سازمان حقوق بشر ایران؛ ۱ اسفند ۱۴۰۴: در گفت‌وگو با یکی از نزدیکان محمد رنجبر حسین‌آبادی سازمان حقوق بشر ایران به جزئیاتی دست یافته است که نشان می‌دهد او در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، با شلیک سه گلوله جنگی مأموران حکومتی به سینه و شکم در اراک کشته شده است.

محمد رنجبر حسین‌آبادی، ساکن شهر اراک، ۳۱ ساله، متأهل ودارای یک فرزند سه‌ساله پسر بود و مغازه فروش لوازم خودرو در اراک داشت.

این منبع نزدیک به خانواده محمد رنجبر به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «او در شب ۱۹ دی‌ماه به خیابان رفت و به جمعیتی ملحق شد که در میدان شورای اراک (باغ ملی) جمع شده بودند. دقایقی بعد، هدف شلیک گلوله جنگی مأموران قرار گرفت و به زمین افتاد.» 

این منبع آگاه اضافه کرد: «محمد ناگهان فریاد زد “سوختم، سوختم” و بر زمین افتاد. لحظه‌ای بعد از حال رفت و به دلیل تیراندازی شدید، ما حتی نتوانستیم به او نزدیک شویم. چندی بعد نیروهای امنیتی، پیکر مجروح و غرق در خون او را با خود بردند.»

به‌گفته این منبع مطلع، چهار روز بعد، در تاریخ ۲۳ دی‌ماه، پزشکی قانونی اراک در تماسی با خانواده از آن‌ها خواستند برای شناسایی و تحویل پیکر محمد به این مرکز مراجعه کنند؛ «به خانواده اعلام شد پیکر او تنها در صورتی تحویل داده می‌شود که فرمی را امضا کنند مبنی بر این‌که محمد بسیجی بوده است و همچنین مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان به‌صورت نقدی بپردازند. خانواده محمد از امضای فرم خودداری کردند و از آنجایی که تهیه این مبلغ به طور یک‌کجا از بانک مقدور نبود، پس از گذشت دو روز با دشواری موفق به تهیه مبلغ مورد نظر شدند.»

این منبع افزود: «به‌دلیل مخالفت خانواده با معرفی محمد به‌عنوان «بسیجی»، اجازه برگزاری مراسم و خاک‌سپاری با حضور بستگان و دوستان به آنان داده نشد. به خانواده محمد رنجبر گفتند که قبل از تحویل پیکر او باید مراسم را خصوصی برگزار کنند. آنها نیز در روز ۲۴ دی در حسینیه علی اصغر مراسمی خصوصی برگزار کردند. یک روز بعد، پس از پرداخت مبلغ درخواستی، پیکر محمد تحویل داده شد و آن را در آرامستان اراک، ساعت چهارونیم بامداد و در تاریکی با حضور ۱۳ نیروی امنیتی و تنها سه عضو خانواده‌اش ــ پدر، مادر و همسر ــ به خاک سپردند. خانواده تهدید شدند در صورت اطلاع‌رسانی، اموال و مغازه محمد مصادره و همه اعضای خانواده بازداشت خواهند شد.»

این منبع نزدیک به خانواده رنجبر به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «محمد در یک خانواده مذهبی و نه حکومتی بزرگ و تربیت شده بود. اما خودش چندان مذهبی نبود. عاشق ایران و بسیار وطن‌پرست بود، به‌طوری‌که نام اصیل ایرانی نریمان را برای فرزندش انتخاب کرد. او مهربان، تکیه‌گاه و دلخوشی همه فامیل بود. حکومت با کشتن او کل فامیل را کشت».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)