واقعیتِ اصلیِ جنگ‌های امروز، چند سال دیگر کاملاً روشن خواهد شد و آن‌وقت خواهیم گفت که همه‌چیز بر سر مهار و کند کردن قدرت نوظهور سیاسی، اقتصادی و انرژیِ چین بوده است.

 


 

 

 

جنگ دائمی اینجاست

یوهان ینی ارنبرگ

روزنامه ETC چاپ سوئد

ترجمه مقاله: راهکار سوسیالیستی

 

نمی‌دانم چرا، اما چیزی عجیب در این وجود دارد که ما بارها و بارها روایتی از آنچه رخ می‌دهد می‌سازیم، و چند سال بعد با دلخوری اعتراف می‌کنیم که اصلاً این‌طور نبوده است.

نه، جنگ آمریکا در افغانستان هرگز جنگ آزادی‌بخش نبود. وقتی آخرین هلیکوپترهای آمریکایی با عجله کشور را ترک کردند، افغانستان به‌سادگی دوباره به تاریک‌ترین شکل سرکوب زنان بازگشت.

نه، رهبری سیاسی اسرائیل هرگز طرفدار راه‌حل دوکشوری که در آن فلسطین کشوری آزاد باشد، نبوده است. دهه‌هاست که این دولت تنها به ادامه اشغال سرزمین‌های فلسطینی کمک کرده است.

نه، جنگ عراق درباره سلاح‌های کشتار جمعی نبود؛ بلکه درباره تصاحب ثروت عظیم نفتی آن کشور بود. و وقتی دولت فروپاشید، شرکت‌های بزرگ بین‌المللی نفتی – به‌ویژه انگلیسی و آمریکایی – کنترل را به دست گرفتند.

جنگ عراق را اوج ریاکاری می‌دانستیم. فکر می‌کردیم دیگر نمی‌توان این‌قدر دروغ گفت. اما وقتی هانس بلیکس گزارش داد که آن سلاح‌ها وجود ندارند، باز هم دروغ در رسانه‌های به‌اصطلاح بی‌طرف تکرار شد و گزارش‌دهنده را «خائن» نامیدند.

اکنون همان روند با سرعتی سرسام‌آور در حال تکرار است.
بدترین دروغ‌های جنگی از سوی آمریکا منتشر می‌شود و در سراسر جهان پخش می‌گردد؛ درباره‌شان بحث و «تحلیل» می‌شود، اما حقیقت آشکار خیلی دیر گفته می‌شود.

نه، آمریکا در ونزوئلا به دنبال دموکراسی نبود؛ هدف، کنترل نفت بود.

نه، آنچه اسرائیل و آمریکا در ایران دنبال می‌کنند، قطعاً یک انقلاب دموکراتیک نیست. این جنگ برای در هم شکستن رهبری و در نهایت به دست گرفتن کنترل همان نفت است.

همیشه همین انرژی فسیلی
ما از بسیاری جهات در دوران جدیدی زندگی می‌کنیم: پیشرفت‌های عظیم فناوری، تغییرات گسترده ناشی از بحران اقلیمی. درست در همین میان، «جنگ دائمی» جدید آغاز شده است، جنگی که همواره بر سر قدرت بر انرژی است.

در جنگ‌های قدیم، هدف نابودی منابع انرژی دشمن بود. اما در جنگ دائمی جدید، انسان‌ها کشته می‌شوند، در حالی که بنادر نفتی حفظ می‌شوند تا بتوان هرچه سریع‌تر به «روال عادی کسب‌وکار» بازگشت. محاسبهٔ اقتصادی پشت جنگ‌ها به‌ندرت تا این حد آشکار بوده است. و این به رنجی هولناک برای انسان‌ها منجر می‌شود.

ایران به‌صورت یک دولت فاشیستی اداره می‌شود. قدرت بارها از سوی میلیون‌ها شهروند به چالش کشیده شده، و همان‌قدر هم بارها از سوی کسانی که ادعا می‌کنند از شهروندان حمایت می‌کنند، رها شده‌اند. فعالان دموکراسی‌خواه همیشه پس از مدت کوتاهی تنها می‌مانند.

گاهی این وضعیت حتی بدبینانه‌تر است. به یاد بیاورید که دونالد ترامپ وعده داده بود از معترضان محافظت خواهد کرد. به یاد بیاورید که بنیامین نتانیاهو گفت مأموران موساد در میان معترضان هستند و از آن‌ها محافظت می‌کنند. و اینکه ولیعهد سابق شایعه کرد ۵۰ هزار نیروی سپاه پاسداران به معترضان پیوسته‌اند. این ریاکاری نفرت‌انگیز به دروغی وحشتناک تبدیل شد، زمانی که رژیم به نیروهایش اجازه داد مستقیماً به سوی جمعیت شلیک کنند، جمعیت معترضی که طبیعتاً هیچ حفاظ و دفاعی نداشت.

در مجموع، ده‌ها هزار نفر کشته شده‌اند، در حالی که رسانه‌های غربی درباره این صحبت می‌کنند که جنگ چقدر ممکن است برای کسانی که کنار پمپ بنزین می‌ایستند، دردسرساز شود.

درست است که آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند در این جنگ به‌طور کامل پیروز شوند، زیرا چنین پیروزی‌ای مستلزم نابودی کامل است که یک‌چهارم انرژی جهان را هم از بین می‌برد. اما آن‌ها نیز نخواهند باخت، چون هدف «جنگ دائمی» این است که دشمن آن‌قدر تضعیف شود که رهبران فاسدش مجبور به اطاعت از آمریکا شوند.

در حال حاضر، آمریکا همچنین کوبا را تحت فشار قرار داده تا تسلیم شود، از طریق تحمیل یک بحران انرژی که به‌زودی ممکن است به بحران گرسنگی تبدیل شود.

اما چرا اصلاً جنگ؟
اینجاست که عجیب‌ترین توضیحات و انگیزه‌های ادعایی در رسانه‌ها مطرح می‌شود، تا بعداً کنار گذاشته شده و جای خود را به حقیقتی بسیار ساده‌تر بدهد. آمریکا اصلاً به انرژی فسیلی بیشتری نیاز ندارد. حتی نفتی که در عراق به دست آورد هم ضروری نبود. در عوض، فناوری جدید «فرکینگ» باعث شد آمریکا دوباره به قدرتمندترین کشور در حوزه انرژی فسیلی تبدیل شود.

پس کشوری که همین حالا هم بر انرژی مسلط است، با قدرت بیشتر چه می‌خواهد بکند؟

از یک سو، شاید به این دلیل باشد که سیستم انرژی آمریکا با تهدید واقعی کاهش منابع فرکینگ مواجه است.

اما از سوی دیگر- و احتمالاً توضیح منطقی‌تر در کوتاه‌مدت- همه‌چیز به رقابت با چین مربوط می‌شود.

جنگ‌ها کسی را آزاد نمی‌کنند، بلکه فقط قدرت ویرانگری را نشان می‌دهند.

اینکه آمریکا امروز جنگ دائمی را پیش می‌برد، نه با دروغ‌های دموکراسی قابل توضیح است، نه با افسانه‌های حمایت از حقوق زنان، و نه با کمبود نفت. این جنگ‌ها برای دمکراسی نیستند، بلکه برای نشان دادن قدرت و جلوگیری از رشد رقیب واقعی -چین- هستند.

روایت واقعی جنگ‌های امروز، چند سال دیگر روشن خواهد شد: همه‌چیز درباره مهار و کند کردن قدرت سیاسی، اقتصادی و انرژیِ در حال رشد چین بوده است.

 

اگر آمریکا کنترل انرژی فسیلی جهان را به دست بگیرد، دوباره دلار به قدرت بلامنازع در بازار مالی جهانی تبدیل خواهد شد. شرکت‌های بزرگ آمریکایی با سرعتی سرسام‌آور رشد خواهند کرد، و «جنگ دائمی» تضمین می‌کند که هیچ‌کس جرأت مخالفت نداشته باشد.

این همان جهانی است که ما به فرزندان‌مان می‌دهیم: قدرت اقتصادی فاسد، همراه با افزایش آلودگی و نابودی کره زمین.

هدف، پیروزی در جنگ نیست. هدف این است که دیگران آن‌قدر بترسند که سکوت کنند و مطابق خواست رهبر امپراتوری جهانی عمل کنند.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)