مهره استراتژیک قدرت؛ تحلیل کارنامه و شبکه نفوذ محمدباقر ذوالقدر

محمدباقر ذوالقدر متولد سال ۱۳۳۳ در شهرستان فسا از توابع استان فارس است. این سرتیپ سپاه پاسداران از تاریخ ۴ فروردین ۱۴۰۵ دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. وی پیش از این سمت، به عنوان مشاور رئیس قوه قضائیه فعالیت می‌کردند. محمدباقر ذوالقدر همچنین عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. وی در سوابق خود، مدیریت معاونت راهبردی قوه قضائیه را ثبت کرده است. این مسئولیت از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ به مدت ۸ سال ادامه داشت. محمدباقر ذوالقدر پیش از آن نیز معاون اجتماعی و پیشگیری از جرم بود. این دوره مدیریتی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱ در دستگاه قضا جریان داشت. شورای امنیت سازمان ملل در سال ۱۳۸۶ قطعنامه‌ای علیه وی صادر کرد. در آن سند، از وی به عنوان مقام موثر هسته‌ای یاد شد. این مهره کلیدی در برنامه‌های موشکی حکومت نیز نقش آفرینی کرده است. محمدباقر ذوالقدر از فرماندهان ارشد و سابق ستاد کل نیروهای مسلح است. وی در امور بسیج نیز سال‌ها تجربه مدیریتی و اجرایی داشته‌اند. تبار وی به افراد نظامی منطقه فسا در استان فارس باز می‌گردد. نفوذ وی در ساختار قدرت از ابتدای انقلاب ۵۷ تاکنون تداوم یافته است. این تداوم ناشی از وفاداری مطلق به ساختار حکومتی ملایان است. وی همواره در کانون تصمیم‌گیری‌های حساس امنیتی کشور حضور فعال دارد. انتصاب جدید وی نشان‌دهنده اعتماد کامل حاکمیت به توانمندی اوست. وی در تمامی بحران‌های دهه‌های اخیر نقش موثری ایفا کرده است.

 

شبکه خویشاوندی و نفوذ در لایه‌های امنیتی

محمدباقر ذوالقدر در مرکز یک شبکه خانوادگی متنفذ  قرار دارد. سرتیپ پاسدار میرزا حسن ذوالقدرنیا، عموزاده و شوهر خواهر وی، اهل فسا است. وی با نام‌های مستعار «صادق» و «گل سنبل» در سپاه فعالیت می‌کرد. ذوالقدرنیا در واحد اطلاعات سپاه فارس مسئولیت‌های بسیار مهمی بر عهده داشت. او در تحریک قشقایی‌ها و اعدام خسرو خان قشقایی نقش داشت. وی مدتی معاون اقتصادی و سازندگی در نهاد سپاه پاسداران بود. همچنین مسئولیت هماهنگی در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء را بر عهده داشت. سرتیپ پاسدار محمد جوادی نوبندگانی نیز شوهر خواهر دیگر محمدباقر ذوالقدر است. نوبندگانی با نام مستعار محمد جعفری صحرارودی در فضای سیاسی فعالیت می‌کند. صحرارودی متهم اصلی در پرونده ترور عبدالرحمن قاسملو در وین است. وی در آن واقعه از ناحیه گردن دچار جراحت جدی شد. مقامات اتریش پس از مدتی صحرارودی را به ایران تحویل دادند. او سال‌ها به عنوان «عقل منفصل» علی لاریجانی در مجلس بود. صحرارودی مدتی معاون امنیت داخلی در شورای عالی امنیت ملی بود. سرتیپ پاسدار حسن حمیدزاده نیز برادر همسر سرتیپ محمدباقر ذوالقدر محسوب می‌شود. حمیدزاده از فعالین گروه منصورون و «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» بود. این پیوندهای خانوادگی، یک هسته سخت امنیتی را تشکیل داده است. تمامی اعضای این خانواده در پست‌های کلیدی کشور حضور دارند. این شبکه به تثبیت قدرت جریانات خاص در ایران کمک می‌کند.

 

نقش محوری در هدایت جریان‌های شبه‌نظامی

برخی افشاگری‌ها نشان‌دهنده نقش پشت‌پرده محمدباقر ذوالقدر در تأسیس انصار حزب‌الله است. محمد پروازی از بنیان‌گذاران «هیئت رزمندگان»، حقایق مهمی را فاش کرد. وی محمدباقر ذوالقدر را هدایت‌گر اصلی و حامی انصار حزب‌الله می‌داند. عبدالحمید محتشم که با نام عبداللهی شناخته می‌شود، از نزدیکان اوست. محتشم در دهه هفتاد به اتهام ترور و انفجار دستگیر شد. وی متهم به آدم‌ربایی نویسندگانی همچون عباس معروفی در تهران بود. با این حال، پرونده این افراد با نفوذ بالا بایگانی شد. محتشم با محمدباقر ذوالقدر رابطه نزدیکی داشت و تحت نظر بود. در آن سال‌ها، معاونت وزارت اطلاعات از این افراد دلجویی کرد. نفوذ این کانون در ساختارهای غیررسمی قدرت بسیار عمیق است. این روابط باعث شد تا انصار حزب‌الله به قدرتی تاثیرگذار تبدیل شود. محتشم از امکانات و خودروهای سپاه برای فعالیت خود استفاده می‌کرد. او به همراه حسین الله‌کرم، بدنه اصلی این جریان را ساختند. این گروه در سرکوب‌های خیابانی و مطبوعاتی نقش فعالی ایفا می‌کرد. هدایت این جریانات تندرو همواره به نام وی گره خورده است. بسیاری معتقدند ذوالقدر معمار گروه‌های فشار در ایران بوده است. این گروه‌ها برای حذف مخالفان سیاسی به شدت فعالیت می‌کردند. حمایت‌های مادی و معنوی وی باعث تداوم فعالیت این هسته‌ها شد.

 

مهندسی انتخابات و لیست سوابق مدیریتی

محمدباقر ذوالقدر در حوزه مهندسی انتخابات‌های مختلف نیز نقش‌آفرینی جدی داشته است. وی پس از سال ۱۳۸۴، پیروزی احمدی‌نژاد را حاصل طراحی دانست. وی معتقد بود باید در برابر برنامه‌ریزی خارجی کاملاً پیچیده عمل کرد. برای انتخابات سال ۱۳۹۶ نیز، وی در تشکیل «جمنا» نقش داشتند. جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی تحت هدایت وی فعالیت می‌کرد. کاظم غریب‌آبادی، دیپلمات ارشد ملایان، نیز به عنوان داماد وی شناخته می‌شود. غریب‌آبادی سابقه نمایندگی ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را دارد. سوابق ذوالقدر وی شامل فرماندهی قرارگاه رمضان در سپاه است. وی همچنین ریاست ستاد مشترک و جانشینی فرمانده کل سپاه بود. معاونت امنیتی و انتظامی وزیر کشور از دیگر پست‌های وی است. وی مدتی نیز به عنوان قائم‌مقام وزیر کشور فعالیت می‌کردند. ریاست ستاد انتخاباتی جمنا و دبیری مجمع تشخیص از سوابق وی است. محمدباقر ذوالقدر اکنون در عالی‌ترین سطح امنیتی کشور حضور دارد. وی تجربه معاونت راهبردی در قوه قضائیه را نیز دارند. تمامی این مناصب نشان‌دهنده نفوذ بی‌بدیل وی در ساختار است. وی همواره مرد شماره یک عملیات‌های پیچیده سیاسی بوده است. حضور وی در مجمع تشخیص مصلحت، وزن سیاسی او را افزود. این سوابق طولانی، وی را به مهره‌ای غیرقابل حذف تبدیل کرد.

 

حضور در دولت نهم و ماجرای برکناری جنجالی

محمدباقر ذوالقدر در دولت اول محمود احمدی‌نژاد با کسب مجوز مستقیم از علی خامنه‌ای به سمت معاون امنیتی وزارت کشور منصوب شد. مصطفی پورمحمدی در آن مقطع وزیر کشور بود و وی را در این جایگاه حساس قرار داد. با این حال، دوران حضور وی در این وزارتخانه چندان طولانی نبود و در سال ۱۳۸۶ برکنار شد. طبق اعلام روابط عمومی، محمدباقر ذوالقدر هم‌زمان با حفظ سمت نظامی خود در سپاه به این پست گماشته شده بود. برکناری وی در آذر ماه آن سال بازتاب‌های گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی داشت. برخی نمایندگان مجلس دلیل این عزل را اعلام آماده‌باش نظامی وی به فرمانداری‌ها دانستند. وی معتقد بود حمله ایالات متحده به خاک ایران قطعی است و باید تدابیر لازم اتخاذ شود. پورمحمدی توضیح روشنی در این باره نداد و روشنگری را به شخص وی واگذار کرد. محمدباقر ذوالقدر با غیبت در مراسم تودیع، نارضایتی خود را از این تصمیم به وضوح نشان داد. روزنامه همشهری علت این واقعه را ارائه تحلیل‌های متفاوت با نگاه دولت وقت عنوان کرد. برخی منابع آگاه نیز به اختلاف نظر درباره چگونگی برخورد با ناامنی‌های احتمالی اشاره کردند. این برکناری نشان داد که حتی مهره‌های قدرتمند نیز در برابر تصمیمات راس دولت مصون نیستند.

 

سوابق نظامی و نقش در تشکیل هسته‌های برون‌مرزی

محمدباقر ذوالقدر فعالیت‌های خود را از کمیته‌های انقلاب آغاز کرد و سپس به عضویت سپاه پاسداران درآمد. در دوران جنگ با عراق، مسئولیت حیاتی آموزش نیروهای سپاه بر عهده وی قرار داشت. محمدباقر ذوالقدر پس از مدتی به عنوان فرمانده قرارگاه جنگ‌های نامنظم سپاه منصوب شد. وی در این دوران از فرماندهان اصلی قرارگاه رمضان محسوب می‌شد که ماموریت‌های برون‌مرزی داشت. کارشناسان نظامی، قرارگاه رمضان را هسته اولیه تشکیل نیروی قدس در سال‌های بعد می‌دانند. تمرکز اصلی این قرارگاه بر اجرای عملیات‌های نامنظم در خاک دشمن و همکاری با گروه‌های معارض بود. پس از پایان جنگ، وی به مدت ۸ سال ریاست ستاد مشترک سپاه را بر عهده گرفت. این دوره با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم‌زمان بود که تحولات ساختاری مهمی در سپاه رخ داد. بعد از آن، وی به مدت ۸ سال دیگر به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه فعالیت کرد. محمدباقر ذوالقدر در این ۱۶ سال یکی از نافذترین چهره‌های ستاد فرماندهی کل بود. تجربیات وی در عملیات‌های نامنظم، زیربنای استراتژی‌های دفاعی جدید ایران را شکل داد. نفوذ وی در بدنه سپاه به واسطه این سوابق طولانی بسیار عمیق و پایدار است.

 

تقابل با جریان‌های اصلاح‌طلب و گروه‌های فشار

در دهه ۷۰، نام محمدباقر ذوالقدر با سازماندهی گروه‌های موسوم به انصار حزب‌الله گره خورده بود. از وی به عنوان حامی اصلی نیروهای لباس‌شخصی و گروه‌های فشار در برخورد با مخالفان یاد می‌شد. در پرونده قضایی شهرداران تهران در زمان کرباسچی، نام وی مکرراً در گزارش‌های امنیتی ذکر شد. محمدباقر ذوالقدر از اعضای اولیه «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» بود که با هدف مقابله با مجاهدین خلق تشکیل شد. وی به دلیل گرایش به آخوندهای راست، با طیف چپ این سازمان به شدت مخالفت کرد. نقش وی در انحلال این سازمان در دهه ۶۰ و مخالفت با احیای آن بسیار پررنگ بود. در جریان وقایع کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸، وی حضور فعالی در سرکوب اعتراضات دانشجویی داشت. وی به همراه نقدی و نجات، نامه‌ای شدیداللحن برای محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت، ارسال کردند. گفته می‌شود وی حتی طرح عزل خاتمی را در آن مقطع بحرانی در دستور کار داشت. ماهیت ارتجاعی و ضدیت وی با اصلاح‌طلبان حکومتی، وی را به چهره‌ای محبوب در میان جناح راست تبدیل کرد. وی همواره به عنوان سدی در برابر تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران عمل کرده است. نگاه وی به قدرت، مبتنی بر حفظ حداکثری اصول سنتی و سرکوب هرگونه صدای منتقد است.

 

مناصب نوین و بازگشت به شورای عالی امنیت

محمدباقر ذوالقدر در دوره صادق آملی لاریجانی، جایگاه ویژه‌ای در قوه قضائیه به عنوان معاون راهبردی داشت. وی همچنین در دوره اول دبیرخانه علی لاریجانی، به عنوان قائم‌مقام شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد. در حوزه فرهنگی، وی کتابی با عنوان «سقوط اسرائیل» را در کارنامه تحقیق و ترجمه خود دارد. این اثر نشان‌دهنده جهت‌گیری‌های فکری و ایدئولوژیک وی در حوزه سیاست خارجی و منطقه‌ای است. سرانجام در ۴ فروردین ۱۴۰۵، تحولی بزرگ در مسیر شغلی وی رخ داد. پس از کشته شدن علی لاریجانی در حملات اسفند ۱۴۰۴، وی به عنوان دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی برگزیده شد. انتصاب محمدباقر ذوالقدر به این سمت نشان‌دهنده بازگشت مقتدرانه وی به کانون تصمیمات کلان امنیتی است. حاکمیت در شرایط حساس جنگی، به تجربه نظامی و امنیتی وی برای مدیریت بحران‌ها تکیه کرده است. وی اکنون مسئولیت هماهنگی میان نهادهای نظامی و دیپلماتیک را در یکی از دشوارترین دوران‌ها بر عهده دارد.

در کارنامه محمدباقر ذوالقدر از تشکیل هسته‌های عملیاتی برون‌مرزی تا هدایت گروه‌های فشار داخلی، ردپای او در تمامی نقاط عطفی که به تثبیت قدرت مطلق انجامیده، دیده می‌شود. انتصاب وی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در سال ۱۴۰۵، به معنای غلبه کامل تفکر نظامی-امنیتی بر دیپلماسی در ساختار حکومتی ایران است. او اکنون مأموریت دارد تا در میان شعله‌های جنگ و اعتراض، بقای ساختار را تضمین کند.

[انتصاب ذوالقدر؛ تشدید امنیتی‌سازی یا هراس از قیام؟]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)