بقلم: داود باقروند ارشد

پیشگفتار:

با قدرت گیری قطب چین، آمریکا با زیرپا گذاشتن همه قوانین بین المللی، جهان را وارد “دوران مرزها و قدرتهای شناور” برای بازتعریف آنها کرده تا از افول خود جلوگیری کند. تضعیف و رها کردن اروپا، تضعیف ناتو، بی اعتبار کردن نهادهای بین المللی، مانند شورای امنیت و سازمان ملل، تغییر مرزها درجنگ اوکراین، درسوریه، طرح صهیونستی اسرائیل بزرگ که مستلزم خرد ویا تجزیه شدن ایران است، حمله نظامی به ونزوئلا، قدرت گیری چین و روسیه، شکل گیری کشورهای بریکس، همه از نتایج “دوران شناوری مرزها و قدرتهاست”.
این دوران شناور با ویژگی “ضد دمکراسی، ضد حقوق بشر و ضدقانون مداری” شناخته میشود. مصرف و دورانداختن امثال رضاپهلوی و قبول آلترناتیوهای درون رژیم توسط ترامپ، نزدیکی او به پوتین و ویکتور اوربان مجارستان، تاکید ونس، معاون ترامپ، طی دوسال متمادی در داووس سوئیس بر نقد اروپا بخاطرجلوگیری از رشد نئونازی ها در اروپا، و تاکید وزیردفاع آمریکا مبنی بر “حمله به ایران برای دمکراسی نیست برای نابودی قدرت هسته ای و موشکی ایران است”، و درخواست انتخاب رهبر جدید ایران از میان هیئت حاکمه موجود، ازعلائم آشکار اهداف ضد دمکراتیک دولت ترامپ و این دوران شناوراست.

جدای ازمحکومیت های شدید جهانی این تجاوزجنایتکارانه به ایران، تحت هرنام و بهانه ای از جمله دمکراسی و آزادی، یا دخالت[تجاوز]بشردوستانه، بدلایلی که در فوق آمد و در ادامه بدان بیشتر پرداخته میشود دروغ و فریبی بیش نیست وبشدت محکوم است. حامیان تجاوز نظامی با برچسب “بشردوستانه” با آلت دست اسرائیل شدن، ننگ ابدی خیانت به ایران و ایرانی را برای خود خریده اند.

اما همانطور که درگذشته بارها مکررا نوشته و گفته شده، تا آنجا که به مسئولیت رژیم حاکم برکشور طی ۴۷ سال اخیر برمیگردد، گذشته ازهمه عملکردهای مخرب اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی وسیاسی، بعنوان مخرب ترین کارکردش، محروم کردن ایرانی بعنوان شهروند، از عاملیت و اثرگذاری بر سرنوشت خودش در صحنه سیاسی کشور است. طوریکه ایرانی، هرگاه برای احقاق حقوقش به خیابان آمده و از حاکمیت مسئولیت خواسته با دستگیری، زندان، شکنجه و سلاح گرم روبرو شده است. اینگونه، حاکمیت، اتحاد ملی را از بین برده. ایرانی ای که در سال ۱۳۸۸ از همین حاکمیت مطالبه رای خود را آنهم به میرحسین موسوی نخست وزیر خمینی داشت، در تجاوز ۱۲روزه ۱۴۰۴به کشور، به اعتراف همه سران رژیم، با به خیابان نیامدن، وطن دوستی خود را به اثبات رساند. در مقابل اما حاکمیت، بجای درس گیری و اجرای اصلاحات بنیادی، کار را به جایی رسانده که بخش بجان آمده و البته عقل سیاسی ازدست داده از همان مردم، امروزه برای نجات، دست به دامن جنایتکارترین رژیم های ضد بشری تاریخ معاصر شده است. این امداد خواهی چیزی جز دست به دامن خاله خرسه شدن نیست. خاله خرسه ای که اینبار کاملا آگاهانه، نه تخته سنگ، را بلکه بمب های پیشرفته هدایت شونده چند تنی را بر سر ایرانی در جهت منافع خود ولی، به بهانه نجات ایرانی از دست مگس حاکمیت کنونی میکوبد. ازآنجا که از دشمن و جنایتکاران جنگی با احکام دستگیری و دعوت کنندۀ ورشکسته اش به “بمباران بشردوستانه”!!، نمی توان چیزدیگری انتظار داشت، بنابراین تمام مسئولیت مصائب کشور برعهده حاکمیت ۴۷ساله است.

چرا نه به تجاوز نظامی؟

۱. مشکلات داخلی کشور به مردم ایران مربوط است. تجاوزنظامی خارجی، برخلاف عالیترین منافع مردمی است که عده ای مدعی اند بمباران کشور برای نجات ایرانی است.
۲. این “تجاوزنظامی بشردوستانه” که با توطئه اسرائیل با بخدمت گرفتن رضا پهلوی و درخواست او صورت گرفته، با برتری آشکار نظامی-هوایی آمریکا و اسرائیل، نتیجه ای جز تخریب ایران و زیرساختهای ایران نخواهد داشت.
۳. دعوت به تجاوزبشردوستانه!! دستآوردهای گذشته جنبش مردم ایران در کف خیابان را اگر بطور کامل نابود نکرده باشد، پیشرفتهای جنبش دمکراسی خواهی را حداقل سالیان به عقب می اندازد و انداخته است.
۴. تجاوز نظامی عاملیت را از مردم ایران برای بدست گرفتن و تعین سرنوشت خود از آنها میگیرد و گرفته است.
۵. سرنوشتی بسا بدترازنتیجه همکاری مسعودرجوی با صدام حسین، در انتظار رضاپهلوی و دستیارانش است.
۶. تا این لحظه گروههای ایرانی کرد توانسته اند خود را از نفرین ابدی ایرانی درهمکاری با دشمن خارجی وبگورسپردن آرمانهای دمکراتیکشان درنظرایرانیان پاک نگهدارند.
۷. سرنگونی رژیم حاکم با حمله نظامی غیرممکن است. براساس “برآوردهای سری” رئیس ستاد ارتش آمریکا ژنرال دن کین که طبق گزارش وال استریت ژونال، پنتاگون آن “برآورد سری” را آگاهانه برای جلوگیری از تصمیم حمله دیوانه وار ترامپ، به رسانه ها درز داده است، حاکی از هشدار و نگرانی عمیق نسبت به ورود به جنگ با ایران بوده است. آنهم بخاطر طولانی و پرهزینه شدن، خطرات قابل توجهی از تلفات آمریکایی‌ها و تشدید تنش‌های منطقه‌ای و تخلیه ذخایر نظامی آمریکا همگی اعترافی است آشکار به نبودهیچ چشم انداز روشنی از فرایند تجاوز به ایران.
۸. آمریکا مطلقا نه در ایران و نه در هیچ کجای جهان بدنبال دمکراسی نیست،
الف. آمریکا بعد ازبیست سال ریختن بمب های ده تنی برسر افغان ها، آن کشور را تحویل طلبان داد.
ب. در داووس ترامپ مدعی شد گرینلند را که ۷۵سال قبل درجنگ جهانی آزاد کرده متعلق به آمریکاست.
ج. کانادا، متحد ناتو، مسیحی، سفید پوست را میخواهد به آمریکا ضمیمه کند.
د. اوکراین که برای اهداف آمریکا-گسترش ناتو بسمت روسیه- به قیمت نابودی زیرساختهای خود، یک میلیون کشته وزخمی داده، با میلیاردها دلار بدهی جنگی، ترامپ این کشور را با پوتین تقسیم کرد. زمینهای شرقی اوکراین برای پوتین، نصف معادن سنگهای قیمتی آن برای آمریکا، اوکراینی که در نهایت نه به اروپا ونه به ناتو می پیوندد!!!
هـ. بعد از گذشت چند دهه از اشغال عراق، هنوز فروش و درآمد نفتی عراق دردست آمریکاست.
و. آمریکا بعدازگذشت ۷۵سال ازجنگ جهانی دوم درهرکشور حضور داشته، هنوز از آن کشورها خارج نشده است.
رضاپهلوی و سلطنت طلبان بدانند، بجای فرستادن ارتش برای سرکوب گروههای کردی، نگران کل ایران و غصب تمامی منابع نفتی و گازی و سنگهای معدنی ایران بعد از تبدیل آن به یک کشور کلنگی توسط امریکا و اسرائیل باشند که تنها درصورت شکست نظامی همین رژیم سرکوبگر محقق خواهد شد. دور باد چنین روزی برای ایران.
۹. در بدترین شق، تجزیه ایران و از بین بردن تمدن چندین هزارساله ما بعنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان در انتظار است.
۱۰. استعفانامه مسئول ضدتروریسیم ایالات متحده جو کین و حقایق عنوان شده بعنوان دلایل استعفایش آشکارا تاکید براین حقیقت است که تجاوز نظامی به ایران نه برای آزادی ایرانیان، بلکه درجهت منافع صهیونیستها و برای نجات ترامپ از محاکمه تحت فشار، تهدید و اخاذی لابی صهیونستی به افشای اسناد جنایات اپستین است که او را وادار به حمله ای طبق گزارش محرمانه پنتاگون-سرلشکر دن کین رئیس ستاد ارتش آمریکا- بدون طرح قابل قبول و نتیجه بخش بدون ارزیابی های دقیق و بر اساس اطلاعات و برآوردهای دروغ موساد صورت گرفته است.

حقایق میدانی صحت اخطار ژنرال دن کین قبل و بعد از شروع تجاوز.

۱. استیو ویتکاف: “ترامپ میگوید، نمیدانم چرا با یک گروه ناو هواپیمابر جنگی که به بطرف ایران میروند رژیم تسلیم نمیشود”. موساد به ترامپ تلقین کرده بود که به محض حرکت ناوگروه رژیمیان تسلیم خواهند شد!
۲. با فرستادن ناوگروه دوم بسمت ایران باز هم تصور تسلیم رژیم به خواسته های متجاوز محقق نشد.
۳. با زدن رهبری رژیم و بسیاری از سران آن در همان دقایق اول تجاوز باز هم برخلاف درک و دریافت متجاوزین، نه تنها رژیم را وادار به تسلیم نکرد، که رژیم یک ساعت بعد با تمام قوا به تجاوز جنایتکارانه پاسخ داد.
۴. صحنه سیاسی-اجتماعی و خیابان هم شاهد هیچ تحرک اجتماعی و اعتراضی بجز محدود کلیپ های ابراز شادی مبهم نبود.
۵. در صحنه مقابل رژیم با تکیه به فرهنگ شهید پروری و البته دفاع از کشور، توانست با تمام قوا نیروهایش را بسیج کند و صحنه سیاسی اجتماعی خیابان را بطور کامل به تسخیر خود در آورد.
۶. شعارها و پیامهای هماهنگ متجاوزین و آپوزیسیون سرسپرده اش مبنی براینکه بزدوی شرایط به میدان آمدن فراهم خواهد شد، نیز با گسترش حملات به کشورهای منطقه که پایگاههای آمریکا در آن قرار داشتند، چنان قدرت نمایی دور از انتظار بود، که عملا خط بطلانی بر احتمال کنترل دوباره خیابان توسط مردم معترض کشید.
۷. در نتیجه تجاوزنظامی و توان پاسخ قاطع و مستمر رژیم بدان، علیرغم شادی اولیه سلطنت طلبان، نه تنها تمامی پتانسیل اجتماعی آنها را بلکه کل پتانسیل اجتماعی هرگونه حرکت اجتماعی را نابود کرد.
۸. تحولات و توطئه های پشت پرده مربوط به، به خیابان کشاندن مردم از طریق پیام رضا پهلوی که خود نیز شاهد قدرت رژیم در پاسخگویی قاطع به تجاوز بود، را چنان قفل و با شکست روبرو کرد، که ترامپ بطور آشکار، با “رضا پهلوی فرد جالبی است و بدرد رهبری نمیخورد” خواندن او، و ابراز تمایلش به آلترناتیوهای درون رژیم تلاش کرد شکست هایش را از موضع بالا و اینکه باید در مورد انتخاب رهبر آینده ابراز نظر کند، پر کند.
۹. با شکست تمامی توهمات ترامپ به تسلیم رژیم در مراحل مختلف، بعد از مصرف و دورانداختن رضا پهلوی، تلاش کرد گروههای کردی را طعمه و قربانی اهدافش کند.
۱۰. هرچه زمان میگذشت تمامی معادلات ذهنی ترامپ و نتانیاهو به نفع رژیم تغییر میکرد. از جمله با تلاش برای بکارگیر کردها، رضاپهلوی طی اطلاعیه ای علیه کردها موضع گرفت و خواستار سرکوب آنها توسط ارتش جمهوری اسلامی شد!!!
۱۱. تجزیه بازهم بیشتر آپوزیسون، دیگر دستآورد مخرب تجاوز نظامی در کنار حذف مردم از صحنه و گرفتن عاملیت از ایرانی برای بدست گرفتن سرنوشت خود، بود.

عواقب فاجعه بار “درخواست تجاوز بشردوستانه” به کشور برای آپوزیسیون

۱. نتیجه کشتار روز اول تجاوز، برخلاف شادی بخشی از مردم ایران، بشدت به زیان آنها تمام شده و خواهد شد. مجاهدین در سال ۱۳۶۰ امکان ترور خمینی را با حضور نفوذی با نام “چوادقدیری”در بیت خمینی داشتند، ولی میدانستند که با تروراو، و تبدیل او به شهید، تلاش دوسال آنها برای کشیدنش از ماه به چاه نابود شده و خمینی را به شهید ابدی تبدیل میکنند.
۲. طی سالیان گذشته همه ایرانیان-آپوزیسیون و حتی اصلاح طلبان از محمدخاتمی گرفته تا تاج زاده … علی خامنه ای را مسئول وضعیت کنونی کشور معرفی کرده بودند، با ترورش به همراه زن و فرزند و…در اذهان شهید پرور ایرانی مسلمان وحتی ایرانیان سکولار با فرهنگ خونخواهی، تبدیل به شهید مظلوم و موتور محرک نیروهای رژیم به مقاومت در مقابل تغییرات، و بویژه مقاومت نیروهای مسلح در قبال تجاوز به کشور، نمود.
۳. انتخاب مجتبی خامنه ای بعنوان جانشین پدرش، شاهد ونتیجه آشکار تبدیل شدن ترور رهبر نظام به موتوری تازه نفس در ادامه به همان سبک و سیاق گذشته است.
۴. ترور رهبری رژیم تمامی شکافهای احتمالی در بین نیروهای سرکوبگر رژیم از صدر فرماندهی تا عنصر حاضر درخیابان را از نظر روانی پر کرد و اثری مقاومتی علیه هر تجاوز و البته هر مخالفت و دادخواهی مردم ایران خواهد داشت.
۵. اثر شهید سازی تجاوز جنایتکارانه، سران رژیم را که باید در مقابل اطرافیان وحتی محافظین خود پاسخگو باشند، مجبور به حضور در خیابان در جریان بمباران جنایتکارانه خارجی کرد. طوریکه آخوندی که هیچگاه خطر نمی کرد مجبور بود همزمان با بمباران در خیابان حاضر شده و هل من مبارز بطلبد! این اثر بر ضد تمامی دستآوردهای جنبش زن، زندگی آزادی بود که آخوندها از زنان پس گردنی خوردند و عمامه هایشان پرید.
۶. با فرایندی که تجاوز نظامی بخود گرفته، رژیم بسیار قدرتمندتر از گذشته چه بلحاظ داخلی و چه بلحاظ بین المللی از آن بیرون خواهد آمد.
۷. با پایان تجاوز، تناقضات ناشی از مشاهده خرابی های “بمباران بشردوستانه” بتدریج شکافهای درونی آپوزیسیون را چه در درون خود سلطنت طلب ها و چه بین سلطنت طلبها و دیگر گروهها، عمیق تر و آنها را در مقابل حاکمیت تضعیف و اتحادها را غیر محتملتر از گذشته میکند.
۸. رضا پهلوی بزرگترین بازنده در میان آپوزیسیون را به سرنوشت مسعودرجوی خائن و همدست صدام دچار کرد.

نتایج ژئوپلوتیک این تجاوز

۱. قدرت ایران در بستن تنگه هرمز، و ناتوانی آمریکا در باز کردن و بازنگهداشتن آن، چنان آشکار گردید که ترامپ مجبور شد از چین و کره و ژآپن و اروپا و… ملتمسانه درخواست کمک برای باز نگهداشتن تنگه کند.
۲. علاوه بر آن علیرغم آزاد کردن ۴۰۰میلیون بشکه ذخایر جهان و آزاد کردن فروش نفت روسیه برخلاف منافع کشورهای اروپایی و اوکراین و به نفع روسیه مشکل صعود قیمتهای انرژی در جهان را نیز حل نکرد. و همین مسئله و نه قدرت برتر نظامی آمریکا و اسرائیل و البته ناتو تعین کننده نتیجه تجاوز خواهد بود مشروط به اینکه موشکها و پهبادهای رژیم حتی بصورت پایلوت و روزی چند عدد بر سر اسرائیل و مراکز نظامی آمریکا در خلیج فارس ببارد.
۳. هنوز تاسیسات حیاتی کشورهای همدست منطقه خلیج فارس آمریکا در این تجاوز، همچون تاسیات آب شیرین کن و تاسیسات نقتی و گازی مورد تعرض پهبادها و موشکهای ایران قرار نگرفته است.امری که اثرات روانی آن بر بازار انرژی برای جهان اثری بازگشت ناپذیر خواهد داشت. بعلاوه دست رژیم را در بسته نگهداشتن تنگه و بویژه هدف قرار دادن منابع انرژی همدستان منطقه ای آمریکا را بیشتر باز می کند.
۴. به قطع و یقین از این تجاوز رژیم بسیار قویتر چه در صحنه داخلی و چه در صحنه بین المللی بیرون خواهد آمد.
۵. عناصر رژیم را که سالیان مدعی دفاع از میهن در جریان تجاوز عراق بودند، اینبار دفاع از میهن در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل زمانی که آپوزیسیون سلطنت طلب همدست متجاوزین به میهن بوده اند، باز هم بیشتر آنها را حق بجانب و دستشان را در نفی خواسته های برحق مردم باز خواهد کرد.
۶. رویکردها و شعارهای شبه فاشیستی آپوزیسیون سلطنت طلب در خارج کشور، که بعضا بخاطر خشم و نفرت ناشی از سالیان سرکوب میباشد هرچند قابل فهم است، اما مطلقا قابل دفاع نیست، و اثرات بسیار مخربی بر جنبش دمکراسی خواهی گذاشته،
الف. از طرفی اتحاد آپوزیسیون را بطور مطلق با بن بست روبرو کرده است.
ب. طرح اعدام دگر اندیشان و آویزان کردن آنها از تیرهای چراغ برق ضمن دادن چشم اندازی فاشیستی از ایران آینده سلطنت طلبان، آپوزیسیون غیرسلطنت طلب را دچار تردیدهای جدی در مورد سرنگونی رژیم کنونی نموده است. که مبادا با سرنگونی استبداد از نفس افتاده آخوندی با استبدادی فاشیستی تازه نفسی فاجعه بارتر روبرو شوند که بقدرت نرسیده احکام اعدامش را صادر کرده است.
ج. این رویکرد فاشیستی سلطنت طلبان، نیروهای وفادار و سرگوبگر رژیم را وادار به مقاومت تا آخرین نفس در مقابل جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران کرده و میکند.
د. از آنجا که سرنگونی رژیم بطور مطلق با تجاوز نظامی آنهم با حملات هوایی غیرممکن است، و حتی با حمله زمینی گسترده “بسیارغیر محتمل آمریکا” نیز لزوما نه به سرنگونی بلکه در خوش بینانه ترین شق به هرج و مرج و جنگ داخلی و همزمان نابودی کامل کشور منجر میشود نیز به دمکراسی منجر نخواهد شد.
بنابراین درخواست سلطنت طلبها به رهبری رضاپهلوی به بمباران کشور،تاریخا آنها را در ردیف خائنین به ایران وایرانی ثبت خواهد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)