هر زمان روز جهانی کارگر فرا می‌رسد، غالبا آن‌چه بیشتر در این روز در مدیای فارسی‌زبان در مورد مطالبات طبقه کارگر ایران مطرح می‌شود همان مطالبات اقتصادی است! اما تبعیض علیه کارگران تنها به ستم اقتصادی خلاصه نمی‌شود! بدین جهت در این نوشتار به صورت خلاصه به بخشی ستم‌های اجتماعی که طبقه کارگر متحمل می‌شود اشاره شده است!

زنان را میشود بزرگترین بخش طبقه کارگر دانست که در کنار ستم طبقاتی، ستم‌ جنسی را به واسطه جامعه مردسالار متحمل می‌شوند! زنانی که نه تنها در ایران به عنوان شهروند درجه یک شناسایی نمی‌شوند بلکه با قوانین تبعیض آمیز به بخش‌ فرودست جامعه تبدیل شده که همواره در معرض سرکوب قرار می‌گیرند! زنان در چنین شرایطی از فرصت برابری که مردان برای اشتغال و کسب‌ و کار برخوردار هستند نه تنها محرومند بلکه در زمان تعدیل نیرو نیز در صف نخست کسانی هستند که اخراج می‌شوند!

بخش دیگر طبقه کارگر که ستم مضاعفی را تجربه می‌کنند اقلیت‌های جنسی و جنسیتی یا جامعه ال‌جی‌بی‌تی+ هستند! افرادی که در ایران نه تنها موجودیت‌شان توسط رژیم سرمایه اسلامی ولایت‌فقیهی نهی می‌شود بلکه با اعدام، شکنجه و زندان در تلاش است تا آنان را از جامعه ایران پاکسازی کند! کارگران ال‌جی‌بی‌تی‌+ در چنین بستری نه تنها باید با ستم‌های طبقاتی، جنسی و جنسیتی مبارزه کنند بلکه باید مواظب باشند که در معرض سرکوب رژیم هموفوبیک ولایت‌فقیهی نیز قرار نگیرند! علاوه‌بر این کارگران ال‌جی‌بی‌تی+ نیز همانند زنان از فرصت برابر نه تنها محروم می‌شوند بلکه در بازار کار ایران نیز طرد شده و حتی اگر دارای مشاغل باشند نیز در خط نخست تعدیل نیرو قرار می‌گیرند! همچنین خطرات سواستفاده‌های جنسی در محیط کار، خشونت اجتماعی و طردشدگی از سوی خانواده، ستم‌های دیگری هستند که کارگران ال‌جی‌بی‌تی+ را در معرض فشار بیشتری در ایران قرار می‌دهد!

اتنیک‌های غیرفارس یا ملیت‌های غیرفارس یا اقوام ایرانی نیز بخش دیگری هستند که ستم‌های چندلایه را در طبقه کارگر تجربه می‌کنند! اتنیک‌های غیرفارس در کنار ستم طبقاتی، متحمل ستم ملی نیز می‌شوند! ستمی که به واسطه فرهنگ، زبان، موقعیت جغرافیایی که دارند مخصوصاً اگر در مرز باشند بیش از پیش نمایان می‌شود! این بخش طبقه کارگر همواره در خط نخست سرکوب‌ قرار دارد چرا که هر زمان صدا به اعتراض بگشاید به عنوان تجزیه‌طلب معرفی شده و به اسم حفظ کیان ملی از دم تیغ گذرانده می‌شود!

همچنین به علت عدم توسعه‌یافتگی به واسطه توزیع نامتوازن ثروت و نبود عدم تمرکز، بسیاری از اتنیک‌های غیرفارس با دو گزینه روبرو هستند، یا جان خود را کف دست گذاشته و به کولبری و سوخت‌بری مشغول باشند که دیر یا زود قربانی نیرو‌های مرزبانی می‌شدند یا به مراکز صنعتی مرکز ایران مهاجرت کرده و مشغول کار شوند! مهاجرتی که حتی صورت بگیرد نیز برای آنان مشکلات عدیده‌ای را دربر دارد! چرا که کارگران در این مناطق نیز به واسطه نیروی غیربومی نه تنها فرصت برابر با بقیه در اشتغال را ندارند بلکه حتی با حقوقی خیلی کمتر از سایر کارگران مجبور هستند مشغول به کار شوند! به همین جهت میبینیم ستم ملی باعث می‌شود اتنیک‌های غیرفارس کارگر ستم‌های چندلایه بیشتری را نسبت به بقیه تجربه کنند! ستم‌هایی که اگر زن یا ال‌جی‌بی‌تی+ باشند زندگی را برای آنان سخت‌تر از گذشته می‌کند!

بدون شک نوشتن و صحبت کردن در مورد ستم‌هایی که طبقه کارگر ایران در کنار ستم طبقاتی تجربه می‌کند فراوان است و به این موارد خلاصه نمیشود، اما همین چند مورد نشان می‌دهد که طبقه کارگر ایران یک طبقه چندهویتی است که کارگران و مزدبگیران به واسطه هویت‌ها و زیست‌های اجتماعی دارند در کنار ستم طبقاتی، ستم‌های مضاعف اجتماعی را نیز متحمل می‌شوند!

این واقعیت باعث می‌شود که ما به عنوان نیروهای چپ، سوسیالیست، ترقی‌خواه و کارگری نسبت به مبحث «تقاطع ستم‌های انترسکشنالیتی/ستم‌های مضاعف» نه تنها حساس بوده بلکه در خط مقدم مبارزه با آن قرار بگیریم و برنامه مشخص برای رفع آنان داشته باشیم! به همین جهت هرگونه آلترناتیو چپ‌ و کارگری ارائه شود و به این ستم‌های چندلایه اشاره نکند نه تنها کارگری نیست بلکه دقیقا در تقابل با طبقه کارگر و هویت‌های متفاوت طبقه کارگر قرار میگیرد!

از همین رو وظیفه ما فعالین چپ، سوسیالیست، ترقی‌خواه و کارگری است که آلترناتیو دموکراتیک کارگری را ارائه دهیم که نه تنها پاسخی روشن در قبال تقاطع ستم‌های انترسکشنالیتی داشته باشد بلکه روش از بین بردن آنان را پیشاروی جامعه قرار دهد و آینده‌ای را ترسیم کند که طبقه کارگر دیگر به واسطه هویت‌های اتنیکی، فرهنگی، زبانی، جنسی و جنسیتی نه تنها در تبعیض نباشد بلکه امنیت اجتماعی طبقه کارگر را نیز تضمین کند!

✍️کارن ایزدی، فعال کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)