سایه اضطراب بر سر آموزش؛ چرا صندلی‌های مدرسه خالی می‌مانند؟

در ماه‌های اخیر، پیوند میان امنیت و ثبات آموزشی در ایران با چالشی بی‌سابقه روبرو شده است. تداوم تنش‌های منطقه‌ای و تحریکات حکومت ملایان و بیم از وقوع درگیری‌های نظامی، در کنار بی‌تحرکی نهادهای متولی برای ایمن‌سازی روانی فضا، موجب شده تا بسیاری از خانواده‌ها از اعزام فرزندان خود به مراکز آموزشی خودداری کنند. این گزارش به بررسی ریشه‌های این غیبت گسترده و پیامدهای ویرانگر آن بر پیکره آموزش کشور می‌پردازد.

 

هراس از ناامنی و تخلیه کلاس‌های درس مدرسه

امروزه بی‌ثباتی و اضطراب بر زندگی روزمره سایه انداخته و مدرسه برای بسیاری از خانواده‌ها دیگر مکانی امن محسوب نمی‌شود. پس از تشدید تنش‌ها و افزایش نگرانی از درگیری‌های خارجی، والدین هر صبح با تردیدی جدی مواجه هستند. آن‌ها از خود می‌پرسند که آیا فرستادن فرزند به مدرسه در این شرایط امنیت دارد یا خیر. گزارش‌های میدانی نشان‌دهنده کاهش چشمگیر حضور دانش‌آموزان در برخی مراکز آموزشی است. این تصمیمات فردی می‌تواند هزینه‌های آموزشی و روانی سنگینی برای کودکان به همراه داشته باشد. اگرچه آمار رسمی منتشر نشده، اما ابعاد این پدیده بسیار گسترده به نظر می‌رسد. گفتگو با معلمان و والدین نشان می‌دهد که ترس و بی‌اعتمادی به امنیت فضای آموزشی دغدغه اصلی است. این نگرانی‌ها آرام‌آرام به عادی‌سازی غیبت دانش‌آموزان در سطح جامعه منجر شده است. یکی از مادران می‌گوید: «اوایل، حتی وقتی اینترنت قطع بود یا تازه وصل شده بود، معلمان در شبکه شاد حضور و غیاب می‌کردند. معلوم بود چه کسی سر کلاس هست و چه کسی نیست. اما حالا دیگر حتی آن هم نیست. انگار اصلا مهم نیست بچه در کلاس حضور دارد یا نه». این فقدان نظارت حاکمیتی بر حضور فیزیکی، بر دلهره خانواده‌ها افزوده است. در نبود تضمین‌های امنیتی، والدین ترجیح می‌دهند آموزش را فدای سلامت فرزندانشان کنند.

 

فشارهای آموزشی در کنار بحران‌های روانی

شتاب‌زدگی در فرآیندهای آموزشی فشار مضاعفی بر دانش‌آموزان وارد کرده است. آن‌ها باید هم‌زمان با استرس‌های بیرونی، با حجم زیاد تکالیف و امتحانات مکرر کنار بیایند. مادری در این باره می‌گوید: «هم استرس دارد، هم عقب‌افتادگی، هم تکلیف زیاد. بچه واقعا تحت فشار است». پیامد این وضعیت تنها به غیبت از کلاس محدود نمی‌شود. دانش‌آموزان دیگر انگیزه‌ای برای یادگیری ندارند. وقتی کلاس‌ها مرتب تعطیل و درس‌ها نیمه‌کاره رها می‌شوند، بی‌تفاوتی جایگزین شوق تحصیلی می‌گردد. خانواده‌ها اکنون مجبورند بین آموزش و امنیت یکی را برگزینند. برای بسیاری از آن‌ها انتخاب نهایی کاملاً روشن است. آن‌ها معتقدند: «الان اولویت حفظ جان بچه‌‌ها است، درس اگر عقب بیفتد، شاید جبران شود، اما جان که برنمی‌گردد». این پدیده به شکلی فراگیر در حال گسترش است. بسیاری از والدین از فرستادن فرزندان خود به مدرسه امتناع می‌ورزند. این وضعیت در حالی ادامه دارد که سال تحصیلی جاری با اختلال‌های متعددی آغاز شد. تعطیلی‌های مکرر و آموزش مجازی بی‌کیفیت از جمله این مشکلات بود. فقدان ثبات آموزشی باعث شده تا اعتماد عمومی به سیستم رسمی آموزش به شدت کاهش یابد. حتی در مرکز پایتخت نیز والدین با همین تردیدهای روزمره روبرو هستند. آن‌ها معتقدند محیط مدرسه به جای آرامش، به منبع دائمی اضطراب تبدیل شده است.

 

بحران کیفیت و خاطرات تلخ گذشته

در کنار نگرانی‌های امنیتی، کیفیت نازل تدریس نیز عامل دیگری برای خالی شدن مدرسه است. یک دانش‌آموز مقطع متوسطه اول می‌گوید: «واقعیتش این است که رفتن یا نرفتن ما به مدرسه خیلی فرق نمی‌کند. نظام آموزشی آن‌قدر ضعیف شده و خیلی از معلم‌ها آن‌قدر بی‌کیفیت درس می‌دهند که حضور ما تأثیر خاصی ندارد». معلمان نیز تایید می‌کنند که رغبت محصلان برای حضور در کلاس کاهش یافته است. در کلاسی با ۱۸ دانش‌آموز، گاهی تنها ۵ تا ۶ نفر حاضر می‌شوند. برخی دانش‌آموزان برای تأمین مخارج زندگی کار می‌کنند و برخی دیگر بی‌انگیزه هستند. همچنین خاطره مسمومیت‌های سریالی سال ۱۴۰۱ هنوز در ذهن خانواده‌ها زنده است. آن حوادث که به ۲۵ استان کشور کشیده شد، باعث بستری شدن بسیاری از کودکان گردید. علت دقیق آن وقایع هرگز به طور شفاف برای افکار عمومی روشن نشد. این تجربه تلخ، نوعی بی‌اعتمادی عمیق نسبت به سلامت فضای مدرسه ایجاد کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد نوسان حضور دانش‌آموزان باعث افت محسوس تحصیلی در کل کشور شده است. اختلاف نمرات در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۴ به خوبی این نابرابری را نشان می‌دهد. در حالی که معدل منطقه ۶ تهران ۱۴.۸۴ است، در میرجاوه این عدد به ۵.۲۶ می‌رسد. این شکاف عمیق آموزشی نشان‌دهنده فقر یادگیری گسترده در نظام فعلی است. طبق آمارهای بین‌المللی، ۷۰ درصد دانش‌آموزان ایرانی عملکردی پایین‌تر از میانگین جهانی دارند.

ترکیب هراس از جنگ، خاطرات تلخ امنیتی و ضعف ساختاری در نظام آموزشی، مدرسه را از کارکرد اصلی خود دور کرده است. در حالی که خانواده‌ها میان دوراهی جان و آموزش، اولی را برگزیده‌اند، سکوت و بی‌عملی مسئولان بر عمق فاجعه افزوده است. جان در برابر آموزش؛ اولویت با کدام است؟

[مدرسه‌های رنگین با خون دانش آموزان و معلمان به عزا نشسته!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)