اعتراف ترامپ به جنایت جنگی در به عصر حجر بردن ایران
در سخنرانی شبانه ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ از کاخ سفید، دونالد ترامپ با زبانی صریح و تهدیدآمیز اعلام کرد که ایالات متحده ایران را «به عصر حجر» بازخواهد گرداند. این عبارت، که در میانه ادعای «نزدیک بودن به پایان جنگ» و وعده ادامه «حملات شدید» در دو تا سه هفته آینده مطرح شد، فراتر از یک تیتر رسانهای یا لفاظی انتخاباتی است. این جمله، در واقع، اعتراف علنی به قصد ارتکاب جنایت جنگی است؛ اقدامی که طبق حقوق بینالملل بشردوستانه، تخریب عمدی و گسترده زیرساختهای غیرنظامی با هدف فلج کردن یک ملت، مصداق بارز جنایت جنگی به شمار میرود.
زمینه سخنرانی: پیروزی اعلامی یا ادامه جنگ؟
ترامپ در نطق ۱۹ دقیقهای خود تلاش کرد عملیات یکماهه آمریکا را «موفقیتآمیز» و «نزدیک به پایان» جلوه دهد. او مدعی شد نیروی دریایی و هوایی ایران «تقریباً نابود شدهاند» و جمهوری اسلامی دیگر تهدیدی برای جهان نیست. اما بلافاصله افزود که حملات «بهشدت» ادامه خواهد یافت و اگر لازم باشد، آمریکا «باز هم دست به حملات سنگین خواهد زد». این تناقض آشکار – ادعای پیروزی همزمان با تهدید به تشدید – نه تنها ابهام درباره نقطه پایان جنگ را برطرف نکرد، بلکه نگرانیها را افزایش داد.
در همین سخنرانی، ترامپ مسئولیت بازگشایی تنگه هرمز را به دیگر کشورها واگذار کرد و با لحنی تحکمآمیز گفت کشورهایی که به نفت منطقه نیاز دارند باید خودشان بروند و آن را «بگیرند». این موضع، در حالی بیان شد که ایران از آغاز جنگ (۲۸ فوریه) تنگه را مسدود کرده و قیمت نفت برنت را نزدیک به ۵ درصد جهش داده بود (به ۱۰۶ دلار و ۱۶ سنت). بازارهای سهام آسیا و معاملات آتی اروپا و آمریکا نیز سقوط کردند. نهادهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و آژانس بینالمللی انرژی هشدار دادهاند که آثار این جنگ «جهانی و نامتقارن» خواهد بود.
«عصر حجر»: ترجمه حقوقی یک تهدید
عبارت «به عصر حجر بردن» دقیقاً به چه معناست؟ این اصطلاح، که ترامپ پیشتر نیز در مورد کره شمالی به کار برده بود، در اینجا به معنای نابودی سیستماتیک زیرساختهای حیاتی – شبکه برق، پالایشگاهها، بنادر، جادهها و سیستمهای آب و فاضلاب – است تا یک کشور مدرن به سطح زندگی پیشاصنعتی بازگردانده شود. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که تا کنون بیش از ۱۲ هزار و ۳۰۰ هدف در داخل ایران مورد حمله قرار گرفته است. برآورد فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر از کشته شدن دستکم ۱۹۰۰ نفر و زخمی شدن ۲۰ هزار نفر در ایران حکایت دارد (علاوه بر ۱۳۰۰ کشته در لبنان و تلفات در اسرائیل و آمریکا). بخش عمده این تلفات، طبق گزارشها، غیرنظامی بودهاند.
از منظر حقوق بینالملل، این رویکرد مصداق مستقیم نقض کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ است:
- ماده ۵۱ پروتکل الحاقی حمله به غیرنظامیان یا ایجاد ترس در میان جمعیت غیرنظامی را ممنوع کرده است.
- ماده ۵۴ تخریب «اشیاء ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی» (مانند منابع غذایی، آب و برق) را جنایت جنگی میداند، مگر در موارد استثنایی و متناسب با ضرورت نظامی.
- تخریب گسترده و عمدی زیرساختها با هدف «بازگرداندن به عصر حجر» دقیقاً همان چیزی است که دادگاههای بینالمللی (مانند دادگاه کیفری بینالمللی) آن را «جنایت علیه بشریت» یا «جنایت جنگی» طبقهبندی کردهاند.
ترامپ با گفتن این جمله، نه تنها قصد خود را پنهان نکرد، بلکه آن را به صورت علنی اعتراف کرد. این «اعتراف» در شرایطی رخ میدهد که هدف اولیه جنگ – جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای – اکنون توسط خود او کماهمیت جلوه داده شده و ذخایر اورانیوم «مدفون در اعماق زمین» خوانده میشود. این تغییر لحن، منطق اولیه ورود به جنگ را زیر سؤال میبرد و شائبه «جنگ برای تنبیه» یا «تغییر رژیم به خواست اسرائیل» را تقویت میکند؛ همان چیزی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در نامه به مردم آمریکا مطرح کرد.
واکنشها: شکاف داخلی و بحران جهانی
در داخل آمریکا، دموکراتها سخنرانی را «نامنسجم» خواندند. سناتور مارک وارنر تأکید کرد که ترامپ به ابتداییترین پرسشها درباره قیمت بنزین و هزینههای بلندمدت پاسخ نداده است. حتی در اردوگاه جمهوریخواهان، مارجری تیلور گرین اعتراف کرد که در سخنرانی «هیچ حرفی درباره کاهش هزینههای زندگی» وجود نداشته است. بازارها نیز بلافاصله واکنش منفی نشان دادند؛ نشانهای آشکار از عدم اعتماد به ادعای «پیروزی قریبالوقوع».
ایران این ادعای «درخواست آتشبس» از سوی تهران را «دروغ» خواند و تأکید کرد که تنها آتشبس «تضمینشده» را میپذیرد. میانجیگری پاکستان نیز هنوز بینتیجه مانده و تماسهای پشتپرده جیدی ونس با اسلامآباد نتوانسته شکاف میان پیامهای علنی و عمل را پر کند.
نتیجه: جنگی بدون استراتژی خروج
سخنرانی ترامپ نه تنها نشانهای از راهبرد روشن برای خروج از جنگ نبود، بلکه برعکس، برداشت را تقویت کرد که واشنگتن در میانه جنگی گرفتار است که پایان آن «دورتر و پرهزینهتر» از ادعاهای رئیسجمهور است. هزاران نیروی آمریکایی همچنان در منطقه مستقرند، خطر گسترش به عملیات زمینی وجود دارد و مناسبات آمریکا با متحدان اروپایی به دلیل عدم مشارکت آنها و حتی تهدید به خروج از ناتو، آسیب دیده است.
«اعتراف به عصر حجر» بیش از هر چیز، ماهیت واقعی این جنگ را آشکار کرد: جنگی که فراتر از امنیت ملی، به تخریب یک جامعه و مجازات جمعی یک ملت تبدیل شده است. تاریخی که بعدها نوشته شود، این جمله ترامپ را نه به عنوان یک لفاظی، بلکه به عنوان سند حقوقی علیه او و دولتش ثبت خواهد کرد – سندی که ثابت میکند چگونه قدرت نظامی میتواند با یک جمله، جنایت را به اعتراف تبدیل کند.
تا زمانی که این سیاست ادامه یابد، نه تنها ایران، بلکه کل منطقه و اقتصاد جهانی، هزینهای سنگین خواهند پرداخت که هیچ «پیروزی» اعلامی نمیتواند آن را توجیه کند.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.