حاکمیت غایب و ملت بیپناه؛ بحران امنیت در سایه تهدیدهای خارجی
در شرایطی که سایه جنگ بر کشور سنگینی میکند، امنیت شهروندان به دغدغهای حیاتی تبدیل شده است. حاکمیت که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ با خشونت تمام دهها هزار معترض مسالمتآمیز را به رگبار بست، اکنون در برابر حفظ جان مردم بیتفاوت است. در حالی که علی خامنهای از ترس حملات احتمالی دو هفته است به پناهگاهی زیرزمینی گریخته، مردم ایران در وضعیتی بیپناه رها شدهاند.
وعدههای توخالی و پناهگاههای غیرقابل استفاده
در لحظات بحرانی، همواره نخستین سوال مردم این است: «به کجا پناه ببریم؟» اکنون که احتمال درگیری نظامی با آمریکا یا اسرائیل قوت گرفته، نگرانیها درباره پناهگاههای تهران افزایش یافته است. کارشناسان بر این باورند که نبود امکانات در جنگ ۱۲روزه خسارات جانی جبرانناپذیری به مردم بیپناه تحمیل کرد. تامین سیستم آژیر خطر و آموزش شهروندان وظیفه حاکمیت است. با این حال، تجربه نشان داد که زیرساختهای دفاعی عملاً وجود خارجی ندارند. نبود امنیت باعث شد بسیاری از مردم در نبرد ۱۲روزه از پایتخت فرار کنند. خردادماه سالجاری رئیس شورای شهر ادعا کرد مترو و پارکینگها آماده پذیرش مردم هستند. اما در ۲۵ خرداد، وقتی مردم به مترو مراجعه کردند، با دربهای بسته مواجه شدند. پاسخ مسئولان به این فاجعه تنها یک جمله توهینآمیز بود: «اگر در میزدید باز میکردیم!» این رفتار نشاندهنده آن است که شهروندان در نگاه حاکمان، افرادی بیپناه و فاقد ارزش هستند. مدیرعامل سازمان مدیریت بحران تهران اعتراف کرد که ۵۰۰ پناهگاه در مدارس شناسایی شده است. او تاکید کرد که اکثر این مکانها قابل احیا یا استفاده نیستند. برای تهران ۱۰ میلیون نفری، این فضاها اصلاً کافی به نظر نمیرسند. نبود دستورالعمل شفاف، وضعیت را برای فرد بیپناه در پایتخت بسیار دشوار کرده است.
پاسکاری مسئولیتها و فقدان آژیر خطر در پایتخت
علیرضا زاکانی مدعی است تبدیل پارکینگها به پناهگاه در دستور کار شهرداری قرار دارد. او میگوید مردم باید بدانند در هر محله به کدام نقطه پناه ببرند. با این حال، هنوز هیچ نشانی از اجرای این طرح برای مردم بیپناه دیده نمیشود. موضوع آژیر خطر نیز به یکی از چالشهای جدی مدیریت شهری تبدیل شده است. مردادماه بلندگوهایی در میادین نصب شد که مسئولان مدعی بودند برای اعلام خطر است. مهدی بابایی نصب این بلندگوها را اقدامی مثبت برای اطلاعرسانی در شرایط بحران دانست. اما مهدی چمران با بیتفاوتی اعلام کرد اصراری بر نصب آژیر خطر نداریم. او افزود تنها در صورت تشخیص نهادهای امنیتی، این تجهیزات نصب خواهند شد. این تضاد در گفتار، مردم را در برابر حوادث احتمالی بیپناه رها کرده است. چمران مدعی شد پناهگاههای امنی برای مقابله با حملات شیمیایی در حال تجهیز هستند. اما تناقض میان وعدهها و واقعیتهای موجود، اعتماد عمومی را به کلی نابود کرده است. وقتی حاکمان به فکر مخفیگاههای خود هستند، شهروند عادی در شهر بیپناه میماند. هر مسئول وظیفه خود را به نهاد دیگری واگذار میکند. در این میان، جان میلیونها انسان قربانی بیکفایتی و سیاستهای تهاجمی نظام میشود. عدم هماهنگی میان سازمان پدافند غیرعامل و شهرداری، تهران را در وضعیت قرمز قرار داده است.
زیرساختهای ناکارآمد و واقعیتهای تلخ شهرسازی
مهدی بابایی، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران میگوید فضاهایی برای امنیت مردم شناسایی شدهاند. او معتقد است رویکرد قدیمی پناهگاهسازی دیگر برای جمعیت فعلی پاسخگو نخواهد بود. سازمان مدیریت بحران لیست پارکینگها و پاساژها را تهیه کرده است. اما این نقاط تنها در زمان وقوع حادثه اطلاعرسانی خواهند شد. این پنهانکاری، فرد بیپناه را در لحظه حادثه با سردرگمی مطلق مواجه میکند. بابایی صراحتاً میگوید تهران برای زندگی روزمره طراحی شده و نه برای شرایط جنگی. این اعتراف نشان میدهد که هیچ آمادگی واقعی برای حفاظت از مردم وجود ندارد. برای بودجه سال ۱۴۰۵ مبالغی جهت دو منظوره کردن پارکینگها در نظر گرفته شده است. تجربه جنگ ۱۲روزه ثابت کرد که شاخصهای امنیتی در بسیاری از نقاط رعایت نشده است. مازیار حسینی، استاد دانشگاه، میگوید در مقررات ملی ساختمان، الزامات پدافند غیرعامل وجود دارد. اما ایران با وجود موقعیت حساس خود، در این زمینه کاملاً غفلت کرده است. او معتقد است ساختمانهای بتنی با دیوارهای برشی، نقاط امنتری برای مردم بیپناه محسوب میشوند. راهپلههای فاقد پنجره نیز میتوانند در مواقع اضطراری به عنوان پناهگاه موقت عمل کنند. مردم باید خودشان نقاط امن را شناسایی کرده و تمرین کنند. حاکمیتی که خود عامل بحران است، هرگز پناهگاه مردم نخواهد بود. در نهایت، ملت در برابر تهدیدات داخلی و خارجی بیپناه مانده است.
حاکمیتی برای خود و شهری برای هیچکس و مردم بیپناه
بررسی وضعیت پناهگاههای تهران نشان میدهد که جان مردم کمترین اهمیتی برای سران حکومت ندارد. در حالی که خامنهای در اعماق زمین پنهان شده، شهروندان باید در پارکینگهای ناامن و متروهای بسته به دنبال نجات باشند. حکومتی که در دی ۱۴۰۴ خون مردم را بر زمین ریخت، اکنون آنها را در برابر موشکها بیپناه رها کرده است. فقدان آژیر خطر، نبود پناهگاههای استاندارد و پاسکاری مسئولیتها، همگی گواه یک حقیقت تلخ هستند: این نظام تنها به فکر بقای خود است. مردم ایران در این کارزار سخت، میان تهدیدهای خارجی و سرکوبهای داخلی، تنها و بیپناه ماندهاند.
[تهران شهر بیدفاع؛ نگاهی به فساد سران و فساد سیستماتیک حاکمیت]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.