تداوم یکسال تاخیر سرنگونگی ترکیبی قیام داخلی+حمایت قهری کوبنده خارجی، برای چه بود؟!

امثالهم مدتها است خسته شده ام، اشتابهات امثال ما نوعی از منتقدان مرد عادیف تحت تاثیر جنگ روانی، بسیاری هم نوعان ما در داخل و خارج ایارن مجبور شدند مطالبی از زندگی شخصیشان بگویند… که ناخواسته توسط مجریان رسانه ای جنگ روانی مراکز و سرویسهای مخفی اجنبی و… (خودتان میدانید جایش چه پر کنید)، بلاهایی سرشان آمد، مظلومانه دق مرگ شدن برخیف برخی خودکشی کردند، برخی گیر تروریستهای داخلی و احنبی رندگیشان گرفته شد، برخی هم در آستانه یکی از این بلاها هستند…

منتقد از مردم معمولی بودند… اینکه بتوانی… حقایق در یابی.. تلاش برای نجات خود و دیگران  و خودتربیتی بروی.. مشکل برخورد با بیماران ایدئولوژیک.. در کنار جوامعی که خودشان انواع بیماریهای روانی شخصیتی دارند.. دغدغه معیشت و مشکلات شخصی… بخواهی کار سنگینی را انجام دهی… وقتی مشاهده میکنی.. هر وقت میخواهد کار درست بشود و بالاخره بعد چند دهه این کشور فلاکت زده… به نقطه آغازی برای تعالی در رستای آیین جهانی امروزین کشورهای کم و بیش پیشرفت کردند یعنی حقوق بشر و تمدن و دمکراسی.

می بینیم… یک سری اصحاب “زر و زور و جاه” بالاخره زهرشان میرزند تا این نقطه آغاز انجام نپذیرید… همچنان درجا زدن.. همچنان انتظار کشیدن.. از مردمان خسته می شوی… درست زمانی باید شعارها و نظرهای اکثرتی می خواهند تغییر بزرگ.. یعنی تغییر در حاکمیت انجام شود.. و مثلا اکنون ان ابرقدرتها و محافل مخفی قدر قدرت جهانی مخفی.. نظرشان است از آقای رضا پهلوی رهبری و قهرمان بسازند.. دست کم او رهبر و قهرمان اجرا آغاز اجرای آیین جهانی (حقوق بشر، دمکراسی، تمدن) باشد.. شعارها و جهت دهی عوام خواص فعال میدانی و رسانه ای عمده.. می رود بسوی از او شاه ساختن.. نمی دانم کدام نیروهای مخفی قدر قدرت هستند… چنین تروماتیک.. دلشان رضا نمی دهد.. ایران هم به جمع اکثریت آیین جهانی بپوندد… همچنان معرکه دو قطبی چپ و پهلوی… مشکل ایران نشان دهند و نه اینکه مشکل ایران عقب ماندن سیصد سال از رشد و پیشرفت مداوم آیین جهانی در جهانی ما به غرب می شناسیم و اما واقعا غرب یعنی اروپا و امریکای شمالی ینست، واقعا اکثریت دنیا و تا حدی هم دیکتاتوری سکولار باقی مانده بلوک شرق سابق مانند چین و ویتمام و.. هم لنگ لنگان بدون دمکراسی و اما با دو تای دیگر تمدن و تا حدی حقوقبشر دارند پیش مبرند، واقعیت در چین و یا ویتنام به گندی کشورهای موسوم به اسلامی نیست، آنجا اگر حکومت دیکتاتوری است، لااقل تکلیف مردم مشخص است قانون حاکمیت و دادگاه حاکمیت و مجلس حامیت و قوای مسلح حاکمیت… دارد مردم به درستی یا نادرستی تنبیه یا تشویق میکند.. ملای اسلامی نیست که هرکدامشان حکومت موازی تشکیل داده اند… همین مثال عمق عقب ماندگی کشورهای موسوم به اسلامی از جهان نشان میدهد که حتا حکومتهای به ظاهر کمونیستی و دیکتاتوری سکولار هم به مراتب از نظر حقوق بشری وضعشان بهتر این کشورهای موسوم به اسلامی است همچون ایران… یعنی حتا با حکومت آخوندی ولی فقیه نیز، این بساط جگومتهای موازی آخوندها سنی وشیعه در این کشور ایران جمع نشد بعد حدود نیم قرن.. پس مشکل اساسی همانطور بارها گفته شد در ساختار اسلام و مدعیان پیروی و پاسداری از اسلام است.. ضعفی بنیادین در اسلام.. که در چندان سایر ادیان و مذاهب و فرقه های دیگر نیست.. در کاتالویک.. نهاد پاپ و بقیه مذهبهای مسیحی هم یک سراساقفی و بقیه ادیان دیگر همچین.. بالاخره یک تمرکزی است .. در انگلستان قرن سیزده… اشراف اولین بنیادنهای حکومت شروطی و نسخه اولیه نوعی پارلمانتیم و آغاز به سمت دمکراسی و نه واقعا دمکراسی بوده ان وقت.. اما نقطه آغاز زدند.. با مگناکارتا.. بدرند پیش اسقف انگلیس.. او هم مانند شاه قبول کرد.. این طوری.. در کشورهای پادشاهی اروپا… دمکراسی سکولار… آغاز شد.. این توافق در برخی بیشتر به نفع دمکراسی رفت تا جایی پادشاه بسیاری به نمادین نزدیک شد.. اماد رکشورهای موسوم به اسلامی نشد.. چرا مشکل اسلام علاوه محتوا مملو از نقض حقوقبشر.. همان عدم تمرکز در متولی دین و مذهب و فرقه است.. بالاخره… متولی برای اسلام نیست مسئولیت قبول کند که آین جهانی را بپذیرد و این بساط توحشات و تروریسم و نسل سوزوی و انواع نسل کشی های خاموش… جمع شود…

 

هزارها امثال اکبر کجی مانبفست و نقد بنویسند.. آخر خودش می شود… حامی همان اسلام… اخر خودش همان منتقدان که پروتستانیزم در اسلام جاری کنند… می شوند مقابل خلاصی حاکمیت اسلامی.. به اسم مخالفت با جنگ و رسیدن پادشاهی پهلوی..اینجا قطعا سلطانیسم های سنتی پادشاهی خواهی هم مقصرند.. که این وضع را درست کردن و.. دو قطبی ها.. دو طرف دست تروماتیک خودشان بر نمیدارند… این تراژدی است.. اکنون شعارها بجیا نابودی دیکتاتوری.. برود به سوتفاهم بسازد با جاوید شاه…و یا زنده باد حکومت اسلامی… جاویدشاه خیلی خلاصه است.. منظور دریافتی نیست که آیا منظور نه به آخوندیسم و اسلامیسم است؟!… در شعار مشهود و قابل درک نیست… شعار های این چنینی دارد دو قطبی مطلقگرایی دو طرف منازعه سال ۱۳۵۷ بازگو میکند..  مردمی که در تنگنای فشار فلاکت هستند و باید تمرکز بر شعارهای ضد دیکتاتوری و دمکراسی خواهی و حققوبشر خواهی و حق از ثروت ملی عمومی باشد (مانند پیشنهاد سرمایه داری همگانی)  انگاری اجبار انتخباب ین وضعیت موجود.. یا تکرار پیشا ۱۳۵۷ است؟!… انگاری این مردم راه خلاصی ندارند انتخبا بین بد وبدتر…؟! شعارهای مبهم… تکرار ۱۳۵۷ است.. ما مردمان ۸۰% که از دهه ۱۳۵۰ به بعد به دنیا آمدیم.. درکی عینی از واقیع دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نداریم.. اما مشاهده اتفقات این سال اخیر.. تا حدی متوجه شدید آن وضعیتهای نامناسب که منجر انقلاب ۱۳۵۷ شد… چقدر داستانهایی درباره برامدن خمینی و خالص سازی اوایل دهه ۱۳۶۰ شده.. به سرعت عجیبی در حال مشاهده است… انگار دارند تاریخ برعکس اجرا میکنند.. فیلم ۱۳۵۷ دارد وارونه پخش میشود…! دو قطبی سلطنت ملا و سلطنت شاه سنتی.. این تراژدی است.. کوتاهی هایی به بارها هشدار دادند به آقای رضا پهلوی.. که از این موقعیت سرمایه خودش به درستی استفاده شود.. نگذارند او را از رهبری یک جریان به سمت آیین جهانی.. بکشاند به این دو قطبی میان دو سلطانیسم.. الانم زودتر این فریب خوردگی اصلاح کند.. تاخیر در سرنگونی جگ.کن فعلی… متاسفانه درون حکومت فعلی.. از بس فساد و مافیایی ها قوی بودند.. نشد پروزه پلانهای خودگذارگری از درون حکومت اجرا شود.. مانع جنگ داخلی و خارجی شود… خیانت و جنایت بزرگی کردند مافیایی ها.. که نگذاشتند خودگذارگری از درون رزیم که با نامهای مختلف و توسط اشخاص مختلف در این سه سال اخیر بارها گفته شد، مثلا انقلاب از بالا… نگذاشتند… تا کار به این مرحله رساندند.. مقصر مردم عادی از منتقدان تا تظاهر کنندگان مردم عادی نیستند… آنهایی نخبه بودن و رسانه هیا چند هزار تا چند هزاری بیننده داشتند.. آنهایی قدرت و ثروت و موقعیت داشتند… آهایی از رات در حال ثروت اندوزی بودند… آنهایی که سیرمانی ندارند.. چنان فشار بر گرده فرودستان آوردند.. کار فرودستان به دق مرگی یا سو تغذیه از قحطی و بیماریهای جسمی روحی کشید… چه خیانتهایی کردند با بی شرمی طلبکار هستند و ادعای برحقی میکنند!… آنها مقصرند و باید پاسخگو خیانتهایشان باشند… مردم عادی قربانی هستند… این مردم عادی هر کدام به نحوی… مردم عادی نباید همدیگر ازار بدهند.. همه امثال ما مردم عادی ایران در خراج و داخل ایران ربانی.. آن خواص هستیم… ما درد مشترک قربانی بودن داریم… همین که چند سال دیگر بیهوده در این وضعیت فلاکت عمر و سلامتی و از حقوق بدهی بشری شان محروم شدند… خودش هزینه و تاوان ناحقی است… تا آنهایی واقعا هزینه مالی و سلامتی سنگین و بلکه جانشان فدا کردن در این راه…

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)