بیستوهشت آوریل، برابر با هشتم اردیبهشت، روز جهانی بهداشت و ایمنی محیط کار بود! روزی که به ما یادآوری میکرد که کارگران نه تنها باید با تبعیضات اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم کنند بلکه در محیط کار نیز جانشان در خطر است!
البته که کارگران در کشورهای دموکراتیک توانستهاند با کنشگری خود تا حدود بسیار زیادی امنیت محیط کاری خود را تضمین کنند! برای مثال در آلمان، نظام «شورای کار» در کارخانهها حق قانونی کارگران برای توقف کار ناایمن را تضمین میکند. همین سازوکار باعث شده در بسیاری از صنایع سنگین، نرخ مرگهای شغلی بسیار پایین باشد. در کشورهای اسکاندیناوی در شمال اروپا و همچنین بلژیک در غرب اروپا، با پوشش اتحادیهای گسترده و حضور الزامی نماینده ایمنی کارگران در محل کار، حوادث مرگبار در صنایع ساختمانی و تولیدی بهشدت کاهش یافته است. در کانادا نیز حضور فعال اتحادیهها در معدن و ساختوساز و اجرای بازرسیهای مشترک کارگر-کارفرما، کاهش چشمگیری در مرگهای قابل پیشگیری بهدنبال داشته است. یعنی هر جا کارگر قدرت سازمانیافته دارد، مرگ کمتر است!
اما این موارد در ایران متفاوت است! نگاهی به آمار کارگرانی که در سال گذشته جان خود را از دست دادهاند به ما نشان میدهد محیطهای کاری در ایران عملا به مسلخگاه کارگران تبدیل شدهاند! جنایتی که تنها به دلیل ساختار ضدکارگری رژیم سرمایه اسلامی ولایتفقیهی رخ داده است!
در همین رابطه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هرانا، در گزارشی در آستانه «روز جهانی کارگر»، اعلام کرد که طی یک سال اخیر، پنج هزار و ۱۹ نفر از کارگران در ایران، در پی حوادث کار کشته و یا مصدوم شدهاند. بر اساس این گزارش طی این مدت، چهار هزار و ۴۳۳ نفر مصدوم و دستکم ۵۸۶ تن از کارگران نیز بر اثر حوادث کار جان خود را از دست دادهاند.
این گزارش به خوبی آنچه طبقه کارگر در ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه اسلامی ولایتفقیهی تجربه میکند را شرح میدهد! گزارشات هولناکی میگوید کارگرانی که سازمان و تشکل ندارند نه تنها از حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محروم میشوند بلکه جانشان را نیز از دست میدهند!
مرگی که مشخصاً رژیم سرمایه اسلامی ولایتفقیهی عامل اصلی آن است! رژیم ایران با ممنوعیت حق اعتصاب و تشکلیابی کارگران و همچنین نبود نهاد نظارتی برای امنیت محیطکار در کنار آزادی عمل دادن به کارفرمایان برای آنکه خودشان تعیین کنند کارگران در چه محیطی کار کنند عملا راه را برای مرگ کارگران گشودهاند!
این سیاست به روشنی اعلام میکند که رژیم سرمایه اسلامی ولایتفقیهی، ایران را به مسلخگاه و قتلگاه کارگران تبدیل کرده است و با سیاستهای خود آنان را به قتل میرساند! از همین جهت بار دیگر ثابت شده تا زمانی این رژیم ضدکارگری بر روی قدرت باشد کارگر ایرانی نه تنها از نظر معیشتی نمیتواند به آنچیزی که لیاقتش را دارد دست پیدا کند بلکه جانش هم گرفته میشود!
از همین رو باید در مقابل این شرایط ایستاد چرا که تجربه ۴۷ سال گذشته نشان داده که هیچگونه راهی برای بهبود وضعیت کارگران در چارچوب سیستم ولایتفقیهی وجود ندارد از همین جهت باید کارگران و مزدبگیران خود را سازماندهی کرده و متشکل علیه این رژیم ضدکارگری به میدان بیایند!
در چنین بستری وظیفه تمام فعالین چپ، سوسیالیست، ترقیخواه و کارگری این است که در تدوین یک آلترناتیو دموکراتیک کارگری برای سیادت سیاسی طبقه کارگر که پیشتر در روز جهانی کارگر هم به آن تاکید کردم کوشا باشند! آلترناتیوی که بدون شک باید بر حق اعتصاب و تشکلیابی به عنوان ابزار سیاسی قدرت کارگران اشاره کرده و آن را تضمین کند! تضمینی که به دنبال آن امنیت محیطهای کار را برای کارگران و مزدبگیران در پی دارد!
همچنین باید تاکید کرد تنها راه رهایی کارگران ایران تنها در دل تدوین، تشکیل و ارائه همین آلترناتیو دموکراتیک کارگری است که میتوان منافع طبقاتی آنان را تضمین کند چرا که بدون یک آلترناتیو دموکراتیک کارگری حتی در صورت سرنگونی رژیم سرمایه اسلامی ولایتفقیهی دست کارگران در مداخلهگری سیاسی و طبقاتی کوتاه خواهد شد و استثمار به صورت دیگر در یک ساختار نئولیبرال که انواع اپوزیسیون بورژوایی تبلیغ میکنند بر طبقه کارگر تحمیل میشود!
به همین دلیل ما فعالین چپ، سوسیالیست، ترقیخواه و کارگری باید تشکیل آلترناتیو دموکراتیک کارگری را در اولویت خود قرار دهیم که حتی اگر در صورت عدم موفقیت در اقبال عمومی اجتماعی چنین آلترناتیوی با عاملیت سیاسی خود باعث شویم حداقل حقوق دموکراتیک و طبقاتی که طبقه کارگر جوامع دموکراتیک دارند برای طبقه کارگر ایران تضمین شود و آیندهای بهتر از آنچه اکنون وجود دارد برای کارگران و مزدبگیران ایرانی پدید بیاید!
✍️کارن ایزدی، فعال کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.