌کند که قرار نیست در این جنگ قدرت سیاسی را از دست بدهد! از سوی دیگر این نهاد نظامی از نامحبوبی ساختار رژیم ولایت‌فقیهی آگاه است و میداند به محض تمام شدن جنگ، جامعه ایران مبارزات خود را بر اساس خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پی خواهد گرفت، از همین رو بهترین شیوه مدیریت فضای انفجاری را ادامه و حفظ سیاست جنگی میداند!

فارغ از این موارد، رژیم ولایت‌فقیه که غالباً خود را ابرقدرت خاورمیانه معرفی می‌کند در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه این ادعا نخ‌نما شد، از همین جهت سعی دارد شکست‌های تدافعی خود در برابر ایالات متحده و اسرائیل را با حملات به کشورهای خلیجی و مواضع وابسته به ایالات متحده جبران کند!

در کنار این موارد، سپاه پاسداران آگاه است که دولت دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا اکنون در فشار سیاسی قرار دارد، مخصوصاً که مسابقات جام‌جهانی فوتبال مردان در آمریکا نزدیک است و باید سریع جنگ را پایان داده تا تنگه هرمز بازگشایی شو‌د تا با عادی‌سازی جریان انرژی به شرکت‌های هواپیمایی، تماشاگران فوتبال وارد ایالات متحده شوند، از همین رو نمی‌تواند جنگ را ادامه‌ دهد، در همین راستا سپاه پاسداران سعی دارد با علم بر عدم پاسخگویی قوی ارتش آمریکا، اقدامات کور نظامی انجام دهد که هم فضای جنگی را حفظ کند و هم پروپاگاندا تبلیغاتی پدید بیاورد که شکست‌های نظامی، سیاسی، امنیتی و دفاعی خود را بپوشاند!

در چنین شرایطی است که میبینیم سپاه پاسداران دست به اقدامات تحریک‌امیز جنگ‌طلبانه میزند، اقداماتی که عملا امنیت ملی ایرانیان را با خطر مواجه کرده است! چرا که وقتی یک کشور یا گروه اقدامات نظامی تهاجمی را آغاز می‌کند نمی‌تواند بر اساس تحلیل‌های خود آن را کنترل کند بلکه می‌تواند دامنه آن گسترش پیدا کرده و از کنترل خارج شود!

به همین جهت میشود گفت اگر اقدامات سپاه پاسداران ادامه پیدا کند نه تنها شرایط «نه جنگ، نه صلح» ادامه پیدا نمی‌کند بلکه ممکن است جنگ‌طلبانی همچون نتانیاهو نخست‌وزیر راست-افراطی اسرائیل و دونالد ترامپ رییس‌جمهور راست-افراطی آمریکا با تمام موانعی برای ادامه جنگ دارند در نتیجه اقدامات سپاه پاسداران یک دلیل موجه دیگر برای حملات به ایران پیدا کنند! حملاتی که اگر صورت بگیرد تنها یک عامل دارد و آن سپاه پاسداران است که ایران و ایرانیان را قربانی منافع سیاسی و ایدئولوژیک خود کرده است!

✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)