آبراهام لینکلن، بهترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده، دونالد ترامپ، بدترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده

چکیده

این پژوهش با اتخاذ رویکردی تطبیقی و با تکیه بر داده‌های معتبر تاریخی و نظرسنجی‌های تخصصی، به تحلیل و تبیین جایگاه متضاد آبراهام لینکلن به‌عنوان بهترین و دونالد ترامپ به‌عنوان بدترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده می‌پردازد. در بخش نخست، با استناد به آرای برجسته مورخان و تحلیل‌های دانشگاهی، ابعاد گوناگون رهبری آبراهام لینکلن در بزنگاه عظیم جنگ داخلی واکاوی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که نبوغ لینکلن در تلفیق «عملگرایی سیاسی» با «بنیادهای اخلاقی تزلزل‌ناپذیر»، حفظ یکپارچگی اتحادیه و لغو برده‌داری، وی را در صدر تمامی رتبه‌بندی‌های تاریخی تثبیت کرده است. در بخش دوم، با بهره‌گیری از نظرسنجی پروژه عظمت ریاست‌جمهوری (۲۰۲۴)، جایگاه دونالد ترامپ به‌عنوان آخرین رئیس‌جمهور تاریخ تحلیل می‌شود. یافته‌های این بخش حاکی از آن است که هنجارشکنی نهادی، تضعیف عامدانه ستون‌های دموکراسی و رهبری قطب‌بندی‌شده، منتج به نمره ۱۰.۹۲ از ۱۰۰ و سقوط وی به قعر تاریخ شده است. نتیجه‌گیری نهایی بر این گزاره استوار است که لینکلن نماد «ثبات و ارتقای نهادی» و ترامپ نماد «فرسایش و تضعیف نهادی» در تاریخ سیاسی آمریکا هستند.

واژگان کلیدی: آبراهام لینکلن، دونالد ترامپ، رتبه‌بندی ریاست‌جمهوری، رهبری سیاسی، افول دموکراتیک، جنگ داخلی آمریکا، پوپولیسم اقتدارگرا.

۱. مقدمه

تاریخ سیاسی ایالات متحده، عرصه تضاد و تلاقی شخصیت‌هایی است که هر یک به سهم خود بر روند تکامل این ملت تأثیر گذاشته‌اند. در میان این چهره‌ها، «آبراهام لینکلن» (۱۸۰۹۱۸۶۵) و «دونالد جی. ترامپ» (۲۰۱۷۲۰۲۱ و ۲۰۲۵۲۰۲۹) دو قطب کاملاً متضاد را در طیف ارزش‌گذاری ریاست‌جمهوری تشکیل می‌دهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که چرا اجماع قاطع نخبگان و مورخان سیاسی، لینکلن را نه‌تنها به‌عنوان بهترین رئیس‌جمهور، بلکه به‌عنوان نماد «عظمت ریاست‌جمهوری» و ترامپ را به‌عنوان «فاجعه تاریخی» قلمداد می‌کنند؟ فرضیه اصلی این مقاله آن است که معیار سنجش در این قضاوت، نه سیاست‌های مقطعی، بلکه میزان «تاب‌آوری و تقویت نهادهای دموکراتیک» در برابر «فروپاشی و فساد نهادی» است. روش تحقیق در این مقاله از نوع اسنادیتحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه داده‌های نظرسنجی‌های معتبر تاریخی (C-SPAN و پروژه عظمت ریاست‌جمهوری) و اسناد دانشگاهی است.

۲. مبانی نظری: معیار سنجش عظمت و فاجعه در تاریخ سیاسی

در علم سیاست، عظمت یک رهبر صرفاً با موفقیت‌های اقتصادی یا پیروزی در جنگ سنجیده نمی‌شود؛ بلکه تابعی از «بحران‌زدایی» و «انطباق عملکرد با ضرورت‌های زمانه» است. بر اساس چارچوب‌های رتبه‌بندی C-SPAN که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ به‌طور مستمر انجام شده، ده شاخص کلیدی برای ارزیابی رؤسای جمهور وجود دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به «رهبری در بحران»، «اقتدار اخلاقی»، «چشم‌انداز و تعیین دستور کار» و «عملکرد در بستر زمانه» اشاره کرد.

نظرسنجی‌های آکادمیک نشان می‌دهند که مورخان به رهبرانی وزن بیشتری می‌دهند که توانسته باشند جمهوری را از گسست نجات دهند تا رهبرانی که با گفتمان عوام‌گرایانه بر تنش‌ها دامن زده‌اند. در ادامه خواهیم دید که چگونه عملکرد لینکلن و ترامپ در این معیارها به نتایجی کاملاً قطبی منجر شده است.

۳. آبراهام لینکلن: معمار نجات و دگردیسی اخلاقی ملت

شواهد تاریخی و آکادمیک حاکی از آن است که لینکلن نه فقط یک سیاستمدار، که یک دولتمرد تراز اول در عمیق‌ترین بحران هویتی آمریکا بود.

۳.۱. رهبری بی‌بدیل در بزرگ‌ترین بحران ملی

لینکلن در شرایطی زمام امور را به دست گرفت که ایالات متحده در آستانه فروپاشی و جنگ داخلی قرار داشت؛ بحرانی که ۶۰۰ تا ۸۵۰ هزار کشته بر جای گذاشت و اساس «اتحاد» را هدف قرار داده بود. در نظرسنجی ۲۰۲۱ مورخان C-SPAN، لینکلن در شاخص «عملکرد در بستر زمانه» نمره خیره‌کننده ۹۶.۵ از ۱۰۰ و در «رهبری در بحران» نمره ۹۶.۴ را کسب کرد. این اعداد بازتاب‌دهنده این حقیقت هستند که لینکلن با وجود آنکه تجربه اجرایی محدودی داشت، به‌سرعت به یک استراتژیست نظامی توانمند و فرماندهی مقتدر تبدیل شد. او توانست با بهره‌گیری از ابزارهای ملی، از قانون اعطای زمین (Morrill Land-Grant Acts) گرفته تا تدوین قانون لیبر (Lieber Code)، منابع اتحادیه را برای شکست جدایی‌طلبان تجهیز کند.

۳.۲. اقتدار اخلاقی و الغای برده‌داری

[۲۲.۰۴.۲۰۲۶ ۱۲:۴۹] Links2: اقدام تاریخی لینکلن در صدور اعلامیه آزادی بردگان (۱۸۶۳) و تلاش برای تصویب متمم سیزدهم قانون اساسی، نقطه عطفی در تاریخ حقوق بشر محسوب می‌شود. پالودان (Paludan) استدلال می‌کند که انگیزه لینکلن ریشه در باوری عمیق به برابری ذاتی انسان‌ها و اصول قانون اساسی داشت. او با تلفیق عملگرایی سیاسی و بنیان‌های اخلاقی، چهار میلیون انسان را از بند بردگی رهانید و اساس اقتصادی و اجتماعی آمریکا را برای همیشه دگرگون ساخت. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که لینکلن در شاخص «اقتدار اخلاقی» نیز نمره ۹۵.۲ از ۱۰۰ را دریافت کرده که نشان‌دهنده اجماع مورخان بر نقش وی به‌عنوان یک «وجدان بیدار» در کاخ سفید است.

۳.۳. تداوم در صدر تاریخ

به‌طور خلاصه، لینکلن با نمره کل ۸۹۷ از ۱۰۰۰ در صدر رتبه‌بندی ۲۰۲۱ C-SPAN قرار گرفت و از سال ۱۹۴۸ به‌طور مداوم به‌عنوان بزرگ‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ برگزیده شده است. او نه فقط یک کشور، بلکه یک ملت را نجات داد و الگویی برای رهبری در زمانه تفرقه ارائه نمود.

۴. دونالد ترامپ: تضعیف نهادها و سقوط به قعر تاریخ

در نقطه مقابل لینکلن، دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با رویکردی بی‌سابقه در هنجارشکنی و تضعیف آگاهانه نهادهای دموکراتیک همراه بود که جایگاه وی را به‌عنوان «بدترین رئیس‌جمهور تاریخ» تثبیت کرده است.

۴.۱. نمره تاریخی فاجعه‌بار در نظرسنجی‌های تخصصی

بر اساس نظرسنجی «پروژه عظمت ریاست‌جمهوری» (۲۰۲۴) که میان ۱۵۴ تن از برترین مورخان و متخصصان عضو انجمن علوم سیاسی آمریکا انجام شد، دونالد ترامپ با کسب میانگین نمره ۱۰.۹۲ از ۱۰۰ (در حالی که ۵۰ نشانه متوسط است) در جایگاه چهل‌وپنجم و انتهای جدول ایستاد. نکته قابل تأمل آن است که ترامپ حتی از روسای جمهوری نظیر جیمز بیوکنن (نمره ۱۶.۷۱) که به‌دلیل انفعال خود زمینه‌ساز جنگ داخلی شد نیز پایین‌تر قرار گرفت. جاستین وان (Justin Vaughn) و براندون روتینگهاوس (Brandon Rottinghaus)، مجریان این نظرسنجی، تأکید کردند که شکاف میان ترامپ و سایر روسای جمهور ضعیف «عمیق و بی‌سابقه» است.

۴.۲. فروپاشی نهادی و اقتدارگرایی

بحران اصلی دوران ترامپ، نه صرفاً عملکرد اقتصادی یا سیاست خارجی، بلکه «واپس‌گرایی دموکراتیک» بود. استاد دانیل تریزمن (Daniel Treisman) از UCLA، رویکرد ترامپ را در چارچوب «خودکامگی اطلاعاتی» و «توسعه‌طلبی اجرایی» تحلیل می‌کند و آن را تهدیدی جدی علیه تاب‌آوری دموکراتیک آمریکا قلمداد می‌کند. در مقیاس وسیع‌تر، شبکه‌ای متشکل از ۳۴۰ افسر سابق سازمان سیا و آژانس امنیت ملی آمریکا در گزارشی تحت عنوان «پویایی شتاب‌گیرنده اقتدارگرایی» هشدار دادند که ایالات متحده تحت رهبری ترامپ در مسیر «اقتدارگرایی رقابتی» قرار گرفته است؛ نظامی که در آن انتخابات هنوز برگزار می‌شود اما به‌طور سیستماتیک برای تحکیم قدرت اجرایی و تضعیف توازن قوا دستکاری می‌گردد. اقداماتی نظیر اخراج بازرسان مستقل، پاکسازی مقامات حرفه‌ای، عفو آشوبگران ۶ ژانویه و تحت فشار قرار دادن دستگاه قضایی، همگی مصادیق عینی این فروپاشی نهادی هستند.

۴.۳. قطب‌بندی و تفرقه به‌عنوان استراتژی حکمرانی

برخلاف لینکلن که در دوران جنگ داخلی به دنبال التیام زخم‌های ملت (با نیت خیر نسبت به همه) بود، ترامپ رسماً به‌عنوان «قطب‌بندی‌کننده‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ» شناخته شد. بر اساس نظرسنجی ۲۰۲۴، وی بیش از دو برابر سایر رؤسای جمهور به‌عنوان منبع اصلی شکاف و دوقطبی در کشور معرفی شده است. این سبک رهبری نه‌تنها اعتماد عمومی را به شدت کاهش داد، بلکه توانایی سیستم سیاسی در حل مسائل جمعی را فلج کرد.

۵. تحلیل تطبیقی: نجات‌دهنده در برابر فروپاشنده

مقایسه چهره‌های لینکلن و ترامپ، فراتر از یک ارزیابی شخصی، یک تقابل تمدنی میان دو رویکرد به قدرت است:

· بحران در برابر بحران‌سازی: لینکلن کشوری را که به‌واسطه برده‌داری دچار فروپاشی مسلحانه شده بود، یکپارچه و متحد کرد. ترامپ کشوری را که در صلح نسبی بود، به آستانه گسست سیاسی و ناآرامی مدنی کشاند.

· تقویت نهادها در برابر تخریب نهادها: لینکلن با وجود تعلیق موقت حکم habeas corpus، در نهایت قانون اساسی و برابری را تقویت کرد (متمم سیزدهم). ترامپ اما با حمله به یکپارچگی دستگاه قضا، نهادهای نظارتی و رسانه‌های آزاد، بنیان‌های دموکراسی لیبرال را هدف قرار داد.

· اقتدار اخلاقی در برابر اضمحلال اخلاقی: لینکلن بر اساس اصول اخلاقی لغو برده‌داری عمل کرد. ترامپ متهم به استفاده از قدرت اجرایی برای اهداف شخصی و حزبی بوده است.

جدول زیر نمایی کلی از این شکاف تاریخی را بر اساس داده‌های آکادمیک ۲۰۲۴۲۰۲۱ نشان می‌دهد:

[۲۲.۰۴.۲۰۲۶ ۱۲:۴۹] Links2: شاخص کلیدی ارزیابی آبراهام لینکلن (رتبه ۱) دونالد ترامپ (رتبه ۴۵)

میانگین نمره کل (پروژه عظمت ۲۰۲۴) ۹۳.۸۷ از ۱۰۰ ۱۰.۹۲ از ۱۰۰

عملکرد در بستر زمانه ۹۶.۵ از ۱۰۰ (بالاترین نمره) ۱۶.۱ از ۱۰۰ (مانند بیوکنن)

اقتدار اخلاقی ۹۵.۲ از ۱۰۰ بحرانی (در پایین‌ترین سطح)

تأثیر بر انسجام ملی احیاگر اتحاد قطب‌بندی‌کننده بی‌سابقه

۶. نتیجه‌گیری و چشم‌انداز آینده

این پژوهش با اتکا بر شواهد تجربی و اجماع علمی میان نخبگان علوم سیاسی و تاریخ، نشان داد که آبراهام لینکلن به دلیل نقش بی‌بدیل خود در عبور ایالات متحده از ژرف‌ترین بحران هویتی و اخلاقی، تثبیت کننده «جمهوری» است و سزاوار جایگاه بهترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکاست. در نقطه مقابل، دونالد ترامپ به دلیل اصرار بر سبک رهبری اقتدارگرایانه، هنجارشکنی مفرط، تضعیف عمدی ستون‌های دموکراسی و رویکرد «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بر اساس معیارهای علمی رتبه‌بندی، به‌عنوان «بدترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده» ثبت شده است. درس ماندگار تاریخ برای آمریکا و جهان آن است که عظمت یک رهبر نه در ثروت یا جنجال‌آفرینی، که در میزان توانایی او برای التیام زخم‌های ملت و مقاوم‌سازی نهادها در برابر بادهای تند اقتدارگرایی نهفته است.

منابع و مآخذ

۱. C-SPAN. (2021). Presidential Historians Survey 2021. Retrieved from https://www.c-span.org/presidentsurvey2021/[reference:24]

2. Paludan, P. S. (1994). The Presidency of Abraham Lincoln. University Press of Kansas.

3. Rottinghaus, B., & Vaughn, J. S. (2024). Presidential Greatness Project Expert Survey 2024. American Political Science Association.

4. Pengelly, M. (2024, February 20). Trump ranked as worst US president in history, with Biden 14th greatest. The Guardian.

5. Fisher, J. (2024, February 19). Historians rank Trump worst president in history, Lincoln the best. United Press International (UPI).

6. Treisman, D. (2025). Trump’s Push for Executive Aggrandizement Puts Democratic Resilience to the Test. European Center for Populism Studies (ECPS).

7. The Steady State. (2025). Accelerating Authoritarian Dynamics: Assessment of Democratic Decline. The Guardian.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)