کابوس دیکتاتوری ملایان؛ چرا «نسل زد» به بزرگترین تهدید بقای حکومت تبدیل شد؟
در سالهای اخیر، ظهور طبقهای نوظهور در لایههای اجتماعی ایران، محاسبات امنیتی نظام ملایان را به کلی دگرگون کرده است. نسل زد ایران، با ویژگیهای منحصربفرد خود، شکافی آشتیناپذیر با ارزشهای سنتی و اجباری حکومت ملایان ایجاد کرده است. این گروه سنی که اکنون ستون فقرات اعتراضات خیابانی را تشکیل میدهند، با شجاعت و مهارتهای دیجیتالی خود، لرزه بر اندام ساختارهای قدرت انداختهاند. در ادامه، دلایل وحشت عمیق دستگاههای سرکوب از این نسل سرکش و تحولخواه را از زوایای مختلف تحلیل خواهیم کرد.
تبلور اراده ملی در کانون اعتراضات دهه اخیر
بررسی تحولات سیاسی نشان میدهد که نسل زد نیروی پیشران اصلی در تمامی خیزشهای بزرگ سالهای گذشته بوده است. از دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا جنبش سراسری ۱۴۰۱ و اعتراضات اخیر در سال ۱۴۰۴، این جوانان در صف اول ایستادهاند. آنها با عبور از «اصلاحطلبی و اصولگرایی» حکومتی، مستقیماً بنیانهای دیکتاتوری موجود در ایران را هدف قرار دادهاند. در اعتراضات سال ۱۴۰۴، شاهد حضور پررنگ دختران و پسرانی بودیم که مرگ را بر زندگی تحت اجبار ترجیح دادند. این تداوم در حضور خیابانی، نشاندهنده یک گسست کامل ذهنی از ایدئولوژیهای حکومتی است. برخلاف نسلهای پیشین، این گروه ترسی از برخورد سخت و بازداشتهای فلهای ندارند. حضور مستمر آنها در خیابان، توان فرسایشی بالایی به نیروهای امنیتی تحمیل کرده است. نسل زد ثابت کرده است که دیگر هیچ وعده یا تهدیدی نمیتواند آنها را به عقبنشینی وادارد. وحشت حکومت دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود که ابزارهای سنتی سرکوب دیگر کارایی سابق را ندارند. در هر خیزش، این نسل سازمانیافتهتر و با انگیزهای قویتر برای سرنگونی ساختار ناعادلانه کنونی بازگشته است. حاکمیت ملایان به خوبی درک کرده که با یک شورش مقطعی طرف نیست، بلکه با یک انقلاب فرهنگی و سیاسی روبروست.
تسلط بر فضای سایبری و درهمشکستن انحصار رسانهای
مهارتهای بینظیر در حوزه ارتباطات، نسل زد را به یک رسانه قدرتمند و غیرقابل کنترل تبدیل کرده است. این جوانان با استفاده هوشمندانه از شبکههای اجتماعی، فیلترینگهای گسترده حکومتی را بیاثر کردهاند. آنها قادرند در کسری از ثانیه، تصاویر سرکوب را به گوش جهانیان برسانند و همبستگی بینالمللی ایجاد کنند. توانایی آنها در سازماندهی تجمعات محلهمحور از طریق اپلیکیشنهای رمزنگاریشده، دستگاههای اطلاعاتی را مستأصل نموده است. حکومت ایران همواره تلاش کرده تا با انحصار رسانهای، روایت خود را از حوادث غالب کند. اما نسل زد با تولید محتوای خلاقانه، این انحصار را بهطور کامل درهمشکسته است. آنها از فضای مجازی نه فقط برای تفریح، بلکه به عنوان سنگری برای مبارزه علیه دیکتاتوری بهره میبرند. جنگ دیجیتال میان جوانان و ارتش سایبری حاکمیت، همواره به سود هوش و نبوغ جوانان خاتمه یافته است. هر اپلیکیشن فیلتر شده، بلافاصله با یک راهکار جدید و فنی توسط این نسل جایگزین میشود. این سطح از دانش فنی، نظارت حکومتی بر افکار عمومی را به شدت دشوار و پرهزینه کرده است. حکومت از نفوذ عمیق این نسل بر سایر لایههای اجتماعی از طریق فضای مجازی وحشت دارد. آنها مترجمان خواستههای فروخفته جامعه به زبان مدرن و جهانی هستند.
سرکشی نسل زد در برابر اجبار و نفی سبک زندگی حکومتی
یکی از اصلیترین دلایل هراس حاکمیت، عدم تقبل اجبارات و قوانین قرونوسطایی توسط نسل زد است. این نسل به شکل رادیکالی با سبک زندگی تحمیلی و دخالت در خصوصیترین امور خود مقابله میکند. دختران این نسل با پیشتازی در مبارزه، یکی از ستونهای هویتی نظام را فروریختهاند. آنها با جسارت و شجاعت، در برابر گشتهای ارشادی ایستادگی کرده و الگوی جدیدی از مقاومت را ساختند. نسل زد به دنبال زندگی معمولی، آزادیهای فردی و استانداردهای جهانی است که با ذات دیکتاتوری در تضاد میباشد. سرکشی این جوانان تنها به پوشش محدود نمیشود، بلکه تمام نمادهای حاکمیت قرون وسطایی ملایان را به چالش میکشد. آنها با زبان طنز و تمسخر در فضای مجازی، ابهت پوشالی مقامات حکومتی را از بین بردهاند. این نسل به هیچوجه «خودی» محسوب نمیشود و تربیتهای ایدئولوژیک مدارس و رسانه حکومتی بر آنها بیاثر بوده است. وحشت دیکتاتوری ملایان از این است که نمیتواند با زبانی که این نسل میفهمد، با آنها گفتگو کند. آنها خواهان تغییرات ساختاری و براندازی هستند و به اصلاحات جزیی و نمایشی هیچ باوری ندارند. این تقابل هویتها، یک نبرد مرگ و زندگی میان گذشتهگرایی حکومتی و آیندهنگری جوانان ایجاد کرده است.
اتحاد دختران و پسران نسل زد و فروریختن دیوارهای جدایی
در اعتراضات سالهای اخیر، شاهد اتحاد بیسابقه میان دختران و پسران نسل زد علیه تبعیض بودهایم. این همبستگی یکی دیگر از عوامل لرزه بر اندام حکومت ایران شده است. در خیزشهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، پسران جوان به عنوان محافظ و حامی دختران در برابر نیروهای ضورش ظاهر شدند. در موارد مشابه بسیار بیشتری دختران این نسل پیشتاز مبارزه با دیکتاتوری بودهاند. این نسل دیوار جنسیتی را که حکومت دههها برای بنا کردن آن هزینه کرده بود، فروریخت. آنها در کنار هم، برای آرمانی مشترک یعنی آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه میکنند. نگاه این نسل به آزادی و برابری، ریشه در آگاهی عمیق آنها از حقوق انسانی دارد. حکومت که همیشه با تفرقه افکنی میان گروههای مختلف بقای خود را تضمین میکرد، اکنون با دیواری صلب روبروست. این پیوند محکم، قدرت تکاندهندهای به اعتراضات بخشیده و مهار آن را برای نیروهای نظامی و امنیتی ملایان ناممکن ساخته است. نسل زد ایران نشان داده که در برابر ظلم، تفکیک جنسیتی معنایی ندارد و همه با هم همسرنوشت هستند. این روحیه جمعی و ایثارگرانه، بزرگترین کابوس برای هر سیستم تمامیتخواه در طول تاریخ بوده است.
میتوان گفت که نسل زد نه تنها یک گروه سنی، بلکه یک جنبش عظیم اجتماعی است. این نسل با سلاح آگاهی و تکنولوژی، تمام پیشفرضهای حکومتی را درباره جامعه ایران باطل کرده است. وحشت حاکمیت ملایان از این جوانان، اعتراف غیرمستقیم به شکست پروژههای سرکوب و سانسور و خفقان ۴۷ ساله اخیر است. آینده ایران بدون شک توسط دستان توانمند این دختران و پسران جسور و آگاه رقم خواهد خورد. دیکتاتوری ملایان در برابر ارادهای که از مرگ نمیترسد و آزادی را حق مسلم خود میداند، هیچ راه گریزی ندارد. نسل زد ایران، معماران فردایی هستند که در آن کرامت انسانی بر هر مصلحت سیاسی مقدم خواهد بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.