شگفت آور است که پس از یک تجاوز “حساب شده” که لازمه چنین عملیاتی می باشد، ناگهان متجاوز زیر بار مذاکره ای دیگر برود که با اهداف آن ناسازگار باشد، آن هم از سوی یک ابر قدرت. با شروع قبول آتش بس، اسرائیل حملات وحشیانه ای را در لبنان شروع کرد! این حملات نمی توانند در قالب همان آتش بس صورت نگرفته باشند. با تجربه ای که از مذاکرات تا کنون داشته ایم، باید کشف کنیم هدف از این گونه آتش بس ها و مذاکرات چه می تواند باشد؟ این تجربیات به ما می گویند که قبول آتش بس همراه با “مذاکرات” به معنای مرحله ای از تجاوز است که مطابق هدف طرحی است که از پیش ساخته شده است. جواب قاطع مردم و نیروهای نظامی ما به مرحله ای از این سناریو، وجوب ترفند چند باره پایان تجاوز، آتش بس و مذاکره را به متجاوز تحمیل کرد. اما این به معنای عقب نشینی کامل متجاوز نمی باشد. یکی از دلایل آن همان ادامه تجاوز اسرائیل به لبنان است. ایران باید در عمل جواب این تجاوزات را بدهد، در غیر این صورت، بنابر اصطلاح مرسوم، آمریکا گربه را در لب حجله کشته و ایران خون های ریخته شده را باخته است.
در پی این مقدمه فشرده، لازم می آید از خود بپرسیم آیا هدف آتش بس دنباله کودتای خزنده دیماه نیست؟ ترورهای هدفمندی که به نام “عملیات نظامی” صورت گرفتند دنباله کودتای دیماه نیست؟ اگر نیست، چرا ترامپ با خیالی آسوده می گوید “رژیم چنج” صورت گرفته؟ اشاره اش به چیست؟ این آسودگی خیال از کجا می آید. چه دستاوردی در مورد سیاست داخلی ایران داشته است که اینچنین بی پروا پیروزی خود را جشن می گیرد؟ دستاوردی که داشته و به آن افتخار کرده است، می دانیم که ترورها مهره هائی از یک جناح مشخص و مخالف هژمونی آمریکا بوده اند. مردم باید بسیار هشیار باشند و مذاکرات را دنبال کنند که مذاکرات علنی و روزمره در انظار عمومی قرار گیرند. نباید فریب طرح های سیا را بار دیگر بخوریم و پای آمریکا را به وطن باز کنیم. نباید کودتای ۲۸ مرداد و خرداد ۶۰ را فراموش کنیم و در برابر وطن فروشان سکوت کنیم.
https://bayanerochan.blogspot.com/2026/04/blog-post_8.html

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.