پیشگفتار544153_623111301086718_240613868_n
رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه، در صدر هیئتی عالی رتبه وارد تهران شد. تیتر بسیاری از خبرگزاری های داخلی و مخالف رژیم و همچنین روزنامه های ترکیه بود. این سفر در نگاه اول میتواند سفری دیپلماتیک میان مقامات دو کشور همسایه، برای بهبود روابط و توافق برای مبادلات اقتصادی و گردشگری باشد، آنگونه که در رسانه های رسمی طرفین اعلام شده است.
اما از زمان شروع به کار اردوغان در پست نخست وزیری ترکیه سیاست های کابینه او در قبال همسایه های ترکیه در تضاد با سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود و آن زمان ایفای نقش ترکیه در معادلات خاورمیانه بسیار پررنگتر شد. همچنین جمهوری اسلامی با حمایت از نیروهای مخرب و بحران ساز منطقه و مانع تراشی برای حل این معادلات، بازیگر اصلی ناآرامی های منطقه بود. امروز در حالی نخست وزیر ترکیه به ایران سفر میکند که کشورش با بحران داخلی و قطع حمایت قدرتهای حامی اش، در موازنه قدرت جایگاهی که تصور مینمود را در دست آخوندهای تهران میبیند. با بررسی مسائل چند سال اخیر میتوان دلایل سیاسی و دارای اهمیت برای این سفر “باشباکان” تعریف نمود.
روزهای خوب نخست وزیری
از زمان شروع اعتراضات در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا، با توجه به شرایط سیاسی کشورهای منطقه ترکیه میتوانست انتخاب اول غرب، برای تقسیم قدرت و موازنه آن در خاورمیانه باشد. در مسئله سوریه که دارای مرز مشترک با ترکها میباشد، تلاش مداوم و تاکید اردوغان در راستای برکناری اسد و انتقال قدرت، همسو با سیاست غرب در کنار تلاش برای گزینه نظامی نیز ضدیت شان را با هم پیمان آخوندها نشانگر میباشد. رژیم اسد در تمام مدت نا آرامی های سوریه، از حمایت و پشتیبانی کامل ایران استفاده نمودند و به لطف آخوندی تلاشهای “مقامات عثمانی” و غربی ها، نتوانست اسد را از قدرت پایین کشاند. ایران “بهار عربی” را “بیداری اسلامی” میدانست و این موج انقلابی را در سوریه با کشتار ناراضیان و پشتیبانی مادی-معنوی به اسد، فلج کرد و از رسیدن آن به جمهوری “ولایت” جلوگیری نمود.
از سویی در میان کشورهای منطقه رقابت بر سر کسب سلطه ی بیشتر همواره وجود داشته است که در سالهای اخیر با توجه به جنسیت به ظاهر ملایم تر و دمکراتیک نمای الگوی اسلامی حاکم بر ترکیه، برای غربیها این کشور قابل قبول تر از سایر دُوَل بوده و در روابط و مناسبات بین المللی از دیگر کشورهای اسلامی پیشی گرفته بود. از دیگر سو ایران نیز همواره در میان قدرتهای تشییع مذهب، راس بوده و با استفاده از نیروهای تروریست و جنایتکاری که در نامهای متعدد پرورش داده، توانسته در بیشتر کشورها نقش غیر قابل انکار ایفا نماید. در پرونده اتمی جمهوری اسلامی نیز، با وجود ماهیت جنگ طلبانه رژیم و واهمه همسایگان ایران از دسترسی ملاها به سلاح اتمی، برخلاف میل عربستان، ترکیه و… ابر قدرتهای غربی، با در نظر گرفتن هزینه های بالای تنش و مقابله مستقیم و همچنین توانایی بسیار زیاد رژیم تهران در برنامه های مخرب نظم عمومی منطقه، مدارا و دیالوگ را بهتر از سایر گزینه ها دانستند. دولت ترکیه همانند دیگر کشورهای خاورمیانه، در رقابت بر سر تسلط و نفوذ سیاسی منطقه، رقیب جمهوری اسلامی بوده و هستند. اردوغان و “آ.ک پارتی” در ابتدا با تکیه بر نفوذ فتح الله گولن رهبر مذهبی-معنوی درصد بالایی از ترک ها که مقیم آمریکا میباشد، هم در روابط با غرب و هم جایگاه اجتماعی پیشرفت قابل توجهی را داشتند و بهبود روابط ترکیه با آمریکا و قدرتهای غربی در کنار بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی داخلی را در دوران به قدرت رسیدن این حزب میتوان از نتایج استفاده از این لابی ترک دانست.
توافق ژنو پایان روز های خوب
تا قبل از توافق ژنو مابین رژیم ایران و کشورهای طرف قرارداد آخوندها، ترکیه در حل مسائل و ناآرامی های منطقه مورد اعتماد این قدرت ها بود و با وعده وعیدهای نامرئی شان در مسیر توسعه اقتصادی و پویایی سیاسی قرار داشت. اما پارسال و شاید در آغازین توافقات پشت پرده جمهوری اسلامی با غرب جرقه تنزل دولت اردوغان در واکنش نادرست و قرار گرفتن در مقابل آزادیهای اجتماعی، مردم را به میدان “تکسیم” کشاند. دولت، با بالا گرفتن اختلافات شخص “باشباکان” با رهبر معنوی اسلامیون، “هوجه” فتح الله گولن، حمایت های اجتماعی و پشتیبانی بخش عظیمی از جامعه ترکیه را از دست داد وبعد از آن بحران های متوالی را در داخل شاهد بود. آخرین مشکل اردوغان و دیگر وزیران کابینه اش مسئله فساد مالی و ارتباط این پرونده به جمهوری اسلامی بود که دیگر مجالی برای فشار دیپلماتیک، بر کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را برای دخالت در بحران سوریه باقی نگذاشت. تعدد مشکلات و سقوط ارزش پول و اقتصاد ترکیه را در کنار فرصت کم باقی مانده تا انتخابات، قدرت بازسازی و کشاندن آرای مردم را از “آ.ک پارتی” گرفت. این روزها کسانی که در ترکیه بسر میبرند بخوبی شاهد افت محبوبیت حزب عدالت و توسعه در میان مردم هستند.
تهران پایان تک روی
رجب طیب اردوغان و حزبش برای به دست آوردن مجدد قدرت باید چند تغییر بزرگ در وضعیت فعلی ایجاد کنند تا بتوانند در رقابت انتخاباتی از احزاب “ج.ه.پ C.H.P” و”م.ه.پ M.H.P” عقب نماند؛
کنترل رکود مالی و سقوط اقتصاد ترکیه که سیاست خارجی دولت باید حمایت غرب را جلب نماید تا بر این وضعیت سامان بخشد.
پایین آوردن میزان هزینه انرژی که در ترکیه نرخ هر کدام از منابع انرژی در بالاترین حد مابین کشورهای جهان میباشد. «هدف اصلی در رسانه ها بحث بر سر نرخ گاز بیان شده است»
بهبود جایکاه سیاسی کشورش در منطقه وبرقراری مجدد آرامش پس از حدود یک سال ناآرامی و اعتراض مدنی در داخل
اردوغان در این سفر بدنبال کسب حمایتی همتراز با پشتیبانی دوره قبل میباشد. نیک میدانند که پس از توافق ژنو، به نوعی آخوندها کلانتر سیاسی منطقه هستند و با اقدامی انتحاری دل به کمک “ولی فقیه” و نظام ولایت مدار ایران بسته و برای ماندن در قدرت، به دستبوس رفتند و جبران مافات را در تهران امیدوار است. نتیجه این سفر هر تعداد موقعیت برای “باشباکان اردوغان” ایجاد کند و یا هیچ دستاوردی را نداشته باشد، یک مسئله را قطعی نمود آنهم اینکه؛ هر زمان جمهوری اسلامی تشخیص دهد پایان حاکمیت نخست وزیر فعلی ترکیه فرا میرسد و عملا احتمال پیروزی مجدد “آ.ک پارتی A.K PATY” را بدلیل حضور نفر اولش در تهران بسیار قوت بخشید.

عادل محمدی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)